Environmental Health Engineering |
بهداشت محيط بيمارستان ( قسمت 2)
ديوارها و سقفها :
پاك كردن ديوارها و سقفها بايد در حد كافي صورت گيرد تا خاك و لكه بر روي آنها مشاهده نشود. گندزدايي اين قسمتها مورد نياز نمي باشد مگر در صورت مشاهده آلودگي شناخته شده خون ، ادرار يا مايع آلوده كننده كه بايد فرا پاك شود . درزمان پاك كردن ديوارها سطوح آنها بايد حتي المقدور خشك نگه داشته شود . آسيب ديدن ديوارها و از بين رفتن رنگ و روي آنها باعث مشخص شدن گچ زير آن شده وخون ريخته شده به طور كامل پاك نمي شود و به دنبال مرطوب شدن ، به شدت با باكتري آلودگي پيدا مي نمايد . بنابراين اين گونه ديوارها بايدبه سرعت ترميم شوند.
ساير سطوح :
روي كمدها بايد روزانه با يك محلول دترجنت تازه تهيه شده و دستمال يك بار مصرف پاك شود . در صورت لزوم بايستي ساير اثاثيه نيز به همين روش پاك شوند . قفسه ها و تاقچه ها بايد به طور مرتب با دستمال مرطوب گردگيري و اگر گرد و خاك روي آن تجمع مي يابد لازم است مدت زمان نظافت نزديكتر شود.
حمام:
حمام و سينك بايد حداقل روزي يك بار توسط پرسنل خدمات شسته شوند . بيماران نيز بايد تشويق شوند تا بعد از هر بار استحمام ، حمام را پاك و تميز كنند . براي پاك كردن به طور روزانه ، استفاده از يك ماده دترجنت كافي است . بعدازاستحمام بيماران عفوني يا قبل از استحمام بيماراني كه زخم باز دارند بايد حمام را گندزدايي نمود كه براي اين كار ازتركيبات كلر دار كه خاصيت خورندگي نداشته باشد (انواع دزومد يا هالاميد ) مي توان استفاده نمود.
نبايد سوراخهاي ورودي سينك يا لوله هاي خروجي فاضلاب آن گندزدايي شوند در سينكهاي مخصوص شستشوي دست نبايد سوراخ آنها با روپوش بسته شود.
توالتها :
سينك يا نشيمن توالت و دستگيره ها بايد حداقل روزي يك بار پاك شوند ، همچنين اگر به وضوح و به صورت قابل روئيت آلوده شوند بايد پاك گردند . براي پاك كردن روزانه بايد از يك محلول دترجنت استفاده كرد . اگر كاسه توالت به وضوح آلوده شود يا بعد از استفاده توسط بيمار مبتلا به عفونت دستگاه گوارش استفاده مي شود قبل از استفاده بايد كاسه توالت با آب آب كشي و خشك نمود. لازم به ذكر است ريختن ماده گندزدا به داخل سوراخ توالت يا فاضلاب خطر عفونت را كم نمي كند.
ظروف و كارد و چنگال :
شستن اين وسايل در ماشين ظرفشويي مركزي و خشك كردن آنها نسبت به شستن آنها در هر يك از بخشها به طور جداگانه ارجحيت دارد ، در صورت نبود ظرفشويي مركزي كليه ظروف ، كارد وچنگالها طي سه مرحله شسته مي شوند كه اين مرحله عبارتند از : پاك كردن با آب گرم ، شستشو با پاك كننده و آبكشي و پس از آن استفاده از يك گندزدا
( پودر پركلرين يا وايكس ) مناسب خواهد بود.
شرايط پاك كردن ترشحات عفوني خارج شده از بدن بيمار و پاك كردن محل خواب بيماران عفوني درصورت نبود دستمالهاي يك بار مصرف ، مواد و روشهاي جايگزين عبارتند از :
1- مي توان از يك برس نايلوني ( كه سريعا خشك شود ) براي پاك كردن حمام استفاده كرد . از زمين شوي پنبه اي جاذب ( تي ) يا برس هاس مويي و كركي نبايد استفاده كرد.
2- اگر از پارچه چند بار مصرف براي پاك كردن استفاده مي شود بايد پس از انجام كار، شسته ( ترجيحا در ماشين لباس شويي ) و با روشي كه باعث گندزدايي شود و خشك گردد . همچنين براي هر قسمت، پارچه جداگانه مصرف گردد .
3- برس مخصوص پاك كردن توالت بايد به اندازه كافي آبكشي شده و بعد خوب تكان داده شود تا آب آن تخليه گردد و بعد به صورت خشك نگهداري شو.د . از اسفنج نبايد براي پاك كردن سطوح استفاده كرد.
رفع آلودگي از لوازمي كه مصارف باليني ندارند :
لوازم مخصوص تراشيدن مو ، كاسه ها و ظورف پلاستيكي مخصوص شستشو بايد بعد از هر بار مصرف به طور كامل با دترجنت و آب داغ شسته و خشك گردند . ترجيحا اين ظروف بايد به صورت جداگانه و وارونه نگهداري شوند . در واحدهاي پرخطر پس از ترخيص بيمار يا اتمام ايزولاسيون و بهبودي بيمار ، بايد گندزدايي اين لوازم و ظروف توسط حرارت ، مواد گندزداي كلر دار يا فنولدار صورت گرفته و بعد براي بيماران ديگر مورد استفاده قرارگيرند . براي بخشهاي عمومي پاك نمودن و خشك كردن آنها ، احتمالا كافي خواهد بود . مي توان از سبدها ي آويزان شده در زير تخت بيمار نيز جهت نگهداري اين وسايل استفاده نمود.
برس ناخن : به جز موارد خاص از مصرف برس ناخن بايستي اجتناب شود.
تيغ :
براي تراشيدن موها قبل از عمل جراحي از تيغهاي يك بار مصرف استفاده گردد.
رختخواب :
بعد از ترخيص بيماران پاك كردن تختخواب ( چهارچوب تخت ) به طور معمول لازم نمي باشد مگر اينكه آلودگي قابل روئيت وجو داشته باشد . تختخواب بايد در برنامه نظافت بيمارستان قرار گرفته و با يك دترجنت پاك و خشك شود . اگر گندزدايي لازم باشد تركيبات محلول فنول مناسب خواهد بود . در اين موارد از ضد عفوني كننده هاي گران قيمت نبايد استفاده كرد.
تشك و بالشها :
بايد داخل روكش ( رويه ) ضد آب قرار گيرند و اگر احتمال آلودگي آنها با مايعات بدن بيمارمي رود در داخل يك رويه ضد آب ديگر نيز قرار گيرند . براي رفع آلودگي روكش ها استفاده از محلول دترجنت و خشك كردن آنها معمولا كافي است.
گندزدايي با محلول فنول ، نفوذ پذيري روكش اين لوازم را بيشتر مي كند . لذا در صورت امكان از مصرف اين گونه گندزداها بايستي جلوگيري شود.
پرده ها :
پرده ها بايد در صورت وجود آلودگي قابل روئيت شسته شوند و در غير اين صورت هر شش ماه يك بار شسته شوند.
ترمومتر دهاني :
ترمومتر دهاني بايد به صورت خشك نگهداري شود نه در داخل گندزدا
ترمومتر مقعدي :
از غلاف يا پوشش يك با ر مصرف استفاده شود.
لگن :
براي جلوگيري ازانتقال آلودگي هاي موجود در مدفوع هميشه بايد بعد از جمع آوري و دست زدن به لگن يا بعد از استفاده مجدد از آنها دستها شسته شوند . حتي اگر تميز به نظر مي رسند.
سطوح محيطي :
سطوح محيطي ( ديوار . كف و … ) به ندرت با انتقال عفونت به بيماران يا پرسنل همراهند ولي پاك كردن و حذف آلودگيهاي محيط به طور معمول توصيه مي شوند.
شستن دست :
بعداز تماس (با دستكش يا بدون دستكش ) با خون ، مايعات بدن ، ترشحات ، مواد غذايي و لوازم آلودن دستها حتما بايد شسته شوند.
مراحل شستن دست : براي شستن دست نيار به سينك ، آب جاري و گرم ، صابون با مواد ضدعفوني كننده و حوله كاغذي نيازاست و سپس به شرح ذيل عمل مي گردد.
1- آستينهاي روپوش را تا قسمت فوقاني مچ بالا زده ، جواهرات و ساعت مچي را ازدست وانگشتان خارج مي نماييم .
2- ناخن ها بايد كوتاه بوده و نبايد از برق ناخن يا لاك ناخن و يا ناخن مصنوعي استفاده گردد.
3- سطح دستها و انگستان از نظر بريدگي و خراش كنترل شود .
4- جلو سينك ايستاده به نحوي كه روپوش و دستها با سينك تماس پيدا ننمايد.
5- شير آب را باز كرده تا دستها و قسمتها تحتاني ساعد خيس شوند ، دستها و ساعد بايستي پايين تر از بازو قرار گيرند . آب بايد به اندازه كافي گرم باشد و از پاشيدن آب به روپوش بايد اجتناب نمود.
6- صابون را بايد در ميان دستهاي خيس گذاشت و اگر به جاي صابون قالبي از صابون مايع استفاده شود سه سي سي ا ز آن استفاده شود تا كف فراوان ايجاد گردد .
7- دستها با دقت به هم ماليده شود . شستن هر يك از انگشتان ، كف و پشت دستها بايد پنج بار انجام شده و دقت گردد كه كليه قسمتها كاملا شسته و تميز شوند . در صورتي كه زير ناخن ها كثيف است با ناخن هاي دست ديگر تميز شوند. ( در بررسي انجام شده نوك انگشتان ، زير ناخن و اطراف انگشت شست آلوده ترين قسمتها بعد از شستشو گزارش شده است .)
توجه !!!!
درانتهاي مراحل شستشوي دست نبايد شير آب بسته شود و بايستي دقت گردد كه صابون رو دستها نماند . سپس با دستمال كاغذي به آرامي و به طور كامل دستهاخشك شوند . اين عمل بايستي از سمت انگشتان به طرف مچ ساعد انجام شود . اگرهمزمان كه دستمال در دست فرد قرار دارد دستها به يكديگر ماليده شود به حذف باكتري هاي باقي مانده كمك مي شود . سپس دستمال بايد به طريقه صحيح دفع شود . شير آب بايستي با حوله كاغذي خشك و بسته شود . خشك كردن دستها با دستگاه خشك كن باعث چرخش هواي مملو از باكتري مي شود ، لذا بهتر است در شرايط عادي براي خشك كردن دشتها از حوله استفاده شود.
وسايل حفاظتي :
- دستكش : به هنگام دست زدن به خون ، مايعات آلوده بدن ، ترشحات ، مواد دفعي و لوازم آلوده بايستي از دستكش استفاده شود . قبل از تماس با سطوح مخاطي و پوست آسيب ديده بيماران بايد دستكش از دست خارج شده و بلافاصله دستها شسته شوند تا از انتقال ميكروارگانيسم ها با ساير بيماران يا محيط جلوگيري شود.
- ماسك محافظ چشم ومحافظ صورت : براي محافظت از مخاط چشم ، بيني ، دهان در حين انجام بعضي از اعمال و براي فعاليتهاي مراقبت از بيمار كه احتمال پاشيدن خون و مايعات بدن ، ترشحات و مواد دفعي وجود دارد بايستي از ماسك و محافظ ، چشم يا صورت استفاده شود.
- روپوش : براي محافظت پوست و جلوگيري از آلوده شدن لباس در حين انجام بعضي از مراقبتها كه احتمال ترشح و پاشيده شدن خون در مايعات آلوده بدن و يا مواد دفعي وجود دارد بايد روپوش تميز پوشيده شده و در صورت آلوده شدن سريعا نسبت به تعويض و شستشوي آن اقدام گردد.
- لوازم مراقبت از بيمار : لوازمي كه براي مراقبت از بيمار مصرف شده و با خون ، مايعات بدن ، ترشحات و مواد دفعي در تماس بوده و آلوده گرديده است ، بايد به نحوي جمع آوري شوند كه باعث تماس با پوست و مخاط نشده و از آلوده كردن لباس ، محيط و انتقال ميكروارگانيسم ها جلوگيري شود. لوازمي كه قابل استفاده مجدد هستند بايد قبل از مصرف جهت بيمار بعدي به شكل مناسب ، نظافت شده و در صورت نياز گندزدايي شوند و مواد يك بار مصرف نيز به روش مناسب دفع شوند.
- ملحفه والبسه : جمع آوري ، انتقال وانجام فرايندهاي لازم جهت نظافت ملحفه هايي كه مورد استفاده قرار گرفته و با خون ، مايعات بدن و ترشحات و مواد دفعي آلوده شده اند بايد به گونه اي باشد كه از تماس پوست ومخاط باآنها و آلوده شدن لباس جلوگيري شود . ملافه ها در هنگام جمع آوري نبايد روي زمين قرار گرفته و يا تكانده شوند زيرا باايجاد گردو غبار آلودگي را از طريق هوا منتقل مي نمايند .
- دفع سرسوزنها : به هنگام استفاده و جمع آوري سر سوزن ، اسكالپل و ساير وسايل نوك تيز ، نظافت و پاك كردن وسايل مصرف شده و يا در هنگام دفع وسايل نوك تيز بايد مراقب بود كه آسيبي به فرد وارد نشود . هرگز درپوش سوزنهاي مصرف شده نبايد مجددا بر روي آن قرار گيرد و آنها دستكاري نشوند زيرا احتمال لرزش دست يا خطاي ديد و فرورفتن سوزن آلوده در دست وجود دارد و نوك تيز سوزن به سمت اشخاص نباشد . براي دفع سوزنها پس از استفاده بادي از دستگاه مخصوصي كه سوزن را به قطعات ريزتر خرد مي نمايد استفاده شود و به هيچ عنوان با دست سرسوزن از سرنگ جدا نگردد و آن را نبايستي خم كرد . سرنگهاي يك بار مصرف ، سرسوزنها ، تيغها و ساير وسايل نوك تيز راكه مصرف شده و آلوده مي باشند بايستي در ظروف مناسب ، و مقاوم به سوراخ شدگي قرار دارد . ( در حدامكان اينظرف به محلي كه از وسايل فوق استفاده مي شود نزديك باشد . )
دستورالعمل كلي در مورد كاربرد ضدعفوني كننده ها و گندزدا ها
براي رقيق سازي در مصرف گروه ها مختلف مواد شيميايي نكات مهمي وجود دارد كه رعايت آنها به منظور كنترل موثر ميكروارگانيسم ها الزامي است . برخي از اين نكات بر روي برچسب آنها قيد شده و بعضي نيز جنبه عمومي دارند كه در اينجا نكات كلي و مفيد درباره اين تركيبات ذكر مي گردد.
1- ماده مصرفي بايد به دقت پيمانه شود.
2- براي ساختن محلول بايستي از ظروف خشك استفاده شود.
3- براي ساختن محلول بايستي مقدار مناسبي از آب به ماده گندزدا افزوده گردد.
4- پيش از كاربرد ماده گندزدا در صورت امكان لكه ها و كثافات پاك شوند .
5- مازاد ماده گندزذا در پايان كار روزانه دور ريخته شود.
6- توجه شود كه كاربرد محلولهاي ضدعفوني كننده گندزدا ، بدون دقت ومهارت سبب افزايش رشد ميكربها و گسترش عفونتها مي گردد.
7- هرگز از ضدعفوني كننده ها و ماده گندزدا براي استريل كردن استفاده نشود.
8- ابزار و وسايل تميز بايستي درون محلولهاي ميكرب كش نگهداري شوند.
9- ظروف حاوي مواد گندزدا نبايستي دوباره پر شوند بلكه بايد محلول داخل آنها عوض شود .
10- از به كار گيري محلولهاي گندزدا كه همراه فرد به بيمارستان آورده شده بايستي پرهيز شده و از آنچه كه بيمارستان دراختيار قرار ميدهد استفاده گردد.
11- از به كار گيري محلولهاي ساخته شده در روزهاي قبل بايستي پرهيز شده و هر روز محلول تازه اي ساخته شود.
12- هرگز دو محلول ضد ميكربي را با هم نبايستي به كار برد ، مگر آنكه يكي ازآنها الكل باشد .
13- از تركيب و اختلاط پاك كننده ها با مواد گندزدا بايد پرهيز گردد زيرا ممكن است اثر هر دو خنثي گردد.
14- فقط در صورتي كه كاربرد روشهاي حرارتي ممكن نباشد از محلولهاي ميكرب كش انتخابي استفاده گردد.
نحوه عملكرد در مواجهه با مواد آلوده عفوني :
با توجه به نمودار فوق نحوه دفع صحيح مواد آلوده عفوني مشخص مي گردد . در اين نمودار موا د آلوده به دو دسته تقسم مي شوند :
1- موادآلوده قابل استفاده مجدد
2- مواد آلوده يك بار مصرف
گروه اول : بايستي با روش صحيح اتوكلاوگذاري و يا استفاده مناسب از مواد گندزدا و شستشوي مناسب قابليت استفاده مجدد را براي اين گونه وسايل فراهم آورد.
گروه دوم : همان طوركه از نام آنها پيداست مواديكه يكبار مصرف بوده كه جهت دفع نيز بايستي مراحلي از قبيل گندزدايي ، اتوكلاو نمودن و ياسوزاندن تحت شرايط خاص را انجام داد كه شامل ايجاد دما مناسب ، استفاده از فيلترهاي مناسب تحت شرايط خاص را انجام داد كه شامل ايجاد دماي مناسب ، استفاده از فيلترهاي مناسب و محيط مناسب مي باشد و در نهايت نيز باعث دفع صحيح و اصولي و بهداشتي اينگونه موارد خواهد بود .
با توجه به اينكه زباله هاي بيمارستاني ومراكز بهداشتي و درماني داراي آلودگي بالايي هستند رعايت اصول بهداشتي در نحوه جمع آوري و دفع آنها ازاهميت بسزايي برخوردار مي باشد.
در خصوص نحوه جمع آوري زباله ها بهتر است كه زباله هاي عفوني از ديگر زباله ها در محيط هاي بيمارستاني و درماني جداشده و با تفكيك زباله دانها و همچنين پلاستيك هاي جمع آوري زباله و آموزش مناسب كليه افراد را از اين امرمطلع نموده و سپس با جمع آوري مجزا ضمن پايين آوردن هزينه هاي دفع ، از اجراي صحيح دفع زباله هاي عفوني اطمينان پيدا نمود.
توصيه هاي حفاظت فردي در مقابل آلوده كننده ها و ضدعفوني كننده ها
با توجنه به اينكه افرادي كه در محيطهاي بيمارستاني فعاليت مي نمايند در معرض ابتلا به انوع بيماري ها قرار دارند لذا جهت حفظ سلامت فرد و خانواده و نهايتاجامعه لازم است تمهيداتي جهت حفظ سلامت فردي در نظر گرفته شود.
1- استفاده از روپوش و لبا س كار فقط درمحيط كار صورت مي پذيرد و در صورت آلوده شدن بلا فاصله تميزو ضدعفوني گردد كه با شستشوي مناسب و اتو كشيدن مي توان به اين امر دست يافت . بديهي است لباسها نبايستي جهت شستشو به منزل برده شوند .
2- كفش كار نيز صرفا در محيط كاراستفاده شود .
3- در هنگام استفاده از مواد پاك كننده وگند زدا به دستورالعمل مربوطه دقيا توجه شده و از تماس با اينگونه موارد ترجيحا خودداري گردد.
4- در هنگام نظافت حتما از ماسك استفاده شود .
5- استفاده بي رويه ازمواد گندزدا باعث صدمه رساندن به شخص مصرف كننده و محيط زيست خواهد گرديد .
6- در هنگام استفاده از مواد شيميايي بايستي از دستكش استفاده شود
7- بايد جهت نظافت محيط از لوازم جداگانه ( دستمال ، تي ، جارو و … ) استفاده گردد.
8- حتي الامكان پس از پايان كار استحمام انجام گيرد.
9- به هيچ عنوان نبايستي از لوازم شخصي بيماران استفاده شود .
بهداشت محیط بیمارستان (قسمت ۱)
مقدمه :
بيمارستان نهادي است بسيار ضروري كه براي تداوم حيات و حفظ جان انسانها و بازگشت به تندرستي به تدريج در زندگي انسانها پديدار گشته و همراه با تكامل علوم و فنون و مهارتها ، پس از گذشت ساليان دراز به شكل امروزي درآمده است. كه در جوامع مختلف نيز با توجه به وضعيت اقتصادي آن جامعه و انتظارات گيرندگان خدمات ، شاهد تفاوت هاي فراواني در بين بيمارستانها مي باشيم و نكته قابل توجه اينكه در هر بيمارستاني در صورت عدم رعايت موازين بهداشتي ، انواع عفونتهاي نازوكوميال noso comial ( در زبان يوناني noso به معناي » بيماري « وcomeion به معناي »مراقبت « است ) شيوع پيدا مي كنند . بنا به تحقيقات بعمل آمده در آمريكا ، حدود5% بيماران بستري شده در بيمارستانها به عفونت بيمارستاني مبتلا مي شوند كه اين امر بطور متوسط مدت زمان بستري آنها را 7-5 روز افزايش مي دهد كه در نتيجه حدود 750دلار هزينه درمان افزايش مي يابد . اين در حالي است كه جهت كنترل عفونتهاي بيمارستاني فقط به 5% اين هزينه نياز است . ازاين جا به صرفه بودن اقدامات كنترل عفونت بيمارستان مشخص مي شود .
بهداشت محيط بيمارستان شامل كليه اقداماتي است كه از انتقال عوامل بيماريزاي محيط خارج به داخل بيمارستان و بالعكس جلوگيري مي كند . در اين راستا عوامل محيطي همچون آب ، فاضلاب ، زباله ،هوا، غذا و ... بايد به نحوي كنترل شوند تا علاوه بر ايجاد محيطي سالم و بهداشتي ، به بهبود بيماران نيز كمك نمايد.
با توجه به تعريف بهداشت محيط و مسئوليت فردي در برابر سلامت افراد جامعه ، رعايت مسائل بهداشتي در محيط كار بيمارستاني از اهميت ويژه اي برخوردار مي گردد.
از اين رو بهداشت محيط بيمارستانها رابطه مستقيمي با ميزان شيوع عفونتهاي بيمارستاني داشته كه رعايت اين امر به عهده بخش خدمات و نيز پرسنل شاغل مي باشد. با توجه به واگذاري خدمات به بخش خصوصي و پايين بودن سطح آگاهي افراد به كار گمارده شده نسبت به خطرات كاري موجود در راستاي كاهش عفونتهاي بيمارستاني آموزش از جايگاه ويژه اي برخوردار مي گردد.
وبای التور
http://www.ssf.blogfa.com
وبا (cholera) بیماری اسهالی مناطق گرمسیری (یا در فصول گرم مناطق دیگر) است كه توسط باكتریی بنام ویبریوكلرا ایجاد میشود که منحصراً انسان را مبتلا می کند و علایم آن ناشی از سمی است که توسط میکروب در روده انسان ترشح می گردد.
انتقال بیماری از طریق دست های آلوده، تماس با مواد دفعی و استفراغ بیماران و ملافه ها و لوازم آلوده، همچنین آب آلوده به مدفوع، سبزی و میوه های خام آلوده یا شسته شده با آب آلوده و یا غذای آلوده شده توسط دست یا مگس امکان پذیر است.
این باکتری بر روی مخاط دستگاه گوارش انسان تأثیر گذاشته و دفع مایع را از راه مدفوع افزایش می دهد. وبای التور یک بیماری حاد اسهالی است که بیماران وبائی بطور مشخص دچار اسهال آبكی همراه با دهیدراتاسیون میشوند. این بیماری به شدت مسری می باشد. ویژگی مشخص وبا آغاز ناگهانی اسهال جهنده بدون فشار و آبکی است که به دنبال آن استفراغ ، کم آب شدن سریع ، گرفتگی ماهیچه ها و کم شدن ادرار فرا می رسد. میزان کشندگی بیماری در صورت عدم جایگزینی سریع مایعات و الکترولیت بدن ۳۰ الی۴۰ درصد می باشد. وبا را میتوان با مایع درمانی خوراكی یا تزریقی و جایگزینی الكترولیتها بصورت موفق درمان كرد. معمولاً وبا از طریق آب یا غذای آلوده به مدفوع و یا حتی بزاق فرد آلوده منتقل میشود. آموزش مردم درباره غذا و آب سالم و شتشوی دستها پس از استفاده از توالت یا آبریز از بروز موارد جدید جلوگیری میكند.
علائم و نشانه ها
وبا طیف وسیعی دارد. تقریباً ۷۵ درصد از افرادی که دچار عفونت با ویبریوکلرا می شوند هیچ نشانه ای از بیماری ندارند، ۲۰ درصد دیگر دچار اسهال می شوند که از اسهال ایجاد شده توسط دیگر ارگانیسمها قابل افتراق نیست. در ۲ تا ۵ درصد از افراد مبتلا، عفونت اسهال آبکی ، استفراغ و از دست رفتن آب بدن رخ می دهد. در برخی موارد حتی تا ۲۵ لیتر آب را در روز دفع می شود ، اگر این آب از دست رفته جبران نشود برای فرد خطرناك و مرگ آور خواهد بود. وبای علامت دار با اسهال آبکی حجیم بدون تب و زورپیچ شکم آغاز می گردد. مدفوع بیماران وبایی ظاهر مایع شفاف آغشته به موکوس سفید رنگ می گیرد که مدفوع آب برنجی نام دارد. معمولاً بدون بو بوده یا بوی ماهی را دارد. استفراغ و کرامپ های دردناک در پاها شایع می باشد. در موارد شدید بیماری زورپیچ در معده و درد در دستها و پاها ممکن است وجود داشته باشد. پوست بدن در افراد مبتلا، چروكیده و ادرار آنان کم و بسیار غلیظ می شود.
علائم خطر :
عطش فراوان، استفراغ شدید و مداوم، تب بسیار بال،ا دفع بیش از حد اسهال آبکی، بی حالی شدید، وجود خون در مدفوع، عدم توانائی نوشیدن و خوردن، وخیم شدن حال بیمار
دوره نهفتگی
دوره پنهانی وبا از چند ساعت تا ۵ روز بوده و بطور معمول ۱ الی۲ روز است و علائم بیماری ۲ تا ۳ روز طول می کشد و در بعضی از بیماران تا ۵ روز ادامه می یابد. شدت علائم بیماری به سرعت و مدت از دست رفتن مایعات بدن بستگی دارد.
راه های انتقال وبا :
بیشترین راه اپیدمی وبا در كشور، افراد ناقل و مبتلا به این بیماری هستند. انتقال وبا از انسان به انسان از راههای زیر صورت می گیرد :
آب آلوده به مدفوع ( منابع آب بدون نظارت ) شامل : استخرهای بدون کلر کافی و ...، آشامیدنیها و خوراکی های آلوده .
شایان ذکر است خوردنی و آشامیدنی آلوده با همه گیری وبا رابطه مستقیم دارد و شیردادن کودکان با بطریی که با ماده ضد عفونی به خوبی تمیز نشده باشد یک عامل خطر چشمگیر برای شیرخواران است.
توضیح ۱: انتقال توسط تماس مستقیم فرد به فرد مانند تماس با بیمار نادر است.
توضیح ۲: طبق دستور وزارت بهداشت و درمان، در حال حاضر کلیه مسئولین استخرهای سرپوشیده و سر باز ملزم به اضافه نمودن کلر تا اندازه 3.5 ppm می باشند.
ابتلای به وبا دارای سه مرحله است :
الف : مرحله تخلیه ای: بیمار ناگهان دچار اسهال شدید، بدون درد و آبکی می شود که به دنبال آن ممکن است استفراغ روی داده و مدفوع نمای آب برنجی دارد.
ب : مرحله کلاپس: به دلیل کم آبی بدن، بیمار به مرحله کلاپس وارد می شود و بصورت پایین افتادن فشار خون ، نبض خیلی ضعیف ، شکم فرورفته، دست و پای خیلی سرد ، قطع ادرار و ... نمایان می شود. (مرحله کم آب شدن بدن)
ج : مرحله بهبودی: اگر مایعات بدن بیمار جبران شود فشار خون بیمار رو به افزایش می رود و علائم حیاتی نرمال شده و بیمار از مرگ حتمی نجات می باید.
تعاریف مورد وبا
مورد مشكوك :
در مناطقی که وبا آندمیک (بومی) نمی باشد فرد بالای پنج سال زمانی مشکوک به وباست که دچار دهیدراتاسیون شدید شود. در مناطقی که همه گیری وبا وجود دارد یا آندمیک می باشد فرد بالای ۵ سال زمانی مشکوک به وباست که اسهال آبکی با حجم زیاد و ناگهانی داشته باشد.
مورد تأیید شده :
هرفرد دچار اسهال كه توسط آزمایشگاههای معتبر ویبریو كلرا O۱ یا O۱۳۹ از مدفوعش جدا شده، مورد تأیید شده می باشد.
زلزله و روشهای مقابله با آن
زلزله لغتي است كه بسياري از مردم را به هراس ميافكند. براي بعضي ديگر عنوان مطلبي مورد بحث است. براساس تحقيقات دانشمندان و سوابق تاريخي، زمين شناسان و زلزله شناسان اينك به ما ميگويند بسياري از نقاط در سراسر دنيا در معرض خطر يك زمين لرزه زيانبار هستند. امكان پيشگيري از زلزله وجود ندارد. اما به هر حال شما قادريد شانس سلامتي و بقاي خود را به وسيله آگاهي و آمادگي بالا ببريد. اگر كسي به درستي آماده نباشد زلزله بعدي ممكن است لطمههاي افزونتري به بار آورد.
تعداد زلزلههايي كه سالانه رخ ميدهند به يك ميليون ميرسد اما از اين ميان فقط معدودي از آنها اثرات مخرب وسيعي بر جاي ميگذارند. بعضي اوقات انرژي آزاد شده در زلزلههاي بزرگ برابر است با انرژي حاصل از انفجار 180 ميليون پوند T.N.T است به عبارت ديگر قدرت تخريبي اين زمين لرزهها 10000 برابر قدرت نخستين بمب اتمي است كه ايالات متحده در جنگ جهاني دوم در ژاپن منفجر كرد.
در جهان چند منطقه بزرگي وجود دارند كه دستخوش زلزلههاي فراوان هستند و آنها را كمربند زلزله ميخوانند. عمدهترين آنها كمربند اقيانوس كبير (آرام) است كه آمريكاي جنوبي و شمالي ژاپن، فيليپين، زلاندنو را شامل ميشود.
كمربند دوم از حوالي آلپ در اروپا آغاز ميشود و پس از گذشتن از يونان، ايتاليا، تركيه، ايران، افغانستان، پاكستان به جنوب شرقي آسيا ميرسد و در آخر به كمربند اقيانوس كبير متصل ميگردد.
از لحاظ زمين شناسي، دو صفحه آسيا از شمال و عربستان از جنوب به صفحه ايران فشار وارد ميكنند. اين فشار به حدي است كه به گفته كارشناسان، ديگر نميتوان به آن صفحه ايران اطلاق كرد. ايران از نظر زمينشناسي صفحهاي خرد شده است كه شكستگيهاي فراواني به شكل گسلهاي كوچك و بزرگ روي آن ايجاد شده است و به همين دليل در وضعيت بسيار ناپايداري به سر ميبرد. از سوي ديگر كانون زلزله در ايران در عمق كمي از سطح زمين قرار دارد و انرژي قابل ملاحظهاي به سطح زمين ميرسد و در بسياري از نواحي مدت زمان بين زلزلهها يا دوره بازگشت آنها طولاني است و لذا زلزلههاي بسيار شديد رخ ميدهد.
محل وقوع زلزله
نميتوان قاطعانه اظهار داشت كه زلزله چه زماني رخ ميدهد. ولي ميتوان گفت كه احتمالاً در كجا رخ خواهد داد. چون زلزله اصولاً در مناطق معيني از جهان كه پلاتهاي زمين با يكديگر برخورد ميكنند، رخ ميدهد.
اثرات ناشي از زلزله :
زمين لرزه علاوه بر تخريب ساختمانها و اماكن ممكن است سبب بهمن، ريزش كوه، شكاف در سطح زمين و بالا آمدن و فرو رفتن زمين، حركت گل و لاي، سد مسير رودخانه، امواج مدي شديد و آتشسوزي شود. آن دسته از صدمات و خطراتي كه در زمين لرزه مستقيماً به امور بهسازي محيط مربوط ميشوند عبارتند از شكستگي، جابجايي و پيچيدگي لولههاي آب و فاضلاب، صدمه به ساختمانها و تأسيسات آب، فاضلاب و تلمبه خانهها، شكستگي سدها و مخزنهاي آب كه منجر به نشت يا آلودگي آب ميشود؛ جمع شدن اشغال، ساختمانهاي فرو ريخته و ايجاد اشكال در خارج كردن اجساد و لاشه حيوانات از داخل ويرانيها و دفن آنها؛ شكستگي مخزن فضولات و چاههاي فاضلاب، آلودگي آب چاهها وقتي كه جدار محافظ چاه ترك بردارد. پيامدهاي غيرمستقيم اين حوادث، فقر و بيپناهي و بسياري از مشكلات و ناهنجاريهاي اجتماعي از خسارتهاي جاني و مالي بلافاصله آن سنگينتر،گستردهتر و دلخراشتر است.
تخريب ساختمانها در اثر زمين لرزه غالباً موجب مرگ و مير فراوان (در حدود 10% جمعيت) و مجروح شدن شمار زيادي از ساكنين منطقه ميگردد، اين امر به دو عامل مهم بستگي دارد، عامل نخست در باره نوع ساختمانها است، بناهايي كه از خشت و گل و سنگهاي خشك و خالي حتي در يك طبقه ساخته شدهاند به شدت ناپايدار بوده و فروريختن آنها موجب مرگ و مير و جراحات فراوان ميگردد.
ثابت گرديده كه ساختمانهاي سبكتر به ويژه بناهايي چوبي در معرض خطرات كمتري قرار دارند براي نمونه بررسي زلزله سال 1976 گواتمالا نشان داد كه از تعداد 1577 نفر ساكنين يك روستا كه همگي در ساختمانهاي خشك و گلي زندگي ميكردهاند تنها 78 نفر مجروح و مابقي از بين رفتهاند، در حالي كه كليه ساكنين مجاور كه در بناهاي چوبي زندگي مينمودهاند زنده ماندهاند.
نكته دوم زمان وقوع زمين لرزه ميباشد كه در كاهش مرگ و مير و بروز جراحات حايز اهميت زيادي است، طبق بررسيهاي انجام شده درصد افرادي كه كشته شدهاند و يا مجروح گرديدهاند در مناطق پرجمعيت زيادتر ميباشد، تخمين زده ميشود كه نسبت مرگ و مير افراد به مجروحان پس از لرزشهاي اوليه تقريباً به ميزان 1 به 3 ميباشد، تفاوتهاي زيادي در نواحي آسيب ديده وجود دارد، گاهي مرگ و مير تا حدود 85% در شهرهاي مجاور مركز زلزله گزارش گرديده، براي نمونه زلزله سپتامبر 1973 طبس گلشن در ايران ميباشد كه تعداد 11000 نفر از ساكنان 13000 نفري شهر را از بين برد، نسبت مرگ و مير به مجروحان به نسبت فاصله مركز زلزله از شهر كاهش مييابد، برخي گروههاي سني، در معرض مخاطره بيشتري ميباشند، گروههاي ميان سال درمقايسه با كودكان و سالمندان كه كمتر قادر به حفاظت از خود ميباشند، در مخاطره كمتري قرار دارند حوادث ثانوني كه ممكن است پس از زمين لرزه رخ دهند، موجب افزايش مصدومان و در نتيجه افزايش نياز به اقدامات پزشكي ميگردند، از نظر تاريخي بزرگترين مخاطره پس از وقوع زلزله، خطر آتشسوزي است، هرچند در سالهاي اخير موجب بروز آسيبهاي كمتري گرديده است.
يكي ديگر از كاستيها و ضعفهاي مهم شهرهاي ما در مقابل بلاياي طبيعي، مشكل ساخت و سازهاست. در ساخت و سازهاي شهري دو مشكل اساسي وجود دارد يكي استفاده از مصالح غيراستاندارد و ديگري عدم اجراي مناسب. در صورتي كه ما ضرورت مقاومسازي خانهها و ديگر بناهاي مورد نيازمان را به درستي دريابيم و خانههاي سست بنياد و كم دوام نسازيم و به مردم كم درآمد نفروشيم، زلزله همچون بسياري از رخدادهاي طبيعي، بدون خسارت و بدون قرباني گرفتن خواهد بود به شرط آنكه در پي موقعيت اجتماعي كه هستين، وظيفه اخلاقي و انساني خود را در برخورد بااين مسئله مهم و حياتي كه جان انسانها به آن بستگي دارد بدانيم و دريابيم و اين وظيفه اخلاقي و انساني به ويژه باري سنگين بر دوسش معماران و مهندسين و به فروشندگان و نيز مسئولان و دستاندركاران امور شهري و ساختماني است، هر چند براي آنها اين وظيفه و مسئوليت ميبايست جنبههاي اجتماعي، حقوقي و قضايي خدشهناپذير نيز بيابد؛ به حدي كه هيچ سازندهاي، هيچ مسئولي و ناظر ساختماني نتواند به خود جرآت دهد كه در ساختن يك بنا و نظارت دقيق و اصولي بر احداث آن اهمال و كوتاهي كند. از سوي ديگر متأسفانه در كشور ما نظام كنترلي ساخت و ساز به صورت دقيق وجود ندارد. ولي با تدوين ضوابط فني مقاومسازي بناها در برابر خطر زلزله و به كاربردن اين ضوابط ميتوان دامنه خسارتها را بسيار محدود كرد اما واقعيت مهم اين است كه اولاً ضوابط مقرر فقط در مورد تأسيسات و ساختمانهاي در دست اجرا يا آتي قابل اعمال است و در بناهاي موجود تقريباً هيچ اقدامي مؤثر نيست. همچنين هميشه نميتوان از رعايت دقيق ضوابط اطمينان يافت زيرا در عمل بسياري از مقررات و اقدامات به ويژه اگر مستلزم صرف هزينه قابل توجه باشد با مسامه و اهمالكاري به انجام ميرسد. در حالي كه تفاوت ساختمانهاي مقاوم در مقابل زلزله و ساختمانهايي كه ايمن نيستند، تنها بني 10 تا 20 درصد افزايش هزينه است، با وجود اين بيش از 80 درصد ساختمانهاي شهرهاي ما حتي ساختمانهاي دولتي در مقابل بلايايي مانند زلزله مقاوم نيستند. با افزايش ايمني ساختمانها، عمر متوسط آنها را نيز ميتوان افزايش داد، در حالي كه تصور ميشود توجه به ايمني سازهها تحمل هزينههاي اضافي است.
در صورت وقوع زلزله در تهران، شمار كشتهشدگان ناشي از آتشسوزي براثر گاز، بيش از تعداد كساني خواهد بود كه بر اثر آوار جان خود را از دست ميدهند. كارشناسان پيشبيني كردهاند در صورت وقوع زلزله در تهران، آمار كشتهشدگان حدود يك ميليون و 200 هزار نفر خواهد بود كه به دليلي پيشبيني مسايل سيستم گازرساني شهري، شمار زيادي از كساني كه در زير آوار قرار خواهند گرفت، فقط به دليل آتشسوزي ناشي از نشت گاز جان خواهند سپرد.
ميليونها نفر از مردم جهان در زمان وقوع زلزله از بين ميروند. شايد تاكنون كشور چين بيشترين صدمه را از وقوع زلزله ديده باشد. ميگويند در سال 1556 ميلادي زلزلهاي در چين رخ داد كه 830000 نفر از جمعيت آن را نابود ساخت، زلزله ديگري در سال 1976 ميلادي در آن كشور روي داد كه 242000 نفر كشته در پي داشت.
آمادگی و نقش بهداشت محیط در مقابله با آنفولانزای مرغی
آشنایی با مواد گندزدا و نحوه استفاده از آنها (دانلود)
مطلب بصورت پاورپوینت می باشد.
راسته دوبالان (Diptera )
دوبالان يکی از بزرگترين راسته های حشرات را تشکيل می دهند که از نظر انبوهی جمعيت و تعداد گونه ها تقريبا در همه جا فراوانند. اکثر دوبالان به علت داشتن يک جفت بال ، به سهولت از حشراتی که کلمه " Fly " در مورد آنها بکار می رود نظير ( Sawflies ، Dragonflies ، Stoneflies و ... ) متمايز می شوند. اين يک جفت بال ، بالهای جلويی بوده و جفت بال عقبی آنها به اندامهای برآمده کوچکی به نام هالتر يا شاهنگ تحليل يافته اند که بعنوان اندام های تعادلی عمل می کنند . در تعدادی از ساير راسته ها نيز مواردی ديده می شد که افراد آنها يک جفت بال دارند ( تعدادی از يک روزه ها ، تعدادی از سوسک ها ، شپشک های نباتی نر و ... ) ، ولی هيچکدام از آنها بجز شپشک های نباتی نر ، بالهای عقبی تبديل شده به هالتر ندارند. برای تفکيک دوبالان " Diptera " از حشرات "دوبال" ساير راسته ها ، گاهی آنها ررا تحت عنوان " دوبالان " Tow-Winged flies می نامند. در اسامی عمومی دوبالان کلمه "fly" به عنوان يک کلمه متمايز کننده مطرح می شود ، در صورتيکه در اسامی عمومی حشرات ساير راسته ها اين کلمه با کلمه توصيفی همراه می گردد.
اکثر دوبالان حشراتی نسبتا کوچک ، با بدنی نرم بوده و عده ای کاملا ريزند . با وجود اين ، بسياری از آنها دارای اهميت اقتصادی زيادی می باشند . پشه ها ، مگس های سياه ، ميدج های نيش زن ، خرمگس ها ، مگس های اصطبل و ... خونخوار بوده و از آفات مهم انسان و حيوانات محسوب می شوند . اکثر حشرات خونخوار و بعضی از انواع گندخوار نظير مگسهای خانگی و مگسهای آبی (کاليفوريده) ، ناقلين مهم بيماری ها هستند .
ارگانيسم های عامل بيماری های مالاريا ، تب زرد ، فيلايازيس ، تب دانگ ، خواب ، تيفوئيد (حصبه) ، اسهال و ديگر پاتوژن ها توسط دوبالان منتقل و منتشر می شوند. برخی دوبالان نظيرمگس گندم Mayetiola destractor(Say) و کرم سيب از آفات مهم گياهان زراعی محسوب می گردند . از طرفی تعداد زيادی از دوبالان به عنوان گندخوار برای انسان مفيدند. عده ای شکارچی يا انگل مهم آفات حشره ای بوده ، برخی در گرده افشانی گياهان زراعی کمک می کنند و بعضی نيز دشمنان طبيعی علفهای زيان آور محسوب می شوند.
قطعات دهانی دو بالان از نوع مکنده بوده ، اما تغييرات قابل توجهی در ساختمان قطعات دهانی افراد اين راسته وجود دارد. در بيشتر آنها قطعات دهانی از نوع سوراخ کننده ( زننده ) می باشند. در عده ای مکنده يا ليسنده بوده و در تعدادی نيز اين اندام ها بحدی کم رشد نموده که وظيفه ای انجام نمی دهند.
راسته دو بالان دگرديسی کامل داشته و لارو اغلب آنها ماگوت (Maggots ) ناميده می شود. لاروها عموما بدون پا و کرمی شکل هستند. در خانواده های ابتدايی ( زير راسته Nematocera ) سر معمولا خوب رشد کرده و آرواره های بالا بطور افقی حرکت می کنند.
درخانواده های پيشرفته (زير راسته Brachycera ) رشد سر کم بوده و قلاب های دهانی در يک صفحه عمودی حرکت می کنند . در بعضی از خانواده های براکی سرا (گروه های Asilomorpha و Tabanomorpha ) سر لارو اسکلروتيزه و کم و بيش تو رونده (Retractile) می باشد ، در حاليکه در عده ای ( گروه Muscomorpha ) هيچ نع اسکلروتيزاسيون بجز قطعات دهانی در سر ديده نمی شود .
شفيره در زير راسته نماتوسرا از نوع غير آزاد (obtect ) بده در حاليکه در ساير دویالان مخفی (coarctate) است . بدين معنی که مرحله شفيرگی در داخل پوسته آخرين سن لاروی که به آن پوپاريوم می گويند سپری می شد. لاروهای دوبالان در اماکن مختلف زندگی می کنند . تعداد زيادی از آنها در انواع محيط های آبی شامل جويبارها ، استخرها ، درياچه ها و گودال های موقتی و آبهای شور و قليايی زندگی می کنند.
لاروهايی که از گياهان تغذيه می کنند ، معمولا در داخل بعضی از بافت های گياهی به عنوان مينوز برگ ، حشرات گالزا ، ساقه خوار و ريشه خوار زندگی می کنند. لاروهای شکارچی در محيط های متفاوتی نظير آب ، خاک ، زير پوسته درختان ، سنگها يا روی رستنی ها فعاليت می کنند. گونه Haeomyia petrolei (Coqu) از خانواده Ephydridae در حوضچه های نفت خام زندگی می کند. ساير افدريدها در درياچه های خيلی شور تکثير می يابند. حشره بالغ دوبالان روی گياهان مختلف يا مايعات حيوانی نظير شهد ، ترشحات و يا خون تغذيه می کنند. اکثر گونه ها از شهد و شيره تغذيه نموده اما بسياری از آنها خونخوار و يا پريداتور ديگر حشرات نيز می باشند.
منبع: http://www.entomology.blogfa.com
حشرات مضر
حشرات مضر بطور کلي به سه گروه اصلي تقسيم مي شوند:
۱- حشراتي که از گياهان تغذيه ميکنند؛
۲- حشراتي که از فرآوردههاي انباري تغذيه ميکنند؛
۳- حشراتي که انسان و ساير جانوران را مورد حمله قرار ميدهند.
حال به شرح هر يك از اين سه گروه ميپردازيم.
حشراتي که انسان و ساير جانوران را مورد حمله قرار ميدهند. آنها نيز به چند گروه تقسيم ميشوند:
الف) حشرات آزار دهنده مثل تعدادي از پشهها و مگسها. گرچه ممکن است که ناقل بيماري مهمي نباشد ولي به هر ترتيب باعث سَلب آسايش از انسان ميشوند.
ب) حشراتي که نيش آنها سمي است. تعدادي از زنبورهاي خانواده وسپيده (Vespidae) و اسفسيده (Sphecidae) و در مواردي زنبورهاي بالاخانواده آپويدا (Apoidea ) که جزء حشرات مفيد و گرده افشان هستند و انسان را نيش ميزنند.
بعضي از انسانها به نيش زنبورها حساسيت شديدي دارند و دچار شوک شديدي ميشوند و در مواردي مشاهده شده که نيش زنبور منجر به مرگ انساني شده است.
ج) سومين گروه از حشراتي که به انسان خسارت ميزنند حشرات انگل هستند و به دو گروه تقسيم ميکنيم.
حشرات انگل
1) انگل خارجي؛
2) انگل داخلي.
1) حشرات انگل خارجي مثل ککها و شپشها و در مواردي ساسها که با تغذيه از خون انسان گاهي بيماريهايي را به انسان منتقل ميکنند. ساسها در واقع نوعي سن هستند. در مبحثهاي بعدي توضيح داده خواهد شد.
2)حشرات انگل داخلي مخصوصاً تعدادي از مگسها مثل خانواده کاليفوريده (Calliphoridae) و خانواده اُستريده (Oestridae) و خانواده تابانيده (Tabanidae) كه از اهميت زيادي برخوردارند. اين مگسها عموماً تخم خودشان را بر روي چهارپايان وحشي و اهلي قرار ميدهند. بعد از اينکه لارو از تخم خارج ميشود وارد بدن چهار پايان ميشود و مراحل نشو و نماي لاروي خود را در داخل بدن طراحي ميکند و زماني که ميخواهد تبديل به حشره کامل بشود در بسياري از مگسها پوست سوراخ ميکند. مثل خانواده استريده (Oestridae) كه از اهميت زيادي برخوردارهستند. سپس وارد خاک ميشوند و تبديل به شفيره و حشره کامل ميشوند. و از اين طريق کاملاً باعث ضعف جانوران مخصوصاً احشام و چهارپايان وحشي ميشوند.
آخرين گروه از حشراتي که به انسان حمله ميکنند حشرات ناقل از جمله خانواده کوليسيده (Culicidae) و سايکوديده (Psychodidae) هستند که از اهميت زيادي برخوردارند. پشههاي خانواده کوليسيده مراحل نشو و نماي لاروي خودشان را در داخل آب سپري ميکنند. حشرات ماده قادر هستند انسان را نيش بزنند و همراه نيش زدن عوامل مختلف ويروسي و باکتريايي را وارد بدن ميکنند. مثل پشهي مالاريا که چندين مرحله را در بدن انسان طي ميکنند و در گذشته منجر به مرگ انسان ميشده اما در حال حاضر واکسن مخصوص بيماري مالاريا ساخته شده است.
نمونه ديگر پشههاي خاکي خانواده سايکوديده زير خانواده فلابوتومينا (phlaebotominae) هستند که عامل بيماري سالک در انسان ميباشند. اين پشهها وقتي در روي صورت مستقر ميشوند يک تک سلولي بنام لشمانيوز را وارد بدن ميکنند و ايجاد بيماري سالک در روي پوست ميکنند
http://www.entomology.blogfa.com
همه چیز در مورد بهداشت مدارس (آبخوریها- دستشوییها- مساحت - بوفه - روشنایی و...)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|