Environmental Health Engineering |
بررسي روش هاي حذف دترجنت از فاضلاب صنعتي صنايع خودروسازي و استانداردسازي آن
بررسي اثر فرآيند الكتروشيميايي در حذف فسفر از پساب تصفيه شده خروجي از سيستم لجن فعال
مديريت زباله هاي شهري
قسمت 3
دكتر قاسمعلي عمراني
دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي تهران
3 ـ منبع توليد زباله هاي شهري
توجه به منابع توليد همراه با آگاهي از تركيب و نرخ توليد زباله، اساس مديريت مواد زايد جامد را تشكيل ميدهد. از بررسيهاي انجام شده در اين زمينه چنين نتيجه گيري ميشود كه نوع زباله توليد شده در هر شهر و منطقه در ارتباط مستقيم سيستم فعاليت، اماكن توليد و نحوه زندگي مردم است. وجود قطبهاي صنعتي، ساخت و سازها و ديگر عوامل توليد زباله تاثير اساسي مدفوع و تركيبات مختلف مواد زايد جامد و در نتيجه سيستمهاي مديريتي آن دارد (3).
4 ـ جمع آوري و حمل و نقل زباله هاي شهري
جمع آوري و حمل و نقل زباله يكي از مهمترين عمليات مديريت مواد زايد جامد است. طبق محاسبات انجام شده حدود 80 درصد كل مخارج مديريت مواد زايد جامد مربوط به جمع آوري زباله است. كه درصد بالايي از اين مقدار مربوط به حقوق كارگران و نيروي انساني است. به عبارت ديگر اكثريت مخارج سيستم مديريت مواد زايد جامد فقط صرف حقوق و دستمزد ميشود. به همين جهت اصلاح، بهينه سازي و مكانيزه كردن سيستم جمع آوري و حمل زباله، ضمن تسريع در عمليات، هزينه و نيروي انساني كمتري را نياز خواهد داشت. ذيلا چند مورد از سيستمهاي مختلف جمع آوري و حمل و نقل زباله كه هم اكنون در كشور ما رايج بوده و به عبارتي مناسب تشخيص داده شده است، به اختصار، بيان ميشود.
الف ـ جمع آوري زباله از كيسه هاي پلاستيكي و يا بشكه هاي مستعمل كه به عنوان ظروف نگهداري زباله مورد استفاده قرار گرفته و مبادرت به تخليه آنها در كاميونهاي زباله كش ميگردد. اين روش كه در حال حاضر در اغلب شهرهاي كشور انجام ميگيرد. در صورتيكه در خطوط جمع آوري مناسب قرار گيرد يكي از روشهاي متناسب و مفيد به حساب ميآيد.
ب ـ حمل زباله از منازل بوسيله گاريهاي دستي و انتقال مستقيم آنها به كاميونهاي سرپوشيده. در اين روش زباله هاي خانگي طبق برنامه هاي پيش بيني شده توسط كارگران تنظيف شهري از منازل جمع آوري و بوسيله چرخهاي زباله با حجم كافي به ايستگاه هاي مشخص شده در سيستم منتقل گرديده و مستقيماً در كاميونهاي زباله كش، بارگيري ميشوند.
ج ـ جمع آوري زباله از منازل و مراكز توليد و انتقال آن به جايگاه هاي موقت شهري. استفاده از اين روش عموماً در شهرهاي قديمي به علت وجود كوچه هاي تنگ و باريك، عدم دسترسي به ماشين آلات ويژه حمل و نقل و يا كمبود پرسنل تنظيف، معمول است. در اين روش زباله هاي خانگي بوسيله مامورين شهرداري با استفاده از چرخهاي زباله كه عموماً غيربهداشتي است به جايگاه هاي موقت حمل گرديده و بر روي هم تلنبار ميشوند تا بوسيله كاميونهاي زباله كش و يا هر وسيله ديگر به ترمينالهاي زباله و يا محل دفع حمل شوند.
د ـ كاربرد وانتها در حمل و نقل زباله : استفاده از وانتهاي حمل زباله كه طي چند سال اخير در بسياري از شهرهاي كشور معمول گرديده روشي است كه زباله مستقيماً از كوچه و خيابانهاي باريك برداشته شده و به ايستگاه هاي انتقال، حمل ميگردد. توصيه صريح در استفاده از وانتها منحصر به نواحي و محله هايي از شهر است كه امكان تردد براي كاميونهاي بزرگتر نباشد.
ه ـ سيستمهاي جمع آوري زباله با كانتينرهاي ثابت : (S.C.S (Stationary Container System : در اين روش كانتينرهاي مستقر در اماكن توليد زباله بوسيله مردم و يا مامورين شهرداري بارگيري ميشوند. سپس كاميونهاي ويژه حمل زباله، طبق برنامه از پيش تعيين شده به محل استقرار كانتينر حركت نموده و پس از تخليه زباله در مخزن خود، كانتينر را در محل اصلي مستقر مينمايند. زباله هاي تخليه شده از كانتينرها به ايستگاه انتقال، ترمينالهاي زباله و يا محلهاي دفع منتقل ميشوند (2).
4 ـ 1 ـ ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله
ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله كه عموماً در شهرهاي بزرگ احداث ميشوند فضاهاي مسطح و حصاركشي شده اي هستند كه در اصل براي بارگيري زباله از ماشين آلات كوچك به كاميونهاي بزرگ زباله كش مورد استفاده قرار ميگيرند.
اين تاسيسات زماني بكار گرفته ميشوند كه محل دفع نهايي از محل جمع آوري زباله فاصله زيادي داشته باشد. در چنين شرايطي حمل مستقيم زباله با ماشين آلات كوچك و كم حجم از اماكن توليد به محل اصلي دفع غير اقتصادي بوده و هزينه هاي گزافي را در بر خواهد داشت، كنترل كامل ايستگاه هاي انتقال زباله از نظر آلودگي، انتقال سريع زباله از محل به كمك روشهاي پيشرفته و نيز ترتيب فضاي سبز و گل كاري الزامي خواهد بود.
5 ـ كميت زباله هاي شهري
آگاهي از كميت زباله هاي شهري براي طراحي سيستم مديريت مواد زايد جامد شهري از اهميت ويژه اي برخوردار است و بدون اطلاع از آن نميتوان پرسنل، ظرفيت و تعداد ماشين آلات مورد نياز را محاسبه نمود. تاكنون برآوردهاي مختلفي براي ميزان توليد زباله هاي شهري ارائه شده است. مثلا براي ايران نرخ توليد سرانه زباله حدود 800 گرم برآورد شده كه مسلّما در شهرهاي مختلف متفاوت است.
بايد توجه داشت كه نرخ زباله به عوامل متعددي از قبيل موقعيت جغرافيايي محل، شرايط آب و هوايي، فصول سال، وجود يا عدم وجود سيستم بازيافت، آداب و رسوم، فرهنگ مردم، وضعيت اقتصادي، سطح آموزش و سطح بهداشت جامعه بستگي دارد كه بايد براي هر شهر به صورت جداگانه و اختصاصي محاسبه شود. نكته مهم اينكه از اعداد و ارقام به دست آمده در نقاط ديگر مستقيماً در طراحي سيستم مديريت مواد زايد شهر مورد نظر ميتوان استفاده نمود.
6 ـ روشهاي دفع زباله
روشهاي معمول كه تاكنون براي دفع زباله بكار گرفته شده است شامل بازيافت، سوزاندن، دفن بهداشتي و تهيه كمپوست با استفاده از سيستمهاي سنتي، نيمه صنعتي و مدلهاي پيشرفته هوازي و غيرهوازي است. با توجه به موقعيّت جغرافيايي و آب و هوايي شهرهاي كشور و وجود زمينهاي باير فراوان در اطراف شهرها و همچنين ويژگيهاي خاص زباله هاي شهري در ايران كه بيش از 70% آنها را مواد آلي تشكيل ميدهد، روشهاي سوزاندن، كمپوست و دفن بهداشتي به صورتي كه در ابتدا با اجراي سيستمهاي بازيافت از مبدأ توليد همراه باشد از اهميت خاصّي برخوردار است كه ذيلاً به صورت خلاصه مورد بحث قرار ميگيرد.
6ـ 1 ـ سوزاندن (Incineration)
در ايران با توجه به كيفيت زباله هاي شهري كه بهره وري بازيافت و كودسازي در آنها زياد است و نيز با عنايت به وجود زمينهاي باير و فراواني كه در اطراف شهرها تناسب خاصي براي دفن بهداشتي زباله دارند، سرمايه گذاري در جهت احداث كارخانه هاي زباله سوز، توصيه نميشود. اما از آنجا كه آلودگي بيولوژيكي و عفوني زباله هاي بيمارستاني معمولا بيش از انواع ديگر زباله است، كارشناسان، بهترين روش براي دفع زباله هاي مراكز درماني را سوزاندن در كوره هاي زباله سوز، توصيه كرده اند. ضمنا محاسن و معايب سوزاندن زباله با دستگاه هاي زباله سوز به شرح زير خلاصه ميشود:
محاسن
· اين روش موثرترين روش دفع زباله است كه در مقايسه با ساير روشهاي دفع به زمين كمتري نياز دارد. خاكستر باقيمانده به علت عاري بودن از مواد آلي و باكتريها از نظر بهداشتي مخاطره آميز نبوده و قابل دفن است.
· آب و هوا و تغييرات جوي تقريباً تاثير مهمي در اين روش ندارد.
· سوزاندن زباله در دستگاه هاي زباله سوز منافع جنبي نظير استفاده از حرارت ايجاد شده براي گرم كردن بويلرها و در نتيجه توليد انرژي بهره دارد.
معايب
· اين روش در مقايسه با ساير روشها به سرمايه گذاري و هزينه اوليه بيشتري نياز دارد.
· اين روش ايجاد بو، دود و آلودگي هوا مينمايد كه عموماً مورد اعتراض مردم است.
· به پرسنل كارآزموده و افراد مجرب براي بهره برداري و نگهداري از دستگاه هاي زباله سوز نياز است.
· هزينه نگهداري و تعميرات در اين روش بيش از ساير روشهاي دفع زباله است.
· اين روش براي دفع مواد زايد خطرناك نظير مواد راديواكتيو و مواد قابل انفجار روش مناسبي نيست (5).
6ـ 2 ـ كمپوست يا كود گياهي
تهيه بيوكمپوست از فضولات شهري در مقايسه با ساير روشهاي دفع زباله، بخصوص سوزاندن، ارزان تر و اقتصادي تر است، بطوريكه در حوالي شهرها با سرمايه گذاري كمي ميتوان كود مناسبي جهت توسعه فضاي سبز شهري و يا به منظور فروش تهيه نمود. يادآور ميشود كه به علت گنجايش نسبتا زياد تاسيسات تهيه كمپوست و نيز محدوديت حجم توليد و الزام به رعايت زمان تبديل مواد آلي زباله به كمپوست، نميتوان كليه زباله هاي شهري را به كود كمپوست تبديل كرد، بلكه استفاده از روشهاي ديگر دفع زباله نظير دفن بهداشتي نيز يك مسئله اجتناب ناپذير است. از آنجا كه بيش از 70% از زباله هاي شهري در ايران را مواد آلي تشكيل ميدهند توليد بيوكمپوست ميتواند بخوبي در صدر برنامه هاي بازيافت و دفع بهداشتي زباله در كشور ما قرار گيرد.
تعريف كلمه كمپوست ـ عبارت است از تجزيه كنترل شده مواد آلي در حرارت و رطوبت مناسب بوسيله باكتريها، قارچها، كپكها و ساير ميكروارگانيسمهاي هوازي و يا غير هوازي. كمپوست داراي درصد زيادي هوموس است. هوموس اصلاح كننده خاك بوده و باعث بهبود شرايط زندگي و عملكرد موجودات خاك ميشود. نكته مهم اينكه هوموس حاوي مقدار زيادي مواد ازته ميباشد كه بتدريج در خاك آزاد شده و در اختيار گياه قرار ميگيرد (4).
عوامل موثر در تهيه كود از زباله
· رطوبت توده كمپوست بايستي بين 50 تا 60 درصد باشد.
· تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد (هوادهي) .
· درجه حرارت مورد نياز براي تجزيه مواد حدود 60 درجه سانتي گراد است.
· همگن بودن مواد به منظور كنترل عمل تجزيه .
· تنظيم نسبت (اين نسبت بايد حدود 30 باشد) .
· ابعاد و قطعات موادي كه بايد تجزيه گردند هرچه كوچكتر باشد، مجموع سطح آنها بيشتر شده و در نتيجه سطح تماس آنها با ميكروارگانيسم افزايش مييابد.
اصول كار در تهيه كود از زباله، هوادهي متناوب موادي است كه از آنها كمپوست تهيه ميشود. هوادهي علاوه بر تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد، باعث افزايش درجه حرارت، كنترل مگس و بوهاي ناهنجار و در نهايت تسريع در عمل تجزيه مواد ميشود. در تهيه كود از زباله، دفع مواد غير قابل كمپوست، جداسازي مواد غيرقابل كمپوست، ميزان نياز به كمپوست، و نحوه كاربرد آن، توليد بو و كنترل آن، جنبه هاي بهداشتي و قيمت تمام شده كمپوست همگي فاكتورهايي هستند كه بايد به دقت مورد توجه قرار گيرند.
6ـ 3 ـ دفن بهداشتي زباله
دفن بهداشتي زباله عبارت است از انتقال مواد زايد جامد به محل ويژه دفن آنها در دل خاك بنحوي كه خطري متوجه محيط زيست نشود. دفن بهداشتي، يك روش موثر و ثابت شده براي دفع دائم مواد زايد است. در هر منطقه اي كه زمين كافي و مناسب وجود داشته باشد، روش دفن بهداشتي ميتواند بخوبي مورد استفاده قرار گيرد. اين روش متداول ترين روش دفع زباله در جهان است.
عمليات دفن بهداشتي زباله شامل چهار مرحله زير است:
· ريختن زباله در يك وضع كنترل شده
· پراكندن و فشردگي زباله در يك لايه نازك براي حجم مواد (به ضخامت حدود 2 متر)
· پوشاندن مواد با يك لايه خاك به ضخامت حدود 20 سانتي متر
· پوشش لايه نهايي زباله به ضخامت حدود 60 سانتي متر با خاك
دفن بهداشتي زباله يك روش كاملاً قابل قبول و مطمئن براي دفع زباله هاي شهري است و به عنوان يك جايگزين در مقابل تلنبار كردن زباله مطرح است. پوشاندن مواد در دفن بهداشتي زباله به طور موثر از تماس حشرات، جوندگان، حيوانات ديگر و پرندگان با زباله ها جلوگيري به عمل ميآورد. لايه پوششي خاك همچنين از تبادل هوا و مواد زايد جلوگيري كرده و مقدار آب سطحي را كه ممكن است به داخل محل دفن نفوذ كند به حداقل ميرساند. ضخامت لايه خاكي كه براي پوشش روزانه مواد به كار ميرود بايستي حداقل 15 سانتي متر و پوشش نهايي خاك در روي شيارهاي زباله 60 سانتي متر باشد تا از نظر ايجاد و يا نشت گازهاي توليدي در اعماق و يا سطح زمين كنترل لازم به عمل آيد.
6ـ3ـ 1 ـ انتخاب محل دفن زباله
انتخاب زمين مورد نياز مناسب براي دفن زباله هاي شهري، مهمترين عمل در دفن بهداشتي محسوب ميشود كه بايد با دقت كافي و همكاري ادارات و موسساتي چون حفاظت محيط زيست، بهداشت محيط، سازمان آب منطقه اي، سرجنگلداري، كشاورزي و منابع طبيعي و نيز با تشريك مساعي شهرداريها انجام شود. محل دفن بهداشتي زباله بايد حداقل به مدت 25 سال محاسبه شده و در جهت توسعه شهر نباشد. اين امر هم از نظر ايجاد ترافيك ناشي از رفت و آمد كاميونهاي زباله كش و هم از نظر مسائلي كه در اجراي عمليات در محل دفن مورد توجه است، حائز اهميت است. انتخاب نوع زمين براي طراحي دفن بهداشتي زباله و عمليات بهره برداري و نيز ابزار مورد نياز تاثير بسيار مستقيمي در اين مورد دارد. بطور خلاصه فاكتورهاي مهمي كه در انتخاب محل دفن زباله بايد مورد توجه قرار گيرند، عبارتند از توجه به بهداشت و سلامت عمومي، سطح زمين مورد نياز، توپوگرافي منطقه، مطالعات هيدرولوژي و زمين شناسي جايگاه، قابليت دسترسي به خاك پوششي مناسب، قابليت دسترسي به محل دفن، فاصله شهر تا محل دفن، رعايت جهت بادهاي غالب، زهكشي محل دفن، هزينه ها و استفاده هاي آتي از زمين و توجه خاص هر طرح جامع توسعه شهري.
6ـ3ـ 2 ـ روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله
روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله بر حسب موقعيت جغرافيايي، سطح آبهاي زير زميني و ميزان خاك قابل دسترس جهت پوشش زباله بسيار متفاوت است. قابل ذكر است كه توضيح كامل يكايك اين روشها از حوصله اين گفتار، خارج بوده و تنها با شرح كلي روشهاي مسطح، سراشيبي، ترانشه اي اكتفا ميگردد. توضيح كامل اين روشها و يا سيستمهاي ديگر دفن بهداشتي زباله در كتب و مراجع مربوطه موجود است (6).
الف ـ روش دفن بهداشتي به صورت مسطح (Area Method)
از اين روش در موقعي استفاده ميشود كه زمين براي گودبرداري، مناسب نباشد در اين روش زباله ها بعد از تخليه به صورت نوارهاي باريكي به ضخامت 75ـ40 سانتي متر در روي زمين تسطيح گرديده و لايه هاي زباله فشرده ميشوند تا ضخامت آنها به 300ـ180 سانتي متر برسد. از اين مرحله به بعد روي لايه هاي آماده شده قشري از خاك به ضخامت 30ـ15 گسترده و فشرده ميشوند.
ب ـ روش سراشيبي (Ramp Method)
اغلب در موارديكه مقدار كمي خاك براي پوشش زباله در دسترس باشد از روش سراشيبي استفاده مينمايند. اصولا مساعدترين منطقه براي عمليات دفن بهداشتي زباله در اين روش، مناطق كوهستاني با شيب كم است، كه خوشبختانه به وفور در كشور ما يافت ميشود. در اين عمليات جايگزيني و فشردن مواد طبقه روش قبلي صورت گرفته و خاك لازم براي پوشاندن زباله از قسمتهاي ديگر محل تامين ميگردد.
ج ـ روش ترانشه اي يا گوداي (Trench Method)
اين روش در مناطقي كه خاك به عمق كافي در دسترس بوده و سطح آبهاي زير زميني به كفايت پايين است مورد استفاده قرار ميگيرد. بدين ترتيب ترانشه هايي بطول 30-12 ، عمق 4ـ1 و عرض 15ـ5/4 متر حفر ميشود. از اين پس زباله در ترانشه هايي كه از قبل آماده شده است تخليه گرديده و به صورت لايه هاي نازكي كه معمولا بين 200ـ150 سانتي متر است فشرده ميگردد.
ارتفاع اين لايه ها بايستي حداكثر 5/2-2 متر رسيده و و در صورت لزوم با قشري از خاك به ضخامت 30ـ10 سانتي متر پوشيده شوند.
شبكه توزيع آب شهر زوريخ بدون تزريق كلر
چکیده:
بمنظور پاسخگويي به نياز جامعه در راستاي تامين آب آشاميدني عاري از تركيبات مضر جانبي و با طعم غير شيميايي، شركت آب و فاضلاب شهر زوريخ- سويس، در سال 1993 مبادرت به بهره برداري سيستم آبرساني در مقياس كامل براي توزيع آب آشاميدني عاري از هر نوع مواد شيميايي نمود. بدين ترتيب مواد شيميايي كه در محل خروج آب از تصفيه خانه ها بمنظور جلوگيري از آلودگي مجدد آب در لوله هاي شبكه آبرساني، به آب تصفيه شده اضافه ميگردد، كاملا حذف شد. پياده سازي اين سيستم عاري از مواد شيميايي ضدعفوني كننده سالها بطول انجاميد. در طول اين مدت مقدار مواد شيميايي بصورت گام به گام تقليل يافت. اين فرايند نشان داد كه چه در مدت آزمايش و چه در زماني كه بهره برداري از سيستم توزيع عاري از مواد ضدعفوني كننده رسما آغاز شد هيچ مشكلي در شبكه توزيع بوجود نيامد. مقدار متوسط شمارش ميكروبي در محل خروجي تصفيه خانه ها بميزان كمي يعني از صفر تا 3 واحد در ميليمتر به صفر تا 6 واحد در ميليگرم و در نقاط نمونه برداري داخل شبكه از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليمتر افزايش يافت. افزايش هاي موضعي شمارش ميكروبي بميزان 100 تا 300 واحد در ميليمتر كه در بعضي موارد قبل از پياده سازي پروژه نيز مشاهده مي شد، بلافاصله پس از شستشو با آب با سرعتي معادل 5/0 متر در ثانيه، برطرف ميگرديد.
موقفيت اين پروژه نشان داد كه آب آشاميدني كه حتي از آبهاي سطحي تامين ميشود، لزوما به اضافه نمودن مواد ضدعفوني كننده احتياج ندارد.
1- مقدمه
رساندن آب آشاميدني فاقد ميكروبهاي بيماري زا به مصرف كننده وظيفه اصلي كليه سازمانهاي آب است. بهمين دليل است كه عمدتا بمنظور حفاظت آب، قبل از ورود آب به شبكه توزيع مقدار كمي ماده ضدعفوني- اغلب كلر، اسيد هيپوكلريك يا دي اكسيد كلر- به آب آشاميدني اضافه ميشود. اين ”حفاظت شبكه” از رشد دوباره باكتريها در لوله هاي توزيع آب جلوگيري نموده و بهداشت آب آشاميدني در محل مصرف را تضمين مي كند.
در سالهاي اخير سازمانهاي آب با مخالفت افكار عمومي با استفاده از مقادير بالاي مواد ضدعفوني كننده در آب مواجه شده اند. بدين منظور مقدار غلظت مواد جانبي گندزدايي (DBP) كه از تركيب ماده ضدعفوني با ناخالصي هاي آب توليد ميشود، با تعيين حداكثر مجاز (MCL) محدود شده است. از جمله اين مواد مضر ميتوان تري هالومتان (THM) كه در روش كلرزني از تركيب كلر با مواد آلي طبيعي ايجاد ميشود و همچنين كلريت و كلرات كه از دي اكسيد كلر توليد ميشوند را نام برد.
اگر چه WHO كيفيت باكتريولوژيكي آب را در اولويت نخستين قرار مي دهد- و بهمين دليل مقدار مجاز توصيه شده كلروفرم را بصورت مستمر از mg/l 30 در سال 1984 تا به mg/l 200 در سال 1993 ]1 [بالا برده است- بر اساس اين واقعيت كه مقدار مصرف مواد بيماريزاي جانبي گندزدايي كه بصورت هاي مختلف وارد بدن ميشود، با توسعه زندگي ماشيني به حد خطرناكي افزايش يافته و موجب بروز امراض مختلف ميگردد، در ممالك اروپايي امروزه با وضع قوانين جديد، حد مجاز اين مواد در آب لوله كشي بصورت مستمر كاهش داده ميشود.
در اين راستا و بمنظور حفظ سلامت انسان و محيط زيست، كاهش حفاظت شبكه با هدف متوقف كردن كامل آن ضروري بنظر مي رسد. از آنجائيكه اين هدف بايد همزمان با حفظ كيفيت بهداشتي آب اعمال شود، بايستي كيفيت شيميايي آب، فرايند تصفيه و همچنين شبكه توزيع و سيستم كنترل كيفي بازنگري شوند. در ذيل بعنوان نمونه اصلاحات و اقداماتي كه در شبكه آبرساني شهر زوريخ در اين زمينه انجام گرفته است، تشريح ميشود.
2- دلايل رشد دوباره ميكروارگانيزم ها در شبكه هاي توزيع
براي اينكه آب آشاميدني را بتوان بدون افزودن مواد ضدعفوني كننده ذخيره و يا در شبكه توزيع كرد، بايد استانداردهاي كيفيت ميكروبيولوژيكي قانوني را به خوبي رعايت نمود. با وجود اين، اين عمل بخودي خود ضمانت نمي كند كه آب در محل مصرف نيز هنوز كاملا پاكيزه باشد.
دلايل مختلفي براي رشد دوباره باكتري ها در شبكه توزيع وجود دارد :
باكتري ها ممكن است در محل هايي كه شبكه صدمه ديده و يا نشتي دارد مخصوصا وقتي فشار منفي پيش مي آيد، در آن نفوذ كنند. علاوه بر اين، لوله هاي كم جريان و با آب راكد، براي رشد دوباره باكتري ها مستعد هستند.
يك دليل عمده ديگر براي رشد مجدد ميكروبيولوژيكي، وجود مقدار زياد مواد خوراكي قابل جذب براي باكتري هاي باقيمانده در آب است. كربن آلي قابل جذب (AOC) بطور كلي يك قسمت كوچك از كربن آلي حل شده (DOC) در آب را تشكيل ميدهد. به گفته فان در كوي و همكاران ]2[، AOC بايد در حد پايين تر از مقدار mg 10 استات كربن معادل در يك ليتر آب تصفيه شده نگه داشته شود.
جنس نامناسب لوله ها، مخصوصا پلاستيك يا پوششهاي آلي، ميتوانند با عناصر قابل تجزيه خود، آب را آلوده كرده و باعث رشد دوباره باكتري ها شوند ]3[. اين موضوع بايستي كه هنگام انتخاب مواد براي لوله هاي جديد و يا ترميم قسمتي از شبكه مورد توجه و بررسي قرار بگيرد.
3- شرايط لازم براي كار شبكه توزيع فاقد مواد ضدعفوني كننده
1 . 3- سيستم خطوط لوله
قبل از متوقف كردن حفاظت شبكه، لازم است كه شبكه توزيع دقيقا كنترل گرديده و در صورت ضرورت قسمت هاي آسيب ديده تعمير شوند. شاخص معتبر براي تخمين وضع سيستم شبكه توزيع، نرخ نشتي آب است كه بوسيله مقدار آب بحساب نيامده و تعداد شكستگي هاي خط لوله تعيين ميشود. بعلاوه فشار آب به ميزان چند بار (bar) بالاتر از فشار آب معمولي، كمك ميكند كه از ورود آلودگي باكتريايي از خارج جلوگيري شود. شبكه آبرساني زوريخ با فشار 4 تا 11 بار و با حدود 8% آب بحساب نيامده شرايط لازم براي كار شبكه بدون مواد ضدعفوني كننده را كاملا برآورده ميكند.
مسئله ديگر اين است كه در قسمتهايي از شبكه كه جريان آب در لوله ها ضعيف است، بايد آبهاي راكد و كم حركت جابجا شوند. اين عمل بطور منظم بوسيله شستشوي اين مقاطع با آب پرفشار انجام مي گيرد. بدين منظور خاص لوله هاي آب آتش نشاني زوريخ دوبار در سال باز و شستشو ميشوند. همچنين بايد اضافه نمود كه پس از تجديد يا تعمير لوله ها، گندزدايي با آب ژاول يا ماده ضدعفوني ديگر كاملا ضروري است.
اگر به تنوع فوق العاده لوله هاي پلاستيكي و پوششهايي كه امروزه ارائه ميشوند، توجه شود، مشاهده ميشود كه انتخاب لوله مناسب كه مواد قابل تجزيه از خود آزاد نميكند، تا حدي دشوار است. براي انتخاب صحيح لوله ها ميتوان ازتجربياتي كه در طول سالها بدست آمده است و همچنين از قوانين و استانداردهايي كه در دسترس هستند مانند دستورالعمل هاي KTW و DVGW-Merkblatt W270 آلمان ]4[ استفاده نمود.
2 . 3- پالايش آب
آبهاي زيرزميني و چشمه ها معمولا حاوي مقدار كمي مواد آلي قابل جذب (AOC) هستند و از اين نظر موجب رشد باكتريايي نمي شوند. از آنجائيكه اين نوع آبها معمولا از لحاظ ميكروبيولوژيكي نيز وضعيت مطلوبي دارند، در توزيع آبهاي زيرزميني معمولا به حفاظت شبكه نياز نيست. حتي اگر بطور استثنا آلودگي ميكروبيولوژيكي پيش بيايد، بطور مثال پس از باران هاي شديد، نيازي به استفاده ازاكسيد كننده هاي شيميايي نمي باشد. در اين مورد به خوبي ميتوان بوسيله پرتو فرا بنفش (UV) گندزدايي نمود.
آبهاي سطحي به هرحال هميشه نياز به پالايش، شامل گندزدايي بي خطر و كاهش كربن آلي قابل جذب (AOC) وجود دارد. موضوع قابل توجه اين كه بعد ازكلرزني و يا ازن زني مقدار AOC كه در اثر عمل اكسيداسيون توسط كلر و يا ازن بطور مثال از تجزيه اسيدهاي هوميك توليد ميشود، زياد شده و در نتيجه احتمال رشد مجدد باكتريها را نيز بالا ميبرد. شركت آبرساني زوريخ از اين موضوع وقتي آگاه شد كه در سال 1968 مرحله كلريناسيون در انتهاي فرايند تصفيه حذف و ازن زني جايگزين آن شد ]5[ .هدف اين تجربه جلوگيري از ايجاد كلروفنولها پس از آلودگي احتمالي درياچه زوريخ بوسيله فنول بود. نتيجه اين آزمايش افزايش سريع شمارش ميكروبي در شبكه توزيع بود كه منجر به قطع پيش از موعد آزمايش پس از هفت هفته شد. از اين آزمايش نتيجه گرفته شد كه پس از ازن زني يا كلريناسيون مواد اكسيد شده قابل تجزيه توسط ميكروارگانيزم ها بايستي بوسيله يك فيلتر فعال بيولوژيكي تصفيه شوند. براي اين منظور فيلترهاي كربن فعال و صافي هاي شني آهسته مناسب هستند.
در دو تصفيه خانه شهر زوريخ، از سيستم مركب ازن زني - كربن فعال - فيلتر شني آهسته استفاده ميشود(شكل1). بدين ترتيب مقدار AOC پس از تصفيه كاملا زير مقدار مجاز باقي مي ماند. در نتيجه، آب آشاميدني با AOC كمتر از mg/l 10 ]6[ و DOC به مقدار mg/l 0/1 ~ 8/0 و شمارش ميكروبي زير cfu/l 10 بدست مي آيد. از آنجائيكه كيفيت آب زيرزميني كه به همين شكبه تزريق ميشود حتي از اين نيز بهتر است، شركت آب شهر زوريخ توانست كه حفاظت شبكه بوسيله تزريق كلر را براي يك دوره آزمايش متوقف سازد.
3- فرايند متوقف سازي حفاظت شبكه
در فرايند بهينه سازي، يعني حذف كامل مواد ضدعفوني كننده از شبكه آبرساني، بهتر است كه مقدار تزريق كلر بصورت گام بگام و در طول يك دوره معين كاهش داده شود. در اين مدت بايستي وضعيت باكتريايي آب بطور مستمر كنترل گردد. بخصوص توجه خاص بايستي به نواحي با جريان ضعيف آب و همچنين لوله هاي پلاستيكي و يا لوله هاي با پوشش داخلي از پلاستيك معطوف شود.
سازمان آب شهر زوريخ اين خط مشي را از سال 1968 دنبال نمود (شكل2). در اولين قدم، مقدار mg/l 55/0 كلر كه از سال 1953 تزريق مي شد، در سال 1971 به مقدار بسيار كمترmg/l 13/0 دي اكسيد كلر تغيير يافت. عامل اين تغيير، سانحه فنول در درياچه زوريخ در سال 1967 ]7[ و همچنين كشف تري هالومتانها (THM) به عنوان محصول جانبي روش كلر زني بود.
در سالهاي 1975 و 1978، دو تصفيه خانه Lengg و Moos با فرايند تصفيه هشت مرحله اي تجهيز شدند و در نتيجه امكان كاهش بيشتر مقدار دي اكسيد كلر فراهم گرديد. با كاهش نهايي دي اكسيد كلر به ميزان mg/l 03/0 تا 05/0 ، مقدار باقيمانده دي اكسيد كلر در محل خروجي تصفيه خانه ها به مقدار mg/l 02/0 رسيد و هنوز داراي تاثير ضدعفوني بود. اين مطلب با پوتنسيال ردكس كه هرگز به زير مقدار mV 700 نرفت، قابل اثبات بود. در اين مرحله، در شبكه پس از مخازن ذخيره، كلر باقيمانده يافت نمي شد. از اين تاريخ، برداشتن گامهاي نهايي براي حذف كامل حفاظت شبكه اي فقط نياز به زمان داشت. از آغاز سال 1993 تا كنون سيستم توزيع آب بدون هيچگونه حفاظت شبكه اجرا ميگردد.
با وجود اين، براي واكنش سريع در مقابل آلودگي احتمالي در خروجي تصفيه خانه ها، در مخازن و يا شبكه، تجهيزات كلرزني باري عملكرد فوري و تزريق دي اكسيد كلر همواره آماده نگهداري ميشود. همچنين براي ضدعفوني هاي موضعي، يك دستگاه سيار براي شستشوي لوله ها با آب ژاول در دسترس ميباشد.
4- تجربيات حاصله
در طول سه ماه اول پس از قطع كامل تزريق مواد ضدعفوني به شبكه، هيچ مشكلي در شبكه پيش نيامد. در اين دوره، مقدار ميانگين شمارش ميكروبي (12 تا 28 نمونه برداري در هفته ) در آب تصفيه شده در محل خروج تصفيه خانه از صفر تا 3 واحد به صفر تا 6 واحد در ميليگرم افزايش نشان داد. در شبكه توزيع يك افزايش جزيي ميانگين شماره ميكروبي(66 نمونه برداري در هفته) از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليگرم مشاهده گرديد. اين نتايج، تجربيات آمستردام را تاييد مي نمود ]8[. افزايش موضعي شمارش ميكروبي تا حد cfu/ml 300-100 كه قبل از حذف كلر نيز مشاهد ميگرديد، با بالا بردن سرعت جريان آب به حد m/sec 5/0 در لوله هاي موردنظر، برطرف گردد.
در اين زمان يكي از تصفيه خانه ها بعلت نقص فني براي مدت يك هفته تعطيل گرديد. پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه و وصل به شبكه، شمارش ميكروبي در آب تصفيه شده تا cfu/ml 1000 بالا رفت. بدين دليل تزريق موقت مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر در اين تصفيه خانه غير قابل اجتناب بود. پس از اين اقدام، شمارش ميكروبي در شبكه بلافاصله به زير cfu/ml 10 سقوط كرد. همچنين شمارش ميكروبي پس از فيلتر شني آهسته اين تصفيه خانه در مدت دو ماه به كمتر از cfu/ml 20 رسيد و در نتيجه پس از اين مدت ادامه عمليات بدون كلرزني مجددا امكان پذير شد. دليل اصلي افزايش شمارش ميكروبي پس از توقف يك هفته اي، رشد تشديد شده باكتريها در آب راكد داخل فيلترهاي شني آهسته فاقد مواد ضدعفوني، و جاري شدن باكتريها به داخل شبكه پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه بود.
پس از اين دوره، به دليل عملياتي تصفيه خانه، تا ماه مارس 1994 همچنان به مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر به آب اضافه گرديد. از اين تاريخ كه مجددا تزريق كلر كاملا قطع گرديد تا به امروز، ميانگين شمارش ميكروبي آب آشاميدني در حدود شمارش شده در سه ماه اول سال 1993 باقي مانده است.
اين تجربه نشان داد كه تغيير سيستم از فرايند داراي حفاظت شبكه به سيستم فاقد كلرزني ايمني به رعايت ملاحظات بهداشتي نياز دارد. پرسنل بايد بياموزند كه در رابطه با استفاده از دستگاهها و تاسيسات مرتبط با آب احتياط لازم را بعمل آورند تا باعث آلودگي آب نشوند. البته اين مساله با آموزش صحيح قابل حل مي باشد.
5- جمع بندي
هدف بهينه سازي سيستم آبرساني يعني توزيع آب آشاميدني بدون افزودن مواد شيميايي براي حفظ شبكه، ميتواند براي آبهاي سطحي نيز پياده شود. بدين منظور، يك فرايند تصفيه مؤثر كه كربن آلي قابل جذب (AOC) را زير mg/l 10 و شمارش ميكروبي را زير cfu/ml 10 نگاه دارد، غير قابل اجتناب است. علاوه بر اين شبكه توزيع بايد سالم بوده و بخوبي نگهداري شود. براي پياده سازي سيستم توزيع آب فاقد مواد ضدعفوني، تقليل گام بگام مقدار مواد ضدعفوني كننده همزمان با يك كنترل دقيق پارامترهاي بهداشتي شبكه كاملا ضروري است.
منبع: http://www.articles.ir
آیا میدانید که ......!!!
ازن كه جزء اصلي دود مه است, گازي است كه از تركيب اكسيد نيتروژن و هيدروكربنها در حضور نور آفتاب به وجود ميآيد. در اتمسفر, ازن به طور طبيعي به صورت لايهاي كه ما را از اشعه ماوراء بنفش محافظت ميكند وجود دارد. ولي زماني كه در سطح زمين توليد شود كشنده است.
خودروها, نيروگاهها, كارخانههاي شيميايي, پالايشگاههاي نفت و... از اصليترين منابع ازن هستند كه همه ساله ميليونها تن هيدروكربنهاي مختلف و اكسيدهاي نيتروژن را وارد هوا ميكنند.
صدمات ريوي ناشي از هواي آلوده به ازن, خطري است كه بسياري از مردم را تهديد مي :ند, اين آلودگي به ساير موجودات زنده از جمله گياهان و محصولات كشاورزي نيز صدمات جبرانناپذيري وارد ميكند.
كلروفلئوروكربنها (CFCs) , هالونها (halons) و ساير مواد شيميايي مصنوعي، در 10 تا 50 كيلومتري بالاي سرما شناورند. آنها تجزيه شده مولكولهايي آزاد ميكنند كه ازن را از بين ميبرند. CFC ها مواردي هستند كه صدها مصرف گوناگون دارند چون در مقابل شعله مقاوم بوده و به راحتي تجزيه نميشوند. به خاطر اين پايداري آنها تا 150 سال باقي خواهند ماند.گازهاي CFCبه آرامي تا ارتفاعات 40 كيلومتري صعود كرده و تحت نيروي تشعشعات ماوراي بنفش خورشيد شكسته شده و عنصر شيميايي كلر را آزاد ميكنند. بعد از آزادي هر اتم كلر قبل از برگشت به زمين, حدود 100000 مولكول ازن را از بين ميبرد بخشي از لايه ازن در سطح جهان تا بحال توسط گازهاي CFC تخريب شده است.
با تخريب لايه ازن رسيدن اشعه ماوراء بنفش به سطح زمين, بروز سرطان پوست, بيماري آب مرواريد و تضعيف سيستم دفاعي بدن, افزايش مييابد. با نفوذ بيشتر اشعه ماوراء بنفش از لايههاي اتمسفر, اثرات آن بر سلامتي بدتر شده بهرهدهي محصولات كشاورزي و جمعيت ماهيها كاهش خواهد يافت
کشوری که مردمش ازنظر مسايل زيست محيطی آگاه باشند بيش از ديگرکشورها از بخت توسعه برخوردار است.
زمين منبع محدودی است وبه مقدار آن افزوده نمی شود . تمام زمينهای موجود در کره ما قابل کشت نيستند . هرجه جمعيت بيشتر شود فشار بيشتری برای توليد غذا برزمين وارد می شود.
مردم با تنظيم تعداد فرزندان خود به نسبت منابع وامکانات موجود امکان برخورداری نسل آينده را ازآموزش وبهداشت مناسب فراهم کرده طبعا فقر نيز کاهش می يابد.
يک نشتی کوچک در عرض يک سال چند هزار ليتر آب را هدر می دهد.
هر فرد بطور متوسط در طول روز يک کيلوگرم زباله خانگی توليد می کند و بهرين راههای کاهش اين مقدار محدود کردن مصرف و استفاده مجدد از وسايل قبل از دور انداختن آنها ( مثلا استفاده از ساکهای نايلونی خريد به جای کيسه زباله ) و بازيافت زباله می باشد .
در بازيافت هرتن شيشه از متصاعد شدن 1057 کيلوگرم دی اکسيد کربن به داخل هوا جلوگيری می شود.
با جمع آوري و بازيافت آلومينيم مي توان آلودگيهاي زيست محيطي را به مقدار زياد كاهش دادو در مصرف انرژي صرفه جويي كرد؟
توليد آلومينيم از آلومينيم بازيافت شده 90% انرژي كمتري از توليد آن از سنگ معدن نياز دارد.
بازيابي آلومينيم آلودگي هاي مربوطه را 95% كاهش مي دهد.
ظروف و ضايعات آلومينيم مانند فويل آلومينيومي ، قوطي هاي نوشابه و كنسرو ، بشقاب ، چهارچوب پنجره ها و تراشه هاي آلومينيوم در كارگاهها قابل بازيافت هستند.
با بازيافت فلزاتي مانند آلومينيوم مي توان به مقدار زيادي استخراج از معادن را كاهش داد و با پيشگيري از ايجاد حفره در سطح كره زمين زيبايي آن را حفظ نمود.
منبع: وبلاگ جمعیت کویر سبز کاشان
مديريت زباله هاي شهري
قسمت 2
دكتر قاسمعلي عمراني
دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي تهران
2 ـ طبقه بندي مواد زايد جامد
عبارت مواد زايد جامد (solid wastes) به مجموعه مواد ناشي از فعاليتهاي انسان و حيوان كه معمولا جامد بوده و به صورت ناخواسته و يا غير قابل استفاده دور ريخته ميشوند اطلاق ميگردد. اين تعريف به صورت كلي در برگيرنده همه منابع، انواع طبقه بنديها، تركيب و خصوصيات مواد زايد بوده و به سه دسته كلي زباله هاي شهري، زباله هاي صنعتي و زباله هاي خطرناك تقسيم ميگردند :
2 ـ 1 ـ زباله هاي شهري
در نشريات و كتب از تعاريف و طبقه بنديهاي مختلفي براي توضيح اجزاء مواد زايد جامد شهري استفاده شده است. تعاريف ارائه شده در زير ميتواند به عنوان يك راهنما براي شناسايي اجزاء مواد زايد شهري مورد استفاده قرار گيرد (2)
زايدات غذايي
به قسمت فسادپذير زباله كه معمولا از زايدات گياهي، تهيه و طبخ و يا انبار كردن مواد غذايي به دست ميآيد، اطلاق ميشود. كمّيت پس مانده هاي غذايي در طول سال متغير بوده و در ماه هاي تابستان، كه مصرف ميوه و سبزي بيشتر است، به حداكثر ميرسد. پس مانده هاي غذايي مهمترين قسمت زباله است، چرا كه از يك سو به دليل تخمير و فساد سريع، بوهاي نامطبوع توليد كرده و محل مناسبي براي رشد و تكثير مگس و ساير حشرات و جوندگان است و از سوي ديگر به دليل قابليت تهيه كود از آن (كمپوست) حائز اهميت است. قابل ذكر است كه ميزان پس مانده هاي فسادپذير در زباله هاي شهري ايران بين 35 تا 76 درصد گزارش شده است.
آشغال
به قسمت فساد ناپذير زباله به جز خاكستر گفته ميشود. آشغال در زباله معمولا شامل كاغذ، پلاستيك، قطعات فلزي، شيشه، چوب و موادي از اين قبيل ميشود. آشغال را ميتوان به دو بخش قابل اشتعال و غيرقابل اشتعال تقسيم كرد.
خاكستر
باقيمانده حاصل از سوزاندن زغال، چوب و ديگر مواد سوختني كه براي مقاصد صنعتي، پخت و پز و يا گرم كردن منازل بكار ميرود گفته ميشود.
زايدات ناشي از تخريب و ساختمان سازي
به زايدات حاصل از تخريب ساختمان، تعمير اماكن مسكوني، تجاري، صنعتي، و يا ساير فعاليتهاي ساختمان سازي اطلاق ميشود.
زايدات ويژه
اين قسمت از زباله ها شامل مواد حاصل از جاروب كردن خيابانها و معابر، برگ درختان، اجساد حيوانات مرده و موادي كه از وسايل نقليه به جاي مانده است ميشود.
2 ـ 2 ـ زباله هاي صنعتي
زباله هاي صنعتي، مواد زايد ناشي از فعاليتهاي صنعتي هستند ومعمولا شامل فلزات، مواد پلاستيكي، مواد شيميايي و بالاخره زباله هاي ويژه و زباله هاي خطرناك هستند. كه عمل جمع آوري، حمل و نقل و دفع آنها ضوابط خاص و مقررات ويژه اي را به خود اختصاص داده است.
2 ـ 3 ـ زباله هاي خطرناك
مواد زايد خطرناك، مواد زايد جامد يا مايعي هستند كه به علت كمّيت، غلظت و يا كيفيت فيزيكي، شيميايي و يا بيولوژيكي ميتوانند باعث افزايش ميزان مرگ و مير و يا بيماريهاي بسيار جدي شوند. براساس تعريف آژانس حفاظت محيط زيست Environmental Protection Agency : EPA)) زباله هاي خطرناك به مواد زايد جامدي اطلاق ميشود كه بالقوه خطرناك بوده و يا اينكه پس از طي مدت زماني موجبات خطر را براي محيط زيست، فراهم ميكنند. زباله هاي خطرناك معمولا يكي از مشخصات قابليت انفجار، احتراق، خوردگي، واكنش پذيري و سمي را دارا بوده و اغلب تحت عنوان مواد زايد راديواكتيو، پس مانده هاي شيميايي، زايدات قابل اشتعال، زايدات بيولوژيكي و مواد منفجره دسته بندي ميشوند :
از منابع عمده زايدات بيولوژيكي، بيمارستانها، آزمايشگاه ها و مراكز تحقيقات پزشكي هستند. زباله هاي بيمارستاني به دليل آنكه حاوي زايدات پاتولوژيكي، مواد زايد راديواكتيو، زايدات دارويي، مواد زايد عفوني، مواد زايد شيميايي و بعضا ظروف مستعمل تحت فشار هستند، از منابع عمده، زباله هاي خطرناك در شهرها محسوب ميشوند. تكنولوژي جمع آوري، دفع و يا احياي اين مواد در مقايسه با زباله هاي شهري و خانگي تفاوت بسيار دارد و بايد جداگانه مورد توجه قرار گيرد.
2 ـ 4 ـ زباله ها بيمارستاني
زباله هاي بيمارستاني شامل موادي هستند كه با توجه به نوع كار و وظيفه در هر بخش بيمارستاني، متفاوت ميباشند. مثلا زباله بخش عفوني يا اطاق عمل، با مواد زايد آزمايشگاه يا بخش راديولوژي، تفاوت محسوسي دارد و طبق يك بررسي، زباله بخشهاي مختلف بيمارستانها به هفت گروه تقسيم ميشوند (4):
الف ـ زباله هاي معمولي بيمارستان
عموماً شامل زباله هاي مربوط به بسته بندي مواد و ديگر زباله هاي پرسنل شاغل در بيمارستان و خوابگاه هاي آنهاست.
ب ـ زباله هاي پاتولوژيكي
شامل بافتها، ارگانها، قسمتهاي مختلف بدن، پنبه هاي آغشته به خون و چرك و مواد دفعي بدن همچون نمونه هاي مدفوع و ادرار و غيره جزو اين گروه از مواد زايد، محسوب ميشوند.
ج ـ مواد زايد راديواكتيو
شامل جامدات، مايعات و گازها بوده و در برخي از بخشها و آزمايشگاه هاي بيمارستانها وجود دارند كه جمع آوري و دفع آنها داراي خصوصيات ويژه اي است.
د ـ مواد زايد شيميايي
شامل جامدات، مايعات و گازهاي زايد ميباشد كه به وفور در بيمارستانها وجود دارد، در بخشهاي تشخيص و آزمايشگاه ها ماحصل نظافت و ضدعفوني بيمارستان، وسايل و ابزار تنظيف و ضدعفوني به انضمام داروها و وسايل دور ريختني اطاق عمل بخش ديگري از اين فضولات را تشكيل ميدهند. مواد زايد شيميايي ممكن است خطرناك باشند. فضولات شيميايي خطرناك در سه بخش زير، طبقه بندي ميشوند:
· فضولات سمي : اين فضولات با PH كمتر از 2 (به شكل اسيدي) و بالاتر از 12 (به حالت قليايي) در زباله هاي بيمارستاني وجود دارند. بخشي از داروهاي اضافي و يا فاسد شده، جزو اينگونه فضولات به حساب ميآيند
· مواد قابل احتراق : شامل تركيبات جامد، مايع و گازي شكل
· مواد واكنش دهنده و موثر : در ساير فضولات كه تا حدودي در زباله هاي بيمارستاني، قابل تشخيص هستند.
از فضولات شيميايي بيخطر ميتوان قندها، اسيدهاي آمينه و برخي از نمكهاي آلي و معدني را نام برد. اسيدهاي آمينه و نمكهاي شيميايي نظير نمكهاي سديم، منيزيم، كلسيم، اسيد لاكتيك، انواع اكسيدها، كربناتها، سولفاتها و فسفاتها قسمتي از مواد زايد شيميايي هستند.
ه ـ مواد زايد عفوني
اين مواد، شامل جِرمهاي پاتوژن در غلظتهاي مختلف هستند كه ميتوانند به سادگي منجربه بيماري شوند. منشاء آنها ممكن است پسمانده هاي آزمايشگاهي، جراحي و اتوپسي بيماران عفوني باشد. وسايل آغشته به جرمهاي عفوني در بيمارستان، شامل دستكش، وسايل جراحي، روپوش، لباسهاي بلند جراحي، ملحفه و غيره است. اين زباله ها تقريباً 10% كل زباله هاي بيمارستاني را تشكيل ميدهند. از وسايل جراحي سرنگها، اره هاي جراحي، شيشه هاي شكسته، كاردهاي كوچك جراحي و غيره را ميتوان در يك دسته بندي خاص منظور كرد.
و ـ مواد زايد دارويي
شامل داروهاي پس مانده، محصولات جانبي درمان و داروهاي فاسد شده يا مواد شيميايي هستند كه تا حدود زيادي در زباله هاي بيمارستاني وجود دارد.
ز ـ ظروف مستعمل تحت فشار
ظروفي مثل قوطيهاي افشانه (آئروسُل)، گازهاي كپسوله شده و غيره كه اگر براي از بين بردن آنها از دستگاه هاي زباله سوز، استفاده گردد موجب بروز خطر ميشود زيرا در پاره اي از موارد داراي قابليت انفجار هستند.
مديريت زباله هاي شهري
قسمت 1
دكتر قاسمعلي عمراني
دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي تهران
بيان مسئله
توجه به محيط زيست و حفظ سلامتي انسان و كليه موجودات كره زمين يكي از اصول اساسي در بقاي زندگي و استفاده از مواهب خدادادي است كه به وفور در اختيار ما قرار دارد. كنترل آلودگيهاي محيط ازجمله مواد زايد جامد، بخش مهمي از اين وظيفه را تشكيل ميدهد كه با توجه به اصول و موازين بهداشتي اقتصادي جايگاه ويژه اي را در علوم و فنون جديد به خود اختصاص داده است. بدين لحاظ در اين مجموعه سعي خواهد شد تا در حد امكان مواردي همچون اهميت مسئله، شناخت و طبقه بندي مواد، سيستمهاي جمع آوري و حمل و نقل و روشهاي دفع مواد به وضوح مورد توجه قرارگرفته و در اختتام، مبادرت به ارائه راه كارهاي اساسي در جهت بهبود
شرايط و بهينه سازي تكنولوژي موجود در مديريت مواد زايد جامد كشور نمايد كه در صورت اعمال، بازتاب آن تاثير اساسي در حفظ بهداشت و سلامت محيط زيست جامعه ما خواهد داشت.
مقدمه
در كشور ما ايران با محاسبه 800 گرم زباله سرانه، هر روزه بالغ بر 50000 تُن مواد زايد جامد توليد ميشود كه در مقايسه با ساير كشورهاي جهان با 292 كيلوگرم زباله هر نفر در سال در حد متعادلي قرار گرفته است، لكن ازدياد جمعيت و توسعه صنعت به گونه اي كه در برنامه سوم جمهوري اسلامي ايران مطرح است موجبات ازدياد مواد زايد جامد و بالطبع تغييرات فيزيكي ـ شيميايي آنها را بوجود ميآورد به طوريكه برنامه هاي جمع آوري و دفع زباله موجود جوابگوي نيازهاي اين بخش از كار نخواهد بود. امر جمع آوري، دفع، بازيافت و اصولا مديريت مواد زايد جامد در ايران با توجه به نوع و كيفيت زباله هاي ايران تفاوت فاحشي با ساير كشورهاي جهان دارد، لذا بكارگيري هر گونه تكنولوژي بدون شناخت مواد و سازگاري عوامل محلي كار ارزنده اي نيست. وجود 70 درصد مواد آلي قابل كمپوست و بيش از 40 درصد رطوبت در زباله هاي خانگي از يك سو و تفاوت فاحش آب و هوا و شرايط زيست در مناطق مختلف كشور با سبك و فرهنگ منحصر به خود از سوي ديگر خود دليلي بر عدم استفاده بي رويه از تكنولوژيهاي وابسته به خارج است، تجربه سالها ركود در عمل آوردن كمپوست و پرداخت هزينه هاي گزاف جمع آوري و دفع زباله كه تنها براي شهرهاي مختلف كشور روزانه حدود 20% بودجه شهرداريها را تشكيل ميدهد نشانگر اهميت اين مسئله در برنامه هاي محيط زيست كشور است.
توجه به امر بهداشت و سلامت جامعه و رعايت جنبه هاي پيشگيري قبل از درمان بدون توجه به سيستمهاي جمع آوري و دفع مواد زايد كه مسبب اصلي آلودگي در شهرها و روستاهاي كشور است، امكان پذير نيست. اشاعه بيماري كيست هيداتيك، بروز گهگاه وبا، انواع بيماريهاي پوستي همچون ليشمانيوز و سلسله بيماريهاي سرطانزا و سكته هاي نابهنگام در جوامع كنوني كه معمولا به مواد فساد پذير و پس مانده هاي شيميايي محيط زيست نسبت داده ميشود ماحصل تداخل صدها نوع مواد سمي و عفونتزا با زباله هاي شهري و انتشار آنها در آب، خاك و هواي زندگي روزمره ماست. عليهذا به منزله بهبود مديريت مواد زايد جامد و اجراي اهداف بهداشتي اقتصادي كشور گفتار حاضر به صورت فشرده، كلياتي از موارد آلودگي و طبقه بندي مواد زايد جامد را با توجه خاص به سيستمهاي جمع آوري، دفع و بازيافت مواد، مورد بحث قرار ميدهد كه اميدوار است مورد توجه علاقمندان بويژه دانشجويان عزيز و مسئولين محترم بهداشت محيط كشور قرار گيرد.
1 ـ خطرات ناشي از دفع زباله بهطريق غير بهداشتي
اصول بهداشت و بهسازي محيط، در هر شهر ايجاب ميكند كه زباله ها در حداقل زمان از منازل و محيط زندگي انسان دور شده و در اسرع وقت دفع گردند. پيدايش اين ايده (دفع بهداشتي زباله در محيط زيست) در قرن نوزدهم ميلادي به مشابه يك دستورالعمل بهداشتي، شهروندان را به رعايت آن ملزوم ميساخت.
اهميت دفع بهداشتي زباله ها موقعي بر همه روشن خواهد شد كه خطرات ناشي از آنها بخوبي شناخته شود. زباله ها نه فقط باعث توليد بيماري، تعفّن و زشتي مناظر ميگردند، بلكه ميتوانند به وسيله آلوده كردن خاك، آب و هوا خسارات فراواني را ببار آورند. به همان اندازه كه تركيبات زباله مختلف است، خطرات ناشي از مواد تشكيل دهنده آنها نيز ميتوانند متفاوت باشند. جمع آوري، حمل و نقل و آخرين مرحله دفع اين مواد بايستي به طريقي باشد كه خطرات ناشي از آنها در سلامتي انسان به حداقل ممكن كاهش يابد.
راجع به خطرات حاصل از زباله هاي شهري و صنعتي بايد گفت كه در كليه منابع علمي و كتب مربوطه همواره اشاره به ابتلاي انسانها به بيماريهاي گوناگون شده است. در كتب علمي تعداد باكتريهاي مختلف موجود در خاكروبه خيابانها از 2 تا 40 ميليون به صورت خاص و از 50000 تا 10 ميليون بطور عموم در هر گرم برآورده شده است. اين تعداد باكتري ميتوانند به سادگي موجب بروز بيماريهاي گوناگوني گردند. مخصوصاً اينكه در اين مواد انواعي از باكتريهاي مولد وبا، تيفوس و كزاز بطور مسلّم و صريح تشخيص داده شده است. شايان ذكر است كه سابقا فضولات حيواني (پهن گاو و اسب) قسمت عمده اي از خاكروبه هاي خياباني را تشكيل ميداد. اين حالت هم اكنون نيز در پاره اي از روستاها و شهرهاي كوچك مشاهده ميشود.
1 ـ 1 ـ مگس
خطرات ناشي از وجود مگس براي انسان و عموم حيوانات اهلي بر همه روشن است، مگس خانگي (Mussca domestica) مخصوصاً از نظر انتشار بسياري از باكتريهاي بيماريزا قابل اهميت ميباشد. اصولا بيش از 50-40 هزار نوع مگس در اين زمان شناسايي شده ولي نام گذاري همه آنها به اتمام نرسيده است. بر اساس مطالعات انجام شده در صحرا و آزمايشگاه انتشار بسياري از امراض همچون اسهالهاي آميبي و باسيلي، تراخم، حصبه و شبه حصبه، وبا، سِل، جذام، طاعون و سياه زخم به وسيله مگس امكان پذير است. اين حشره به وسيله پُرزهاي چسبنده و مژكهاي فراوان بدن خود با نشستن بر روي مدفوع انسان و حيوان و بسياري از كثافات و زباله ها ميكروبهاي مختلف را از طريق تماس مستقيم بدن انسان و يا اغذيه مورد نياز او به محيط زندگي وارد نموده و به طور مكانيكي باعث انتقال بيماريها به موجود زنده ديگري ميگردد.
ساختن مستراحهاي بهداشتي در شهر و روستا و حفظ محيط زيست از پِهِن و ديگر فضولات فساد پذير انساني و حيواني نيز از جمله عواملي است كه باعث جلوگيري از توليد و رشد لارو مگس خواهد شد. مواد زايد صنعتي اعم از فرآورده هاي گياهي، ميوه ها، فضولات كشتارگاه ها و غيره چه در شهرها و چه در مراكز توليد و مصرف ميتواند محل پرورش لارو (كرمينه) مگس قرار گيرد. در صورتي كه روش دفع زباله به صورت تلنبار كردن در فضاي آزاد باشد كرمينه مگس در داخل زباله كه از نشر حرارت، رطوبت و مواد غذايي مناسب ترين محيط به شمار ميرود رشد و نمو كرده و پس از رسيدن زمان بلوغ به منازل و اماكن مجاور پرواز مينمايد. قدرت پرواز مگس تا حدود 20 كيلومتر مشخص شده است (2).
1 ـ 2 ـ جوندگان
سالم سازي محيط بخصوص كنترل زباله ها چه در امر جمع آوري و چه در دفع بهداشتي آنها مفيدترين راه مبارزه با جوندگان ميباشد و بديهي است كه يكي از خطرناكترين مضرات عدم توجه به دفع زباله نشو و نما و انتشار موش در شهرها است. خطر ازدياد موش در شهرها را نميتوان به سادگي با هيچ بودجه اي جبران نمود. موشهاي خانگي و جوندگان ديگر به طرز وسيع و دامنه داري در جهان پراكنده و در جوار انسانها زندگي ميكنند. از اين نظر اينگونه موجودات بالقوه ناقل بسياري از بيماريهاي انساني هستند. ناراحتيهاي حاصل از موشها از يك گاز گرفتگي ساده تا تب تيفوس و طاعون متفاوت است. بيماري لپتوسپيروز در نتيجه تغذيه مواد غذايي آلوده به مدفوع موش بيمار و با استحمام در آب آلوده و يا در تماس مستقيم با موش آلوده، به وجود ميآيد. موش ميتواند در انتقال بيماريهايي چون اسهال آميبي و انتقال كرم كدو و تريشين نيز به طور غيرمستقيم، نقش مهمي ايفاء كند. موش و ساير جوندگان براي توليد مثل و ازدياد جمعيت خويش به سه چيز احتياج دارند، غذا، آب و پناهگاه كه هر سه در اغلب موارد در زباله هاي شهري وجود دارد.
1 ـ 3 ـ آلودگيهاي آب
آب شرط اصلي ادامه حيات در جهان است، كلمه آباداني در زبان فارسي از آب گرفته شده كه خود عامل مهمي در جهت عمران و بهسازي مناطق كشور به شمار ميرود. سرعت افزايش جمعيت، بهبود سطح بهداشت و پيشرفتهاي صنعتي در سطح جهان بيش از پيش باعث محدود شدن منابع آب شده است، اما بايد قبول كرد كه دنيا تشنه است و اين تشنگي يك تصور شاعرانه و خيال نيست بلكه يك حقيقت مسلم است.
در كشور ما مسئله كمبود آب مخصوصاً چه در امر صنعت و چه در امر كشاورزي مشكلات فراواني را به بار آورده است. مصرف زياد از حدّ آب در شهرها و اسرافهاي بي رويه در هر زمينه نيز تشديد كننده اين مشكل است. گرمسير بودن مناطق مختلف كشور و عدم وجود منابع آب كافي از يك سو و عدم كنترل آلودگي آب به وسيله تخليه فاضلابها و زباله هاي شهري و صنعتي از سوي ديگر تاثير زيانبخشي در اقتصاد و بهداشت جامعه ما دارد. همچنين تخليه مواد زايد جامد و مايع (زباله و فاضلابها) در محيط به وسيله جاري شدن آبهاي سطحي اعم از جويبارها، رودخانه ها و ديگر آبهاي حاصل از بارندگي به نقاط مختلف موجب انتشار آلودگي ميگردند و اين در حاليست كه متاسفانه در بعضي از شهرهاي ما دفع بي رويه زباله اكثرا به وسيله تخليه مواد به جويبارها صورت ميگيرد و يا دفن غير بهداشتي آن در سراشيبيها و ديگر اماكن كه مخالف ضوابط حفاظت آبهاي زيرزميني است انجام ميشود كه از نظر بهداشت محيط كاملاً خطرناك است. مخصوصاً اينكه محل تخليه و يا دفن در خاكهاي سبك شني و يا در حوالي رودخانه ها و چشمه سارها باشد.
1 ـ آلودگي خاك
زباله هاي شهري كه خود تركيبي از فضولات انساني و حيواني و بسياري ديگر از مواد زائد صنعتي و كشاورزي است، متاسفانه در آخرين مرحله دفع به خاك و يا آب منتقل ميشوند. كالاهاي مصنوعي كه از مواد پلاستيكي ساخته شده اند پس از استعمال به صورت مواد زائد تجزيه نشدني در زباله انباشته و در خاك باقي ميمانند زيرا پليمرهاي مصنوعي (نايلون) بر عكس پليمرهاي طبيعي موجود در پشم و پنبه به علت نبودن آنزيم ويژه، سالها جهت تجزيه در طبيعت به صورت خام و بدون تغيير باقي ميماند. اين مواد خود خللي در تبادل آب و هوا و ديگر عكسالعملهاي فيزيكي و شيميايي خاك بوجود ميآورند. مجاورت و يا احاطه شدن ريشه گياهان بوسيله مواد پلاستيكي در خاك سبب نرسيدن آب و غذا به ريشه گياه شده و در طي زمان در اطراف ريشه حرارت، رطوبت و خواص شيميايي كاملاً غيرمتعادلي بوجود ميآورند كه موجب ضعف رشد و يا خشكي گياه ميشوند. وجود انواع مختلف قوطيهاي كنسرو، لاستيكهاي مستعمل، لاشه هاي اتومبيل، فضولات بيمارستانها و مواد شيميايي كارخانه ها كه هم اكنون در اغلب شهرها جزو لاينفك زباله هاي شهري هستند به خارج از شهر در دامان طبيعت پراكنده و يا دفن ميشوند. نتيجه اين عمل، تجزيه هايي است كه طي ساليان دراز خطرات مهيبي را در آب و خاك منطقه بوجود آورده و موجب بيماريهاي گوناگوني در انسان و حيوان و كليه موجوداتي كه در آن منطقه زندگي ميكنند
ازجمله امور متداول در استفاده مجدد از زباله هاي شهري، تهيه كمپوست است كه هم اكنون در بسياري از شهرهاي پيشرفته دنيا معمول است. در ايران متاسفانه بدون مطالعه در سيستم تهيه كمپوست، نوع كمپوست و امكانات مصرف، اقدام به تاسيس كارخانه هايي شده است كه نتايج حاصل، مطلوب نبوده و آلودگيهاي محيط جامعه شهري و روستايي ما را تشديد مينمايد. امروزه به علت پيشرفت صنايع سنگين و مصرف زياده از حد فلزات سنگين كه از راه هوا و زمين و آب وارد و خسارات زيادي را به بار ميآورند. Lenihan و Wainered عقيده دارند كه امروزه بيش از 60 ماده شيميايي در صنايع، مورد استفاده قرار ميگيرند كه نقش آنها در سيستمهاي حياتي گياه و حيوان، ناشناخته است. ازدياد فلزات سنگين مثل جيوه، سرب، كادميوم و آرسنيك در كمپوست و در نتيجه در خاك، باعث مسموميتهاي زياد و بيماريهاي گوناگوني در انسان ميشود.
1ـ 5 ـ آلودگي هوا
در اين زمينه گفته ميشود احتراق مواد پلاستيكي كه متاسفانه امروزه به ميزان فراواني در زباله ها وجود دارند صرفنظر از توليد ديوكسينها گازهايي همچون گاز كربنيك، انيدريد سولفوره، گازهاي سمّي كلره و غيره مينمايد كه فوقالعاده خطرناك بوده و موجب آلودگي شديد هوا ميگردند.
شايان ذكر است كه در مناطقي كه مبادرت به ايجاد زباله سوز ميشود تعبيه هواكشهاي طويل و فيلترهاي ويژه اي كه طبق ضوابط محيط زيست قادر به جلوگيري از آلودگيهاي هوا باشند از ضروريات امر است.
گازهاي حاصل از تخميرهاي هوازي و غير هوازي در مراكز دفن زباله قادرند به طبقات زيرين خاك نفوذ كرده و اختلالاتي در خاكهاي زراعي به وجود آورند. طبق مطالعات انجام شده در نواحي نزديك به جايگاه هاي دفن زباله ميزان گاز متان (CH4) تا حدود 60 درصد و گاز كربنيك (CO2) حداكثر تا 30 درصد تاييد شده است كه قطعا در جلوگيري از رشد و نمو صحيح گياهان منطقه بي تاثير نيست.
وبای التور
http://www.ssf.blogfa.com
وبا (cholera) بیماری اسهالی مناطق گرمسیری (یا در فصول گرم مناطق دیگر) است كه توسط باكتریی بنام ویبریوكلرا ایجاد میشود که منحصراً انسان را مبتلا می کند و علایم آن ناشی از سمی است که توسط میکروب در روده انسان ترشح می گردد.
انتقال بیماری از طریق دست های آلوده، تماس با مواد دفعی و استفراغ بیماران و ملافه ها و لوازم آلوده، همچنین آب آلوده به مدفوع، سبزی و میوه های خام آلوده یا شسته شده با آب آلوده و یا غذای آلوده شده توسط دست یا مگس امکان پذیر است.
این باکتری بر روی مخاط دستگاه گوارش انسان تأثیر گذاشته و دفع مایع را از راه مدفوع افزایش می دهد. وبای التور یک بیماری حاد اسهالی است که بیماران وبائی بطور مشخص دچار اسهال آبكی همراه با دهیدراتاسیون میشوند. این بیماری به شدت مسری می باشد. ویژگی مشخص وبا آغاز ناگهانی اسهال جهنده بدون فشار و آبکی است که به دنبال آن استفراغ ، کم آب شدن سریع ، گرفتگی ماهیچه ها و کم شدن ادرار فرا می رسد. میزان کشندگی بیماری در صورت عدم جایگزینی سریع مایعات و الکترولیت بدن ۳۰ الی۴۰ درصد می باشد. وبا را میتوان با مایع درمانی خوراكی یا تزریقی و جایگزینی الكترولیتها بصورت موفق درمان كرد. معمولاً وبا از طریق آب یا غذای آلوده به مدفوع و یا حتی بزاق فرد آلوده منتقل میشود. آموزش مردم درباره غذا و آب سالم و شتشوی دستها پس از استفاده از توالت یا آبریز از بروز موارد جدید جلوگیری میكند.
علائم و نشانه ها
وبا طیف وسیعی دارد. تقریباً ۷۵ درصد از افرادی که دچار عفونت با ویبریوکلرا می شوند هیچ نشانه ای از بیماری ندارند، ۲۰ درصد دیگر دچار اسهال می شوند که از اسهال ایجاد شده توسط دیگر ارگانیسمها قابل افتراق نیست. در ۲ تا ۵ درصد از افراد مبتلا، عفونت اسهال آبکی ، استفراغ و از دست رفتن آب بدن رخ می دهد. در برخی موارد حتی تا ۲۵ لیتر آب را در روز دفع می شود ، اگر این آب از دست رفته جبران نشود برای فرد خطرناك و مرگ آور خواهد بود. وبای علامت دار با اسهال آبکی حجیم بدون تب و زورپیچ شکم آغاز می گردد. مدفوع بیماران وبایی ظاهر مایع شفاف آغشته به موکوس سفید رنگ می گیرد که مدفوع آب برنجی نام دارد. معمولاً بدون بو بوده یا بوی ماهی را دارد. استفراغ و کرامپ های دردناک در پاها شایع می باشد. در موارد شدید بیماری زورپیچ در معده و درد در دستها و پاها ممکن است وجود داشته باشد. پوست بدن در افراد مبتلا، چروكیده و ادرار آنان کم و بسیار غلیظ می شود.
علائم خطر :
عطش فراوان، استفراغ شدید و مداوم، تب بسیار بال،ا دفع بیش از حد اسهال آبکی، بی حالی شدید، وجود خون در مدفوع، عدم توانائی نوشیدن و خوردن، وخیم شدن حال بیمار
دوره نهفتگی
دوره پنهانی وبا از چند ساعت تا ۵ روز بوده و بطور معمول ۱ الی۲ روز است و علائم بیماری ۲ تا ۳ روز طول می کشد و در بعضی از بیماران تا ۵ روز ادامه می یابد. شدت علائم بیماری به سرعت و مدت از دست رفتن مایعات بدن بستگی دارد.
راه های انتقال وبا :
بیشترین راه اپیدمی وبا در كشور، افراد ناقل و مبتلا به این بیماری هستند. انتقال وبا از انسان به انسان از راههای زیر صورت می گیرد :
آب آلوده به مدفوع ( منابع آب بدون نظارت ) شامل : استخرهای بدون کلر کافی و ...، آشامیدنیها و خوراکی های آلوده .
شایان ذکر است خوردنی و آشامیدنی آلوده با همه گیری وبا رابطه مستقیم دارد و شیردادن کودکان با بطریی که با ماده ضد عفونی به خوبی تمیز نشده باشد یک عامل خطر چشمگیر برای شیرخواران است.
توضیح ۱: انتقال توسط تماس مستقیم فرد به فرد مانند تماس با بیمار نادر است.
توضیح ۲: طبق دستور وزارت بهداشت و درمان، در حال حاضر کلیه مسئولین استخرهای سرپوشیده و سر باز ملزم به اضافه نمودن کلر تا اندازه 3.5 ppm می باشند.
ابتلای به وبا دارای سه مرحله است :
الف : مرحله تخلیه ای: بیمار ناگهان دچار اسهال شدید، بدون درد و آبکی می شود که به دنبال آن ممکن است استفراغ روی داده و مدفوع نمای آب برنجی دارد.
ب : مرحله کلاپس: به دلیل کم آبی بدن، بیمار به مرحله کلاپس وارد می شود و بصورت پایین افتادن فشار خون ، نبض خیلی ضعیف ، شکم فرورفته، دست و پای خیلی سرد ، قطع ادرار و ... نمایان می شود. (مرحله کم آب شدن بدن)
ج : مرحله بهبودی: اگر مایعات بدن بیمار جبران شود فشار خون بیمار رو به افزایش می رود و علائم حیاتی نرمال شده و بیمار از مرگ حتمی نجات می باید.
تعاریف مورد وبا
مورد مشكوك :
در مناطقی که وبا آندمیک (بومی) نمی باشد فرد بالای پنج سال زمانی مشکوک به وباست که دچار دهیدراتاسیون شدید شود. در مناطقی که همه گیری وبا وجود دارد یا آندمیک می باشد فرد بالای ۵ سال زمانی مشکوک به وباست که اسهال آبکی با حجم زیاد و ناگهانی داشته باشد.
مورد تأیید شده :
هرفرد دچار اسهال كه توسط آزمایشگاههای معتبر ویبریو كلرا O۱ یا O۱۳۹ از مدفوعش جدا شده، مورد تأیید شده می باشد.
مقدمه ای بر زئولیت ها
http://www.ssf.blogfa.com
زئوليت ها ، آلومينو سيليکات هاي بلوري و هيدراته فلزات قليايي و قليايي خاکي بويژه سديم ؛ کلسيم ، منيزيم ، استرانسيم و باريم هستند که شبکه ها ي سه بعدي متشکل از چهار وجهي هاي [AlO4]4- و[SiO4]4- دارند. اين مواد براي نخستين بار در سال 1756 توسط يک معدن شناس سوئدي به نام فرديک کرونستد شناسايي شده اند و زئوليت نام گرفته اند.
واژه زئوليت به معني سنگ جوشان از ريشه يونايي "زين " به معناي جوشيدن و "ليتوس" به معناي سنگ است . اين نام مبتني بر اين واقعيت است که در هنگام حرارت دادن زئوليت ، مقدار زيادي آب، به صورت بخار خارج مي شود .
از نظر شيميدان ها زئوليت ساختماني است از پليمر هاي معدني که داراي اندامي چهار وجهي است ، ساختمان کلي اين چهار وجهي به صورت TO4 است که در آنها ممکن است T يک عنصر سه ظرفيتي مانند Al وB وGa و يا چهار وجهي نظير Ge و Si و يا پنج ظرفيتي مثل P باشد و کليه اين چهار وجهي ها از طريق اکسيژن مشترک به يکديگر متصل مي شوند .
بعضي از کاربردهاي مهم زئوليت ها به شرح زير مي باشد:
الف- خالص سازي
- خشک کردن (LNG ؛ گازهاي حاصل از کراکينگ ، سردکننده ها )
- حذف CO2(گازطبيعي ، جداسازي هوا به وسيله ي سرد سازي )
- حذف گوگرد ( شيرين سازي گاز طبيعي وLPG)
از زئوليت هاي طبيعي نيز در بعضي از کاربردها مي توان استفاده کرد که عبارتند از :
الف- کاربردها در مقياس بزرگ
- به عنوان پرکننده در کاغذ
- در سيمان ها و بتن ها
- مکمل غذاي حيوانات
- کاربردهاي غربال مولکولي
- جداسازي اکسيژن و نيتروژن از هوا
- جاذب هاي مقاوم به اسيد و خشک کردن و خالص سازي
- تبادلگر يوني در فرايند هاي کاهش آلودگي
فرمول سلول واحد زئوليت ها معمولا به صورت زير است:
Mx/nn+ [(AlO2-)x (SiO2)y ] .wH2O
M: کاتيوني با ظرفيت n
w: تعداد مولکول هاي آب بر واحد ساختماني
x و y: تعداد کل چهار وجهي ها بر سلول واحد
(x+y): مجموع چهار وجهي ها در سلول واحد
y/x : مقادير 5-1 را به خود اختصاص مي دهند وليکن زئوليت هايي نيز قابل تهيه هستند که اين نسبت در آنها مي تواند به 100 يا بيشتر برسد.
قسمتي از فرمول که در کروشه قرار گرفته است ترکيب اصلي شبکه را نشان مي دهد.
کاتيون هاي فلزي که بار آنيوني اضافي در شبکه آلومينو سيليکاتي را خنثي مي سازند ، معمولا از فلزات قليايي و قليايي خاکي هستند و بعضي از آنها مي توانند به طور برگشت پذيري تعويض گردند . باقيمانده ي فضاي خالي موجود در زئوليت را ، مولکول هاي آب پر مي کنند.
در ساختار زئوليت ها چهار وجهي ها به گونه اي در کنار هم قرار مي گيرند که يک ساختار شبکه اي باز با منافذ و سطوح بسيار زياد پديد مي آورند ، شبکه ي سه بعدي به وجود آمده شامل کانال ها و حفره ها يا قفس هاي به هم پيوسته اندکه کاتيون ها و مولکول هاي آب فضاهاي بين حفره ها را اشغال مي نمايند .معمولا آب موجود در شبکه بلورين زئوليت مي تواند با عمليات حرارتي به صورت برگشت پذير برطرف گردد.
1- زئوليت هاي طبيعي : اين مواد در ابتدا به صورت يک جزء فرعي اما به صورت گسترده در حفره هاي بازالتي شناسايي شدند و استفاده از آنها به اين صورت ، در مقياس هاي صنعتي عملي سخت و طاقت فرسا بوده است. تشکيل زئوليت ها تنها به ماتريس بازالتي محدود نشده است .بلکه رسوبات متنوعي در چند دهه گذشته شناسايي شده اند ، زئوليت هاي طبيعي فراوان بوده و بعضي از رسوبات حاوي زئوليت داراي يک فاز زئوليتي خاص با خلوص 90% مي باشد .
از نظر صنعتي زئوليت هاي طبيعي داراي کاربردهاي کمي مي باشند که دليل اصلي آن يکنواخت نبودن خواص آنها است .همچنين ساختمان بلورين اين زئوليت ها از نظر اندازه ي حفره ها براي بسياري از کاربردهاي صنعتي مناسب نمي باشند.
در مورد شرايط و علل تشکيل زئوليت ها در طبيعت ، نظريه هاي گوناگوني ارائه شده است که یک نمونه از آنها به شرح زير است :
الف – زئوليت ها اغلب در لايه هاي رسوبي ، بعد از تشکيل و دفن رسوبات در اثر واکنش آلومينيم سيليکات با آب حفره ها ، در درزها و شکستگي ها تشکيل شده اند .
الف – زئوليت ها اغلب در لايه هاي رسوبي ، بعد از تشکيل و دفن رسوبات در اثر واکنش آلومينيم سيليکات با آب حفره ها ، در درزها و شکستگي ها تشکيل شده اند .
ب- شيشه هاي آتشفشاني سيليسي را مي توان مواد اوليه ( آلومينيم سيليکات ) مورد نياز براي تشکيل زئوليت ها در طبيعت دانست.
ج- تمام کاني هاي گروه زئوليت که تا به حال در حدود 60 نوع آن شناسايي شده اند ، کاني هاي ثانوي بوده و از تخريب يا دگرساني کاني هاي اوليه اي نظير فلدسپات و فلدسپاتوئيد ها ،رس ها و در نهايت از ژلهاي سيليکاته ي طبيعي به وجود مي آيند.
ايران پتاسيل بسيار بالايي در اين زمينه دارا مي باشد . کانسارهاي زئوليت ايران در نواحي دماوند ، سمنان ، کرمان ، گردنه نعل شکن ( جاده ي قم – تهران ) کوه هاي جنوبي تهران ( کوه مره ) و اطراف حوض سلطان شناسايي شده اند . مساعد ترين نواحي ، جنوب دماوند ، اطراف ورامين ، سمنان در جنوب کوه هاي طلحه و همچين سر کوير رشم سمنان مي باشد.
1- زئوليت هاي مصنوعي
زئوليت هاي مصنوعي مواد شيميايي ويژه اي با خلوص بالا هستند که دامنه ي کاربرد وسيعي دارند. محققين پيش از سال 1950 جهت توليد زئوليت ها در صدد تشکيل طبيعي و ژئوشيميايي کاني هاي شناخته شده بودند و تصور مي کردند که تشکيل زئوليت ها مستلزم ايجاد درجه حرارتي در حدود 200 تا 400 درجه سانتيگراد و دهها اتمسفر فشار مي باشد .اما در سال 1957 شيميدان ها موفق شدند زئوليت هايي در دماي پايين(C 0 100 >) و در مقياس صنعتي تهيه نمايند.
توليد زئوليت ها
توليد زئوليت ها تحت شرايط گرمآبي انجام مي گيرد. اصطلاح گرمابي در اينجا به معني تبلور زئوليت ها از محلول آب دار حاوي اجزاي شيميايي لازم است. پليمرهاي آلومينا سيليس آبدار با وزن مولکولي کم يعني Si(OH)4 و Al(OH)3 مونومر هايي هستند که در اثر ترکيب با هم واحدهاي ساختاري ثانوي را در فاز محلول به وجود مي آورند واحدهاي ثانوي يا به طور مستقيم به روي هسته يا وجهي از بلور در حال رشد مي نشينند و يا قبل از اتصال به صورت چند وجهي بزرگتر شکل مي گيرند ، بسياري از واحدهاي ساختاري از اين قبيل ممکن است در محلول شکل بگيرند ، لکن فقط تعداد معدودي از آن ها هستند که با موفقيت به بلور در حال رشد متصل مي شوند .نوع زئوليت به دست آمده توسط شرايط توليد تعيين مي شود .از جمله ي اين شرايط مي توان به غلظت مواد واکنشگر ،pH ، دما و غلظت مواد افزودني اشاره نمود.
فاکتور هاي موثر بر فرايند توليد عبارتند از :
1- طبيعت مواد شرکت کننده در واکنش و فرايند آماده سازي آن ها
2- روشي که از طريق آن، مخلوط واکنش آماده مي شود و ترکيب کلي اجزاي مخلوط پس از آماده شدن
3- همگن بودن يا غير همگن بودن
4- pH مخلوط
5-زمان ماند در دماي پايين براي ژل ها
6- نطفه بندي ( هسته زايي )
7- اضافه کردن افزودني هاي خاص
8- دما و فشار
باران اسیدی
یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی میباشد. باران اسیدی به پدیدههایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق میشود.
باران هنگامی اسیدی است که میزان Ph آب آن کمتر از ۵،۶ باشد. این مقدار Ph بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دیاکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بیکربنات ( Hco۳ ) در آب خالص است.
باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی میباشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی میگذارد.
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال میتوان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران میشوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ میدهد؟
معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دیاکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و Ph باران طبیعی آلوده نشده حدود ۵.۶ میباشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظهای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و Ph آنها کمتر از ۵ باشد، باران اسیدی تلقی میشوند.
پیشینه
پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه ۱۸۰۰ در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه ۱۹۶۰ به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال ۱۸۷۳ واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت میباشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.
« موتا » و « میلو » در سال ۱۹۸۷ عنوان داشتند که دیاکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در میآیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی میبخشند.
● عوامل موثر در اسیدیته باران
آب باران هیچگاه ، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصیهای آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمکهای دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت میکنند.
آتش سوزی جنگلها نیز ، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی ، آتشفشانی و فعالیتهای انسان ، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی ، منطقهای و جهانی در فضا منتشر میکنند. به عنوان مثال ، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی ، مواد خارج شده از دودکشهای کارخانهها در سطح وسیعی در فضا پراکنده میشوند.
● اسیدهای موجود در باران اسیدی
اسیدهای عمده در باران اسیدی ، اسید سولفوریک و اسید نیتریک میباشد. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلایندههای نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود میآیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلایندهها میباشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلایندههای هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمیشناسد.
بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشانها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید میشود. این دیاکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار مییابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز میباشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ میباشد.
دیاکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار مییابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت میشود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد میشود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل میگردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمیگردد.
● منابع تولید اکسیدهای نیتروژن
در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق ، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل میشود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب میشود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی میشود.
● باران اسیدی در آمریکای جنوبی
پیرامون معضل باران اسیدی ، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان Ph کمتر از ۳ دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و Ph طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر میکند که تعیین یک استاندارد ، غیرممکن میباشد. در ارتباط با این مطلب میتوان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان Ph آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر ۴،۷ است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:
اسیدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل میشود.
اسید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود میآید.
عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعهآمیز هدایت میکند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.
● باران قلیائی
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، Ph آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در ۵،۶ ثابت باقی میماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت میدهند.
چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، Ph باران به بیش از ۷ نیز میرسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی میکنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو میتوان به کارخانههای تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.
● اثرات بوم شناختی باران اسیدی
آلایندههای نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمیکنند، اما این آلایندهها میتوانند طی چند ساعت یا چند روز به آلایندههای نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی میباشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی ، به علت وجود این دو اسید است.
میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی میشود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش میشود.
● تاثیر روی اکوسیستم آبی
دریاچههای اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچههای اسیدی شده به شدت دچار تغییر میشود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش مییابد. وقتی Ph خیلی پایینتر از ۵ باشد، گونههای اندکی زنده مانده و تولید مثل میکنند. آب دریاچههای اسیدی شده اغلب زلال و شفاف میباشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچهها میباشد.
● تاثیر روی گیاهان و جنگلها
تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری میتوان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان میدهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش مییابد.
آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین میبرد. باران اسیدی که در جنگلها میریزد، ازن و سایر اکسندههای هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی میگذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.
جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب میبینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست میدهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمیشوند.
بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که « فومارو » در سال ۱۹۹۷ نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:
▪ مضر برای انسان : ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی
▪ تخریب جنگلها : ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.
▪ خطرناک برای دریاچهها : مرگ صدها گونه زیستی
▪ تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی
منبع:www.aftab.ir
آبهای معدنی
http://daneshnameh.roshd.ir
آبهای معدنی ( Inorganic Water ) ، آبهایی هستند که در یک کیلوگرم آنها لااقل هزار میلی گرم نمک و یا 250 میلی گرم انیدرید کربنیک آزاد موجود است.
نگاه اجمالی
آبهای معدنی ، از چشمههای طبیعی یا چشمههایی که مصنوعا ایجاد کردهاند، جریان دارند و آنها را در همان سرچشمه در ظرف مخصوصی پر میکنند و برای مصرف حمل مینمایند. آب چشمهها بطور کلی دارای نمکهایی هستند که در موقع عبور آب از سطح زمین در آن حل شده ولی آب مقطر فاقد این نمکهاست. مقدار این نمکها در آبهای معدنی بمراتب زیادتر و لااقل به یک در هزار میرسد.
ترکیبات آب معدنی
در آب معدنی ترکیباتی مانند نمکهای ید و ترکیبات آرسنیک و ترکیبات گوگرددار و مواد رادیواکتیو و نظیر آنها وجود دارد که در آب معمولی نیست. از آنجائیکه ترکیبات قشر زمین در نقاط مختلف ، متفاوت میباشد، مسلم است که ترکیبات آبهای معدنی هم فرق میکند. مثلا در یک آب معدنی مقدار کلرور سدیم زیادتر و در آب معدنی دیگر مقدار آهک زیادتر است.
طبقه بندی آبهای معدنی
آبهای معدنی را از روی اینکه چه ترکیبی بیشتر در آن وجود دارد طبقه بندی کردهاند.
آبهای معدنی اسیدی
این آبها باید لااقل در یک لیتر ، یک گرم انیدرید کربنیک طبیعی آزاد محلول داشته باشد.
سرچشمهها: مهمترین چشمههای انیدرید کربنیکدار در آلمان ، چشمههای مارینباد و چشمه زائربرون در هارتی و غیره میباشد. در ایران هم آب ترش راه رشت و آب علی از چشمههای مهم میباشد. چشمههای قلیایی که دارای قسمت اعظم از کربنات سدیم میباشند، معروفترینشان ، چشمههای سالسبرون در آلمان و ویشی__ در فرانسه میباشد.
فواید آن برای بدن : انیدرید کربنیک محلول در آب موجب تسریع حرکت دودیشکل روده میگردد و مقدار عصارههایی که در روده ریخته میشود را زیادتر میکند. در نتیجه ، هضم غذا تسریع میشود. همچنین موجب زیاد شدن اسید کلریدریکی که در معده تولید میشود، میگردد و اثر اشتها آور دارد. آبهای قلیایی نیز فعالیت معده را زیاد میکنند و اسید معده را از بین میبرند و در معالجه درد مفاصل مؤثرند.
آبهای معدنی سولفات سدیمدار
آب این چشمهها دارای سولفات سدیم میباشند، ولی علاوه بر آن ، اغلب کلرور سدیم و بیکربنات سدیم هم دارد.
سرچشمهها: مهمترین چشمههای سولفات سدیمدار چشمه مارینباد و چشمه الستر در ساکسن و غیره در آلمان میباشد.
آب چشمههای تلخ
مهمترین ماده شیمیایی که در آب این چشمهها موجود است و موجب تلخی مزه آنها میگردد، سولفات منیزیم میباشد، اما علاوه بر سولفات منیزیم ، اکثرا سولفات سدیم و کلرور سدیم هم در آنها وجود دارد.
سرچشمهها : مهمترین چشمههای تلخ در آلمان میباشند. چشمه فریدریک هال در ماینینگن و چشمه مدکنت هایم در ورتنبرگ است.
فواید آن برای بدن : آبهای تلخ اثرات خوبی در برطرف کردن یبوست و چاقی دارند. آشامیدن آب این چشمهها برای اشخاص ضعیف و کم خون و مسلول و نظیر اینها خوب نیست.
چشمههای کلرور سدیم
در آب این چشمهها بیش از یک گرم املاح در لیتر موجود است و بیشتر این املاح نیز کلرور سدیم میباشد.
سرچشمهها : چشمههای کیسینگن و نویهاس واقع در آلمان از مهمترین چشمهها میباشند.
فواید آن برای بدن : اشخاصی که مبتلا به سو هاضمه و یا چاقی زیاد میباشند و یا دستگاه تنفسی آنها خوب کار نکند، بر اثر آشامیدن این آبها بهتر میشوند.
آبهای آهندار
آبهایی که در یک لیتر آب آنها بیش از ده میلی گرم آهن به حالت محلول موجود باشد، از آنجائی که آبهای آهنی زود تجزیه و آهن آنها ته نشین میشود. معمولا در همان سرچشمه آنرا میآشامند.
سرچشمهها : نمونهای از چشمههای آهندار در ایران آب گرم محلات است. مهمترین چشمههای آهنی در آلمان چشمههای پیرمونت و چشمه شوالباخ و چشمه الکسی باد و غیره میباشد.
فواید آن برای بدن : آبهای آهندار برای درمان کم خونی بسیار مفید میباشد.
آبهای گوگردی
این آبها دارای هیدروژن سولفوره آزاد و یا هیدروسولفور و یا هر دوی اینها میباشند ( بوی هیدروژن سولفوره ، شبیه بوی تخم مرغ گندیده است )
سرچشمهها : آبهای گوگردی در اسک لاشاپل ( آخن ـ آلمان ) همچنین در بادن نزدیک وینه و در اکس لبن هم موجود است. در ایران نیز آب اسک ، نمونهای از آبهای گوگردی است.
فواید آن برای بدن : آبهای گوگردی در درمان روماتیسم و امراض جلدی و مسمومیتهای فلزی تجویز میشود.
آبهای آهکدار
این آبها دارای نمکهایی هستند که قسمت اعظم آنها کربنات اسید کلسیم و کربنات اسید منیزیم و گچ و انیدرید کربنیک میباشد.
سرچشمهها : در آلمان چشمههای آن در ویلدونگن و وایسن بورگ و محلهای دیگر واقع میباشد. در ایران آب گرم راه همدان نمونهای از آبهای آهکدار میباشد.
فواید آن برای بدن : آبهای آهکدار در درمان نارسایی کلیه و درمان نارحتی اعصاب و درمان اگزمای پوست و غیره توصیه شدهاند.
چشمههای آرسنیکدار
این چشمهها دارای مقدار جزئی آرسنیک هستند که بعلت کمی مقدار اثر کشندگی ندارد بکله بطور کلی برای تقویت بکار میرود.
سرچشمهها : محل این چشمههای دورک هایمر ماکس کول واقع در آلمان و چشمه لویکو واقع در شمال ایتالیا میباشد.
فواید آن برای بدن : آشامیدن آب این چشمهها برای رفع کم خونی و ضعف ناشی از کمی غذا و غیره مفید است.
آبهای یددار
آب این چشمهها را بیشتر برای آشامیدن و نه حمام گرفتن مصرف میکنند و ید موجود در آنها ، هم دستگاه گوارش و هم غدد گلو را تحریک به کار و ترشح میکند.
آب های آشامیدنی درون بطری
http://www.senmerv.com
امروزه آب آشامیدنی درون بطری توسط شرکتهای بسیاری تولید می شود. امروزه مصرف آب های بطری ای رواج بسیاری پیدا کرده است . برخی از مردم معتقدند آبهایی که دارای مواد معدنی غنی می باشند برای انسان مفید هستند. آب های بطری ای به دو دسته اصلی تقسیم می شوند، آب گازدار و آب ساده . آب گازدار ممکن است به طور طبیعی با دی اکسید کربن تصفیه شود اما گاز آن معمولا" در طی عملیاتی به آن اضافه می شود. میکروبها در آب گازدار زنده نمی مانند زیرا دی اکسید کربن حل شده در آب به آن خاصیت اسیدی می دهد.
اکثر آبهای بطری ای، آب چشمه ها یا رودها هستند که در همان محل، در شرایط کاملا" بهداشتی و بدون استفاده از هیچگونه مواد شیمیایی، داخل بطری ها ریخته می شوند. در نتیجه این آبها ممکن است حاوی باکتریهای طبیعی و بی ضرر باشند که البته در طول مدت زمان نگهداری، این باکتریها به این دلیل که از مواد مغذی استفاده نمی کنند تدریجا از بین می روند. در نوعی از آبهای بطری ای که با عنوان "آب آشامیدنی"، شناخته شده اند، از مراحل مختلفی برای کم کردن تعداد اینگونه میکروبهای احتمالی استفاده می شود.
چگونه این آب ها تولید می شود؟
اساسا"سه نوع آب بطری ای وجود دارد :
آب معدنی طبیعی: این نوع آب باید از یک منبع زیرزمینی و محفوظ از هر گونه آلودگی بوده و توسط مقامات مسئول ثبت شده باشد، استانداردهای مختلف میکروب شناسی را دارا باشد، به طور مداوم تست شود، هیچگونه عمل دیگری بجز تصفیه با دی اکسید کربن یا تصفیه عادی رویش انجام نشود و در همان منبع آب مربوطه داخل بطری ریخته شود. بعلاوه این آب باید دارای ترکیبات خاص شیمیایی باشد. آب های معدنی طبیعی در مقایسه با انواع دیگر آب های بطری ای دارای بهترین کیفیت هستند.
آب چشمه: از یک منبع زیر زمینی مشخص می آید. این آب نیز باید در همان محل داخل بطری ریخته شده و با استانداردهای شیمیایی و میکروب شناسی سازگار باشد. تنها عملی که می تواند روی این آب انجام شود تصفیه با دی اکسید کربن یا تصفیه عادی است. لزومی ندارد آب چشمه ترکیبات شیمیایی خاص داشته باشد و یا قبل از اینکه وارد بازار شود توسط مقامات مسئول شناسایی و ثبت شود.
آب آشامیدنی (Table Water): به هر آبی که داخل بطری ریخته شده باشد گفته می شود. ممکن است از هر منبع آبی ای باشد و چه بسا این منبع زیرزمینی هم نباشد. حتی می تواند از آب های معمول لوله کشی بوده و یا از منبع اصلی توسط تانکر به کارخانه پر کننده بطری فرستاده شود. ممکن است روی این آب اعمالی از قبیل تغییر ترکیبات شیمیایی یا کاهش تعداد میکروب ها، انجام دهند. حتی برخی از کارخانه ها به منظور اینکه طعم این آب شبیه آب چشمه معدنی شود، نمک معدنی به آن اضافه می کنند.
نحوه در بطری ریختن
آب معدنی طبیعی و آب چشمه مستقیما" از منبع آبی مربوطه توسط لوله های فولادی ضد زنگ به کارخانه پر کننده بطری هدایت می شوند. در آنجا از ماشین آلات مخصوصی جهت پر کردن بطری ها استفاده می شود. در مراحل بعدی درب بطری ها را بسته و روی آنها بر چسب می چسبانند و در انتها آنها را در جعبه ها یا کیسه های پلا ستیکی فشرده بسته بندی کرده و برای ارائه به بازار می فرستند.
بطری ها می توانند از جنس شیشه یا نوعی پلاستیک خاص که که تاثیری بر رنگ و بوی آب ندارد، باشند. بطری و درپوش آن حتما باید استریل شود. کل مراحل در بطری ریختن آب باید مطابق با استانداردهای رده بالای بهداشتی انجام شود و شامل کلیه اقدامات لازم برای حفظ آب از هر گونه آلودگی باشد. تست کیفیت نیز در کلیه مراحل به طور مداوم انجام می شود.
آب های آشامیدنی از طریق لوله و یا بوسیله تانکر به کارخانه پر کننده بطری می رسد. در کارخانه ممکن است چند نوع آب را با هم مخلوط کرده و اعمال متفاوتی از قبیل تصفیه عادی، تصفیه ازنی، تابش اشعه UV ، تصفیه اسمزی و جدا سازی روی آن انجام داده و سپس به طریق مشابه آب های معدنی و چشمه آب را داخل بطری ها بریزند..
آیا ممکن است آب داخل بطری مضر باشد ؟
کلیه کارخانه های تولید کننده این محصولات زیر نظر سازمانهای بهداشتی کشورها مشغول به فعالیت هستند و آیین نامه های مخصوصی را هنگام تولید رعایت می کنند. لذا جز در مواردی که موارد مذکور را رعایت نکنند نگرانی برای استفاده از بطری های آب آشامیدنی وجود ندارد. فراموشی نکنیم که عدم رعایت موارد بهداشتی در تولید هر محصول غذایی می تواند رخ دهد.
نیتریت ونیترات در آبهای آشامیدنی
مخاطرات نیتریت ونیترات در آبهای آشامیدنی وعوارض آن
بسیار ی از مردم دررابطه با وجود نیترات در آب های آشامیدنی سؤالاتی را مطرح میکنند،نتایج پایش کیفی آبهای زیرزمینی پنسیلوانیا حاکی از غلظت کم نیترات درآبها میباشد، اما درمناطق کشاورزی غلظت نیتروژن –نیترات بیشتر از حد مجاز اعلام شده توسط EPA ،۱۰ ميلي گرم درليترمیباشد ( حد مجاز نيترات بر حسب نيتروژن- نيترات ۱۰ ميلي گرم درليتر و برحسب يون نيترات ۵۰ ميلي گرم در ليتر ميباشد.). بعلاوه محل های دفع فاضلاب ، دفع مواد زائد جامد ، سپتیک ،دفن زباله ،میتواند از علل غلظت بالای نیتروژن – نیترات در آبهای آشامیدنی باشد.نیتروژن یکی از اجزاء اصلی پروتئین مورد نیاز موجودات زنده است ، در محیط زیست به فرم های مختلف درآب وجود دارد و فرم آن نیز در چرخه ازت تغییر می کند، به هر حال افزایش غلظت نیترات و نیتریت در آب های آشامیدنی خطراتی را از نظر سلامتی بالاخص برای کودکان و زنان بار دار دارد.
منابع نیترات در آبهای آشامیدنی :
نیتروژن بعنوان یک ماده مغذی ( کود) به مقدار زیاد در چمنزار وباغات و محصولات کشاورزی کاربرددارد علاوه بر کود، نیتروژن ،در خاک به فرم آلی از تجزیه گیاهان و حیوانات بوجود می آید . فرمهای مختلف نیتروژن درخاک توسط باکتریها به نیترات (یون NO۳)تبدیل میشود. مطلوب این است که نیتروژن به فرم نیترات جذب گیاهان شود.به هر حال نیترات ، به راحتی با عبور آب از لایه های خاک به زمين نفوذ پیدا کرده و در اثر بارش ياآبیاری های شدید ، به ریشه گیاهان و نهایتاً به آبهای زیر زمینی می رسد. نیترات در آبهای زیر زمینی يا از منابع نقطه ای مانند دفع فاضلاب ، دامداریها و یا منابع غیر نقطه ای مانند مصرف کود کشاورزی در پارک ها ، زمین های گلف ،چمن زارها و باغات نشا ت ميگيردو یا طبیعی اتفاق ميافتد. حفر چاه آب در محل مناسب و بهسازی آن میتواند در کاهش بار آلودگی به نیترات مؤثر باشد.
نشانه های نیترات :
نیترات بدون رنگ ،بدون بو و بدون طعم بوده و در آبهای آشامیدنی بدون آزمایش قابل تشخیص نميباشد لذاپیشنهاد می گردد، آب مصرفی گروه سنی کودکان ، زنان باردار،مادران شیرده و سالمندان آزمايش ونيترات آن محاسبه گردد.گروه ها ي مذكور جز ء گروه هاي در معرض خطرآلودگی آب به نیترات و نیتریت هستند.نیترات بطور طبیعی در حدغلظت کمتر از حد مجاز ، در آبهای آشامیدنی و آبهای زیرزمینی وجود دارد . آزمایش اولیه ، برای تعیین میزان نیترات منابع آب ضروری است ، بنا براین اگر تا کنون نیترات منابع آبی آزمايش نگردیده ، لازم است آزمایش اوليه انجام گیرد . هر نوع فعالیتی در نزدیک چاه هاي آب میتواند سبب آلودگي شود.در صورت وجود منابع نقطه ای آلوده کننده مانند محل زندگی دام ها، محل دفع فاضلاب درمجاورت چاه هاي خانگی ، لازم است حداقل سالی یک بار آزمایش نیترات انجام و با پایش کیفی آن تغییرات غلظت نیترات بررسی گرددودر صورتیکه چاه درمعرض منابع غیر نقطه ای مانند کاربرد کودهای کشاورزی قرار گرفته باشد ، پایش کیفی برای بررسی تغییرات غلظت نیترات کمتر مورد نیاز میباشد ، حداقل هر دو یا سه سال يكبار،بمنظور بررسی ضریب افزایش غلظت نیترات باید آزمایش شوند ( نیتریت،نیترات،آمونیاک،TKN) و اگر کودیا فضولات حیوانی در اطراف منابع آب پراکنده شده باشد باید هر چه سریعتر نسبت به جمع آوری و دفع آن اقـدام و آب چاه ( منبع آب) آزمایش گردد. متاسفانه ، نیترات ناشی از پراکندگی کود یا فضولات حیوانی دراطراف منابع آب ،ممکن است نتواند به سرعت در لایه های خاک حرکت و به آب نفوذ پیدا کند ، بنا بر این بمنظور بررسی اثرات آلوده کننده ها ، آزمایش سالیانه نیترات جهت پایش کیفی آن توصيه ميگردد.
اثرات زیان بار بر سلامتی :
خطر اولیه نيترات در آبهای آشامیدنی زمانی اتفاق میافتد که در دستگاه گوارش فرم نیترات به نیتریت تبدیل شود .نیتریت باعث اكسيد شدن آهن موجود در هموگلوبين گلبولهاي قرمز شده ونهايتا نمي تواند اكسيژن را با خود حمل كند،به اين حالت متهموگلوبینميا گویند (بعضی آن را بعنوان سندرم کودکان آبی شناخته اند) در صورت عدم حضور اكسيژن ، سلولهای بدن ممکن است بميرند ويا پوست کبود شود. در افراد بالای یکسال ،توانایی سریع تبدیل متهموگلوبین به هموگلوبین وجود دارد و علی رغم سطح بالای نیترات و نیتریت ، مقدار متهموگلوبین در سلولهای قرمز خون کمتر باقی می ماند، به هر حال در کودکان زیر شش ماه ، سیستم آنزیمی آنها به دلیل عدم تكامل ، توانایی کاهش متهموگلوبین به هموگلوبین را ندارند و متهموگلوبینميا اتفاق میافتد. همچنین در افراد سالمند که به دلایلی سیستم آنزیمی آنها صدمه دیده ممکن است ، همين اتفاق بیافتد.درسال ۱۹۶۲ ، انجمن بهداشت عمومی امریکا: حد مجاز نیترات درآب آشامیدنی را بر حسب نيتروژن ۱۰ ميلي گرم در ليتر( بر حسب نيترات ۵۰ ميلي گرم در ليتر)توصیه نمود .این استاندارد بمنظور حفظ سلامت کودکان، براساس دانسته هاي قابل دسترس تعيین شد ، عامل بالقوه خطرناک دیگر برای سایر افراد بستگی به واکنش های فردی و دریافت نیتریت و نیترات از همه منابع دارد. در طی دوره سال های ۱۹۹۲-۱۹۷۰ ایالات متحده ، دربررسي زمین شناسی ، میزان نیتروژن – نیترات ۹% از چاههای خصوصی را بیشتر از حد مجاز ۱۰ ميلي گرم درليتر بر حسب نيتروژن اعلام نمود. از آن زمان به بعد سازمان حفاظت محیط زیست (EPA) حداکثر سطح مجاز نیترات در آب آشامیدنی را بر حسب نيتروژن نيترات ۱۰ ميليگرم درليتر( برحسب يون نيترات ۵۰ ميلي گرم درليتر)و سطح مجاز نيتروژن- نیتریت ۱ ميلي گرم درليتر( بر حسب يون نيتريت ۳ ميلي گرم در ليتر) پذیرفت .در بررسي های بعدی برای تغییر استانداردها ، دلایلی برای تغییر آن وجود نداشت ، به هر حال تعیین سطح دقیق غلظت نیتروژن در آب برای اعلام سالم یا ناسالم بودن آن مشکل است. مسئله اي كه باید مورد توجه قرار گیرداين است كه نیتروژن ممکن است از غذا و یا سایر منابع دیگر نيز دریافت گردد .علي رغم اينكه حداکثر سطح مجاز ( MCL)) نیتروژن _ نیترات در آب آشامیدنی ۱۰ ميليگرم درليتر( برحسب نيترات ۵۰ ميلي گرم درليتر)تعیین شده ، موارد ی از تماس كودكان با آبهاي آشاميدني بالاتر از حد مجاز وجود داشته كه متهموگلوبینميا در بين آنان مشاهده نشده است .راهنمای قطعی برای اینکه در يك محدوده خاص متهموگلوبینما رخ دهد ،تعیین نشده است. بنا بر این بهتر است در صورتیکه نیترات آب بیشتر از حدمجاز باشد ، برای تهیه غذا و شیر کودکان از سایر منابع آبی دیگر استفاده نمود، همچنین ، گزارشاتي مبنی بر نقص هایي در هنگام زایمان به دلیل مصرف آب آشاميدني آلوده به نيترات وجود دارد .بنابر این توصیه میگردد ، مادران باردار از آب آشامیدنی که نیترات آن بالاتر از حد مجاز است مصرف ننمایند. همچنین توصیه میگردد مادران شیر ده نیز به دلیل انتقال نیترات از راه شیر به بچه ، از آبهای دارای نیترات بالاتر از حد مجاز مصرف ننمایند.در افراد بزرگسال که در معرض محدوده بالاتر از میزان تعیین شده ،قرار گرفته اند اثرات سوء بر سلامت آنان کمتر مشاهده شده است و بدون اینکه اثرات سمی داشته باشند میتوانند آبهای آشامیدنی با غلظت بالاتر رامصرف نمایند .اما چون ممکن است درمدت زمان طولانی مصرف آبهای دارای نیترات بالا ، اثرات مزمن بر جای بگذارد ،توصیه می شود که کمتر مصرف شود .اگر به استناد نتایج آزمایشات ، سطح نیترات آب بالاتر از حدمجاز اعلام شدو فقط بزرگسالان يا بچه های بزرگتراز آن آب مصرف می کنند لازم است با پزشک محل مشورت وتوصیه های درمانی را مد نظر قرارداد.خطر بروز سرطان درآبها و یا غذاهایی که نیترات ونیتریت داشته اند ،گزارش شده است ،احتمالاً نیترات در بدن با آمین ها یا آمیدها واکنش نشان داده ونیتروز آمین تشکیل می شود که عامل شناخته شده سرطان میباشد. قبل از تشکیل نیتروز آمین ،نیترات باید به نیتریت تبدیل شود.اهمیت خطربروز سرطان به دلیل وجود نیترات در آبهای آشامینی شناخته شده نیست .آلودگی باکتریولوژیکی در آب ممکن است بطور خاصی به قابلیت حضور نیترات در آب کمک کند منابع آبهای آشامیدنی که نیترات آن بر حسب نيتروژن بالاتر از ۱۰ ميليگرم درليتر( برحسب نيترات ۵۰ ميلي گرم درليتر) می باشد ،باید از نظر آلودگی باکتریولوژیکی نیز آزمایش شوند .وجود هم نیترات و هم آلودگی باکتریولوژیکی ،در چاههای غير بهسازي، ممکن است به دلیل نفوذ آبهای سطحی، مواد زائد جامد، فاضلاب يا منابع دیگر باشد
نحوه رفع سختی آب
آب سخت آبی است که حاوی نمک های معدنی از قبیل ترکیبات کربناتهای هیدروژنی، کلسیم، منیزیم و ... است. سختی آب بر دو نوع است: دایمی و موقت.
تغییرات سختی آب بر حسب آنکه آب در موقع نفوذ در زمین از قشرهای آهکی و منیزیمی و گچی گذشته و یا نگذشته باشد، کم یا زیاد میشود. آبهای نواحی آهکی، سختی زیادتری تا آبهای نواحی گرانیتی و یا شنی دارند. سختی آب در عرض سال هم ممکن است تغییر نماید. معمولاً سختی آبها در فصل باران کم و در فصل خشکی زیاد میشود.
مضرات آب سخت:
آب سخت برای مصرف در کارخانجات مناسب نیست. از مضرات آن ایجاد قشر آهکی بر روی جداره دیگ و خوردگی آن می شود.
سختی آب، عامل تشکیل رسوب در دیگهای بخار، مبدلهای حرارتی، برجهای خنک کننده و سیستمهای سرد کننده می باشد. اگر آب سخت برای شستشو به کار رود، صابون هدر می رود. در صنایع نساجی و رنگرزی کیفیت رنگ افت می کند. انحلال سود سوز آور در آب، منیزیم را به صورت هیدروکسید منیزیم رسوب می دهد. سختی بیش از حد باعث سوء هاضمه و بروز بیماریهای کلیوی می شود.
جهت رفع سختی آب، تعداد زیادی مواد شیمیایی موجود است، که دارای کربنات سدیم هستند. این مواد را قبل از ورود آب، به دیگ ها اضافه می کنند. که باعث گرفتن سختی آب می شود. و یا در دیگ بر اثر افزودن این مواد، آهک و گچ را رسوب میدهند (باعث شناور شدن رسوب در آب دیگ می شود) و دیگر این رسوب، محکم به جدار دیگ نمیچسبد بطوری که میتوان آنرا به آسانی پاک نمود.
البته به یاد داشته باشید جهت خروج این رسوبات معلق شده در دیگ باید طبق یک برنامه زمان بندی شده و منظم اقداماتی از جمله زیرآب زدن به صورت مداوم تکرار شود. (درصورت درخواست تمایل به آگاهی از این برنامه زمانبندی، جهت خروج این مواد معلق و همچنین تهیه این مواد و دریافت مشاوره بیشتر با شرکت بخارپویان تماس حاصل فرمایید.)
سختی زدایی
برای برطرف کردن سختی موقت آب، با جوشاندن آن کربنات های هیدروژن محلول، به کلسیم نامحلول تبدیل شده و تشکیل رسوب میدهند. این رسوب در مناطق دارای آب سخت، درون دیگ ها دیده میشود. سختی دایمی آب را میتوان با کمک نرم کنندههای تبادل کننده یون، مانند پرموتیت برطرف کرد. آبی که در طبیعت وجود دارد تقریباً همیشه ناخالص میباشد. زیرا اغلب دارای گچ، آهک، نمک طعام، ترکیبات منیزیم، آهن، اکسیژن و ازت، انیدرید کربنیک، ترکیبات آلی و غیره است، مقدار این ناخالصی ها در آبهای مناطق مختلف متفاوت است.
یکی از اجسام گیرنده سختی آب تری ناتریم فسفات Na3PO میباشد، که با اسم آلبرت تری بکار میرود. یون کلسیم موجود در آب بر اثر ناتریم فسفات تبدیل به تری کلسیم فسفات PO42Ca3 میگردد و رسوب مینماید.
بر اثر پختن بیکربنات، کلسیم آب تبدیل به کربنات میشود و رسوب مینماید، (Ca3H2Ca → CO3Ca + CO2 + H2O) و بی کربنات کلسیم آب، بر اثر کربنات سدیم، گچ و بیکربنات کلسیم، به کربنات کلسیم تبدیل میشود و رسوب میگردد:
Ca3H2Ca + CO3Na2 → CO3Ca + 2CO3HNa
SO4Ca + CO3Na2 → CO3Ca + SO4Na2
اخیرا به مقدار زیاد از رزین ها که قادرند تعویض یون کنند، برای رفع سختی آب استفاده میکنند. رزین لواتیت در آلمان و آمبرلیت و دووکس در آمریکا استعمال میگردد.
درجه سختی آب:
درجه سختی آب را از روی مقدار کلسیم و منیزیم موجود در آن تعیین میکنند.
در آلمان اگر آبی ده میلی گرم CaO در یک لیتر داشته باشد میگویند درجه سختی آب یک است.
در فرانسه اگر آبی در یک لیتر ده میلی گرم کربنات کلسیم یا همسنگ آن کربنات منیزیم داشته باشد میگویند که یک درجه سختی دارد.
در انگلستان اگر آبی ده میلی گرم کربنات کلسیم و یا همسنگ آن کربنات منیزیم در ۰.۷ لیتر داشته باشد یک درجه سختی دارد.
برای تعیین سریع سختی آب، کارخانه شیمیایی واقع در آلمان قرصهایی ساخته است. در یک لوله آزمایش مخصوص و مدرج، آب مورد آزمایش را تا خط نشان لوله پر مینمایند، و به وسیله معرفی که همراه بسته قرصهاست رنگ این آب را قرمز میکنند و آگاه آنقدر از این قرصها در آن می اندازند تا رنگ آب سبز گردد. شماره قرصهای ریخته شده در لوله آزمایش برابر درجه سختی آب میباشد. دقت این روش تا نیم درجه است. در ایران معمولا از کیت های خاصی استفاده می شود. (جهت دریافت این کیتها با بخارپویان تماس حاصل فرمایید)
زباله طلای کثیف:
مواد زائد جامعه که پسمانده ناخواسته زندگی بشری است ،خود موجبات مسائلی نظیر انتقال بیماریها ، ازدیاد حشرات موذی و موش، بو و منظره نامطبوع و گاهی اوقات آتش سوزی و تصادفات و صدمات بدنی گردیده است. ازدیاد جمعیت از یک طرف و افزایش تولید سرانه مواد زائد از خانهها ، کارخانهها و مؤسسات و تخریب و تغییرات در بناها و فضاهای سبز و گیاهان از طرف دیگر ابعاد مسأله را از نظر حجم مواد و مسائل حمل و نقل و دفع نهایی بصورت تصاعدی افزایش داده است ؛ زیرا دفع میزان محدود مواد زائد آسان است ولی وقتی به هزاران تن در روز افزایش یافت ، مسائل پخش در محیط و بیماریهای منتشره توسط مگس ، سوسک ، موش ، گربه ، سگ و مسائل ماشینآلات حمل و نقل و هزینه تهیه وسائل انتقال و دفن یا دفع نهایی به طریق دیگر همگی در هم ضرب میشود و ابعاد بهداشتی و اقتصادی مسأله به حالت وحشتناکی بزرگ و مشکلآفرین خواهند شد.
عدم مدیریت صحیح و مقررات صریح برای جمعآوری و دفع و بازیافت بیش از 38 هزار تن زباله در روز در ایران که تقریباً 76% آن مواد قابل تبدیل به کود بوده و هزاران تن پلاستیک و کاغذ و کارتن را در بردارد ، اکنون به شکلی بیرویه به دل خاک سپرده شده و یا در حوالی شهرها پراکنده میشوند که صرفنظر از خطرات بهداشتی زیانهای اقتصادی کلانی را نیز در بردارند.
طبق یک محاسبة کلی هموطنان ما در زمینههای مختلف سالانه متحمل هزینههایی حدود 8 میلیارد تومان برای جمعآوری و دفع زباله میشوند که قسمت بزرگی از آن با اعمال مدیریت صحیح و بکارگیری تکنولوژی مناسب کاهش پذیر است ؛ زیرا 80% این هزینه به مخارج پرسنلی و ماشینآلاتی منحصر می شود که صرف جمعآوری و حمل زباله میگردد و مبادرت به بازیافت مواد از زباله که استفاده مجدد از آنها را در پی دارد ، پاسخگوی بسیاری از هزینههای گزاف دفع زباله میشود. کاهش 50% از حجم زبالههای شهری در اثر بازیافت ، صرفهجویی در مواد اولیه و کاهش آلودگیهای محیط زیست که مثلاً در اثر بازیافت کاغذ ، 74% در آلودگی هوا و 35% در آلودگی آب بررسی شده است (4). بین کشورهای جهان آلمان ، انگلیس ، هلند و به ویژه ژاپن که نیمی از زبالههای خود را بازیافت میکند، در این زمینه برنامههای بسیار وسیعی را به اجرا گذاشته و موفقیّتهای بسیاری را کسب نمودهاند. بازیافت زباله که در همه روشها مطرح میشود ، با توجه به مقدار و نوع و مواد متشکله زباله جایگاه اقتصادی ویژهای دارد. ایجاد صنایع کمپوست و ترتیب برنامههای دفع بهداشتی زبالههای بیمارستانی با دستگاه زبالهسوز و یا هر روش پیشرفته دیگر و از همه مهمتر بازیافت مواد از زباله در مراکز تولید ، به شکلی که از هرگونه وابستگی به خارج مبرا باشد، از جمله اهداف این طرح است.
بازیافت به دو صورت امکانپذیر است : نخست استفاده مجدد، مانند پرکردن مجدد شیشههای نوشابه و دوم بازیافت ، مانند استفاده مجدد از لاستیکهای کهنه که به روکشی برای خیابانها بدل میشوند.
ارزشمندترین مادة بازیافت شده از زباله بر حسب درآمد ، انواع مختلف فلزات است. هر چند که تعداد زیادی از مواد دیگر زباله مانند استخوان ، کاغذ ، کارتن ، پارچه ، پلاستیک ، مو ، فضولات کشتارگاهها و غیره نیز اهمیت ویژهای دارند و لیکن همة مواد بازیافتی از زباله ارزش ورود به صنعت بازیافت را ندارند.
جمع آوری و دفع بهداشتی زباله
مقدمه :
انسان و بسیاری از موجودات به شیوه های مختلف زباله تولید می کنند که تولید زباله بطور چشمگیری رو به افزایش است این افزایش و تولید موجب بحرانهایی در زمینه محیط زیست گردیده است که حیات موجودات کره زمین را بامشکلات جدی روبرو ساخته است . تولید آلاینده های مختلف زباله که هرروز برتعداد وتنوع آنها افزوده میشود سبب شده که ضمن خسارت به منابع اصلی ( آب ، خاک ، هوا ) با مقادیر زیاد مواد زاید به اشکال جامد ، نیمه جامد ، مایع و گاز مواجه شده ایم و این بدان معناست که بشر به دست خود عرصه زندگی را برخود و سایر موجودات تنگ نموده است
استفاده از چهل و هشت هزار ماده شیمیایی در زندگانی روزمره که تاکنون تنها خاصیت سرطان زایی پانصد نوع آن به اثبات رسیده نوعی تهدید جدی برای محیط زیست وسلامت انسان به شماره میرود.
براساس مطالعه WHO عدم توجه به جمع آوری ودفع مواد زائد میتواند 32 مشکل زیست محیطی بوجود آورد . افراد جامعه باید بدین باور برسند که علاوه بر رعایت موازین بهداشت فردی ملزم به حفظ بهداشت محیط پیرامون خود نیز هستند زیرا درصورت عدم رعایت این موضوع سلامت آنها و سلامت سایر افراد جامعه در مخاطره خواهدافتاد یکی از موارد مهم در زمینه حفظ و ارتقای سلامت افراد و جامعه دفع زباله ومواد زاید صحیح است که متأسفانه درخیلی از مناطق شهری و روستایی بدلیل روشهای نامطلوب جمع آوری زباله، محیط زندگی وسلامت افراد در معرض آلودگی وخطر قرار دارد.
تعریف زباله : بطور معمول به کلیه مواد زاید جامد (فسادپذیر و فسادناپذیر) گفته میشود که درمنازل ، مراکز تهیه وتوزیع وفروش مواد غذایی ، مؤسسات صنعتی وتجاری وکشاورزی و بیمارستانها ومراکز درمانی تولید میشود.
خطرات بهداشتی زباله :
عدم کنترل زباله های شهری وروستایی بعلت مواد آلوده کننده وفساد پذیر و نیز رطوبت وحرارت مناسب پناهگاهی مناسب برای انواع حشرات و جوندگان موذی میباشد. همواره توده های زباله از عوامل اصلی ومولد بسیاری از بیماریهای مشترک بین انسان و حیوانات و سایر بیماریهای واگیر دار وغیرواگیردار بوده است .
پراکندگی مواد زاید خانگی وصنعتی وتجاری وانتشار زباله های بیمارستانی ازیک سو و تداوم گرما و طولانی شدن زمان برداشت زباله از معابر و اماکن عمومی از سوی دیگر از جمله عوامل مساعد کننده برای تکثیر ورشد سریع بسیاری از باکتریها و انگلها و موجودات و جوندگان موذی میباشد.
مگس با انتقال فیزیکی بسیاری از باکتریها و انگلها نظیر تراخم – اسهالهای مهلک و عفونی و بیماریهای قارچی ومسمومیت غذایی و ... باعث بیمارشدن انسان میگردند.
باکنترل و دفع صحیح بهداشتی زباله حدود 90 درصد از مگسها ، حدود 65 درصد از موشها را میتوان تحت کنترل درآورد.
ترکیبات زباله :
برای عملیات جمع آوری ، نگهداری ، حمل ونقل ، دفع بهداشتی و بازیافت از تجزیه و تحلیل مواد تشکیل دهنده زباله استفاده میشود.
از لحاظ ترکیبات فیزیکی زباله ، زباله تشکیل شده از 1- پس مانده مواد غذایی 2- کاغذ و مقوا 3- پلاستیک و لاستیک 4- پارچه 5- چرم 6- مواد زاید باغ 7- چوب 8- شیشه 9- قوطی های فلزی 10- اشیای بی ارزش ساختمانی ( آجر وسنگ و گچ و... ) 11- خاک و خاشاک 12- استخوان
ترکیبات شیمیایی زباله: ترکیبات فرمولی موادتشکیل دهنده زباله رابرسی میکند همانندمیزان کربن – هیدروژن – اکسیژن-ازت-سولفور-PH ورطوبت
تصفيه خانه فاضلاب شهر تبريز
مقدمه :
به منظور جلوگیری از آلودگی محیط زیست شهری و شیوع بیماریها ، جلوگیری از آلودگی آبهای زیرزمینی ، کشاورزی و استفاده از لجن تصفیه شده بصورت کود و همچنین تامین آب کشاورزی دشتهای اطراف تبریز با استفاده از پساب تصفیه شده برای شهر دو میلیون نفری تبریز ، تصفیه خانه ای به روش لجن فعال با هوادهی دیفیوزری در فاصله چهار کیلومتری غرب شهر تبریز در اراضی روستای قراملک ، ضلع جنوبی رودخانه آجی چای و در پائین ترین نقطه شهر ، در زمینی به مساحت 72 هکتار در سه مدول و هر مدول ، برای تصفیه فاضلاب 612 هزار نفر جمعیت شهری بعلاوه 20 درصد حجم فاضلاب خانگی برای پساب صنعتی در نظر گرفته شده است . ضمنا" انتقال فاضلاب به تصفیه خانه بصورت ثقلی انجام می پذیرد .
مطالعات اولیه طرح فاضلاب تبریز از سال 1353 شروع گردید و در سال 1361 با تغییری در مبانی اصلی ، این مطالعات ادامه یافت. عملیات ساختمانی تصفیه خانه که توسط پیمانکار از اوایل سال 1374 و نصب تجهیزات و ماشین آلات تصفیه خانه از سال 1378 شروع گردیده بود در تیر ماه سال 1380 با صرف هزینه ای بالغ بر 50 میلیارد ریال به اضافه 24 میلیون مارک به بهره برداری رسید. عملیات انجام شده در تصفیه خانه عبارتند از :
خاکبرداری 500 هزار متر مکعب ، قالب بندی 200 هزار متر مربع ، آرماتور بندی 6 هزار تن و بتن ریزی 110 هزار متر مکعب
مشخصات فاز اول تصفیه خانه فاضلاب تبریز :
سیستم تصفیه خانه فاضلاب تبریز شامل دو مرحله اولیه و ثانویه تصفیه می باشد که در مرحله اول تصفیه فیزیکی و در مرحله بعدی تصفیه بیولوژیکی و در نهایت گندزدائی انجام می پذیرد . فرآیند تصفیه بیولوژیکی فاضلاب از نوع لجن فعال(Activated Sludge) با هوادهی دیفیوزری و تجهیزات هضم بیهوازی (Anaerobic Digestion) جهت تصفیه و تثبیت لجن تولیدی است . میزان برق مصرفی فاز اول تصفیه خانه چهار مگاوات خواهد بود .
مشخصات طراحی تصفیه خانه فاضلاب تبریز :
متوسط دبی سالیانه فاضلاب و طراحی تصفیه خانه بترتیب 1.15 و 1.5 متر مکعب در ثانیه می باشد . همچنین حداکثر دبی لحظه ای در روزهای بارانی و غیر بارانی بترتیب 3.8 و 2.5 متر مکعب در ثانیه و غلظت BOD5 و مواد معلق فاضلاب ورودی بترتیب 250 و 350 میلی گرم در لیتر و بار آلودگی BOD5 و مواد معلق فاضلاب ورودی بترتیب 32400 و 45360 کیلو گرم در روز می باشد . ضمنا" کیفیت پساب خروجی از تصفیه خانه بر اساس معیارهای طراحی عبارتند از :
الف) غلظت BOD5 فاضلاب تصفیه شده خروجی کمتر از 20 میلی گرم در لیتر
ب) غلظت مواد معلق (SS ) فاضلاب تصفیه شده خروجی کمتر از 30 میلی گرم در لیتر
ج) غلظت کلر باقی مانده فاضلاب خروجی کمتر از 0.5 میلی گرم در لیتر
واحدهای مختلف تصفیه خانه فاضلاب تبریز
1-کانال ورودی فاضلاب (Inlet Channel) :
این کانال به صورت روباز برای طرح نهائی طراحی ، محاسبه و اجرا گردیده است و جهت انتقال فاضلاب به هر کدام از فازهای تصفیه خانه می باشد . در ابتدای کانال اصلی فاضلاب ، یک کانال انحرافی به عنوان کانال By Pass در نظر گرفته شده است که در صورت بروز هرگونه مشکل در سیستم تصفیه خانه ، بطور موقت فاضلاب خام از طریق این کانال به رودخانه آجی چای هدایت می گردد .
2- آشغالگیر دهانه درشت (Coarse Screen) :
معمولا" فاضلاب ورودی به تصفیه خانه دارای اجسام شناور و بزرگی است که برای محافظت پمپها و سایر تجهیزات مکانیکی ، از آشغالگیرها جهت جداسازی آنها استفاده می شود . آشغالگیرها به دو نوع آشغالگیرهای دهانه درشت و دهانه ریز وجود دارد . آشغالگیرهای دهانه درشت تصفیه خانه فاضلاب از نوع مکانیکی و اتوماتیک بوده که مواد بزرگتر از 100 میلیمتر را از فاضلاب جدا می نماید . آشغالهای جمع آوری شده توسط تسمه نقاله به محوطه بیرونی اطاقک آشغالگیری انتقال یافته و جهت دفن بهداشتی به محل دفن فرستاده می شود .
3- پمپهای پیچوار بالا آورنده فاضلاب (Screw Pumps) :
از آنجائیکه فاضلاب بصورت ثقلی وارد تصفیه خانه می گردد و شیب زمین به گونه ای است که سطح فاضلاب پائین تر از سطح زمین تصفیه خانه می باشد . بنابر این جهت سوار نمودن فاضلاب به واحد های مختلف تصفیه خانه از پمپهای پیچوار بالا آورنده فاضلاب به تعداد پنج واحد استفاده شده است .
4- آشغالگیرهای دهانه ریز (Fine Screens) :
این آشغالگیرها برای جداسازی مواد و اجسام شناور بزرگتر از 20 میلیمتر طراحی و اجرا شده اند . سیستم آشغالگیری این واحدها نیز مانند آشغالگیر دهانه درشت از نوع مکانیکی و اتوماتیک می باشد که آشغالهای جداسازی شده توسط تسمه نقاله ای به محوطه بیرونی آشغالگیر انتقال و سپس همراه سایر آشغالها به محل دفن فرستاده می شود .
5- واحدهای اندازه گیری جریان ورودی (Influent Partial Flumes) :
اندازه گیری جریان ورودی فاضلاب توسط سه واحد پارشال فلوم که هر یک بر روی یکی از کانالهای خروجی آشغالگیرهای دهانه ریز نصب گردیده است ، صورت می گیرد . پارشال فلوم ها از نوع اولتراسونیک بوده و میزان جریان عبوری هر کدام از پارشال فلومها بر روی تابلو اطاق کنترل مرکزی مشخص می باشد .
6- حوضهای دانه گیری (Grit Chambers) :
دراین حوضها ذرات شن و ماسه با قطر بزرگتر از 0.2 میلیمتر حذف می شود . همچنین مواد چربی بر روی فاضلاب شناور شده و توسط اسکراپر جمع آوری می گردد . این حوضها به تعداد سه واحد و بر اساس زمان ماند سه دقیقه در ماکزیمم دبی (3.8 متر مکعب در ثانیه ) طراحی شده اند و میزان هوای مورد نیاز آنها توسط سه دستگاه هواساز (Blower) تامین می گردد .
روشهاي گندزدايي آب آشاميدني (حذف آلاينده هاي ميکروبي)
اين مقاله، ترجمه مطلبي است باعنوان :
برگرفته ازسايت: Water Talk سازمان بهداشت کانادا
مقدمه :
رشدآگاهيهاي عمومي از قابليت آلودگي آبهاي زيرزميني وسطحي ونيز افزايش تمايل به انجام فعاليتهاي تفريحي درمحيطهاي باز،در مناطقي كه تحت پوشش آب شرب سالم وبهداشتي قرارندارندمنجربه افزايش بهره گيري ازسيستم هاي ضدعفوني كننده آب گرديده است. بطور كلي چشمه ها وچاهها،درياچه ها،رودخانه ها وديگر منابع آب سطحي ،بعنوان منابع منحصربه فردآب براي گروههايي ازمردم بويژه روستائيان،چادر نشينان،مسافران وگردشگران مورداستفاده قرارمي گيرند. برخلاف سيستم هاي آب شهري، اين منابع ممكن است تحت پوشش آزمايشات روتين وروزمره براي تشخيص آلودگيهاي ميكروبي قرارنگيرند ويا حتي روشهاي مناسب گند زدائي آب در خصوص اين منابع به اجراء درنيايد.
چاههاوچشمه هاي شخصي درصورتيكه درمحل ويا شرايط نامناسب ايجاد شده باشند ويا مورد نفوذ آبهاي سطحي آلوده قرار گيرند مي توانند به راحتي آلوده گردند. در حقيقت سفره هاي آب زيرزميني (در اثر عبورازلايه هاي زيرين خاك از جمله خلل وفرج سنگها يا ماسه ها ) حتي به تنهايي مي توانند منشاء آلودگي باشند.آبهاي سطحي وآبهاي زيرزميني حفاظت نشده همواره در معرض آلودگي مدفوعي از سوي انسانها ، احشام ، حيوانات وحشي وخانگي هستند.
آب برداشت شده از درياچه ها ، رودخانه ها ، رودها وتالاب ها ممكن است تميز وزلال بنظر برسد وطعم وبوي نامطلوب نداشته باشد، امامتاسفانه در هر صورت عوامل بيماريزايي درآب يافت مي شوند كه نه تنها مضر هستند بلكه قابل رويت با چشم غير مسلح نيزنمي باشند ،ضمن اينكه ممكن است بدون طعم وبونيز باشند. اين باكتريها ،ويروسها وتك ياخته ايها ممكن است موجب ايجادحالت تهوع يا تب ويا منجر به بيماريهاي خطرناكتر از جمله اسهال شديد، هپاتيت ويا تب تيفوئيد (حصبه) گردند. اين گونه آبها همواره بايد قبل از مصرف براي شرب يا طبخ غذا ضد عفوني شوند.
گند زدائي آب :
بسته به منابع آب،شرايط استفاده واهميت وميزان آلاينده هاي ميكروبي، ممكن است گند زدائي بصورت مقطعي ودربازه هاي کوتاه زماني ويابصورت پيوسته ومداوم انجام پذيرد.براي گندزدايي مقطعي ويا درشرايط اضطراري وكوتاه مدت ، چندين روش ساده وجود دارد كه البته به سيستم هاي پيچيده وخاصي نياز ندارد :
1–جوشاندن آب براي مدت يك دقيقه ارگانيزمهاي بيماريزا را نابود وآب را ضد عفوني مي نمايد.
2-مواد سفيد كننده خانگي بدون بو كه محتوي 4تا5 درصد هيپوكلريت سديم باشند در صورتيكه حداقل دو قطره از آن را به هر ليتر آب اضافه نموده وزمان تاثير به مدت30 دقيقه براي آن در نظر بگيريم مي تواند آب را ضد عفوني نمايد.
3-قرصهاي ضدعفوني كننده آب كه مستقيماً كلريا يُد را به آب مي افزايند وبويژه براي مسافران مفيد مي باشند مشروط به اينكه طبق دستورالعمل شركت سازنده مورد استفاده قرار گيرند.
كيستهاي تك ياخته ايها غالباً در آبهاي سطحي يافت مي شوند، ازآنجائيكه كيستها مقاوم تر از از باكتريها وويروسها هستند يُد وكلر نمي تواند براي غيرفعال كردن آنها اطمينان بخش باشد.در مواردي که آب بايد بصورت مستمرگندزدائي شود- بخاطر كيفيت غير قابل قبول منبع ، احتمال آلودگيهاي پراكنده ويا حضور كيستها- استفاده از يك سيستم تصفيه آب مركب از فيلتراسيون وگند زدائي بجاي گند زدائي مختصر وكوتاه مدت توصيه مي شود.
سيستم هاي تصفيه آب:
سيستم هاي تصفيه آب براساس نوع عملكردشان به دو گروه عمده تقسيم مي شوند،هركدام از اين گروهها مشتمل برچندين نوع ازسيستمهايي مي باشند كه هريك مرتبط با موضوع خاصي از كيفيت آب مي باشند. سيستم هاي تصفيه آبي كه در خصوص گند زدائي آب كاربرد دارند در اين مبحث مطرح مي شوند.سيستمهايي که طعم ،بووظاهرآب رابهبود مي بخشندويامواد شيميايي نامطلوب راحذف مي نمايند درمجموعه مطالبي از همين دست توسط سازمان بهداشت كانادا معرفي گرديده است. (جهت مطالعه مبحث مذكور به ترجمه مقاله اي تحت عنوان سيستم هاي تصفيه آب براي حذف طعم ،بو ومواد شيميائي در بخش متون علمی همين وبلاگ مراجعه شود.)
سيستم هاي گندزدائي درنقطه مصرف (point of use) قابل اجرا برروي شبكه هاي لوله كشي شده ويا شيرهاي نصب شده مي باشند ومعمولاً براي تصفيه آب برداشت شده از يك شيرتكي يا چندتايي صرفاً براي آشاميدن وطبخ غذا مورد استفاده قرارمي گيرند. سيستم هاي گند زدائي در محل ورود آب ( point of entry) برروي منبع يا خط اصلي آب نصب شده وكل آب ورودي به خانه را ضد عفوني مي نمايند.
سيستم هاي تزريق كلر،يُد وتابش پرتو فرا بنفش (UV) بيشتردرموارديكه گند زدائي تمام آب براي مصرف كنندگان ضرورت داشته باشد كاربرد دارند( گند زدائي آب شبكه شهر). كلرويُد عمده ارگانيزمهاي بيماريزا را نابود مي كنند ضمن اينكه نياز به زمان تماس كوتاه تا متوسط براي تاثير عملكرد آنها مي باشد.
در حقيقت استفاده ازكلردرسيستم هاي تصفيه آب شهري عملاً بيماريهاي واگير منتقله توسط آب از قبيل تيفوئيد ووبا را حذف نموده است. به هر حال تصفيه با كلرويُد به تنهايي ممكن است ايمني کافي در مقابل تک سلوليهايي ازقبيل ژيارديا لامبليا وكريپتوسپوريديوم ايجادننمايد.(درصورت تمايل به مطالعه مطلبي دراين زمينه به ترجمه مقاله اي تحت عنوان ميکروارگانيزمهاي ژياردياوكريپتوسپوريديوم درآب آشاميدني در بخش مقالات وب سايت شركت آب منطقه ای يزدwww.yazdwater.ir مراجعه شود.)
اگردرآب موردمصرف وجود تك سلوليهاي مذكور فطعي ويا موردترديدمي باشد توصيه مي شود كه براي حذف اين ارگانيزمها، ابتدا آب از يك فيلتر با منافذ 0/1ميكرون ياريزتر عبورداده شودوسپس تصفيه شيميائي برروي آن براي نابود كردن باكتريها وويروسها توسط كلريا يُد صورت پذيرد.
گندزدائي آب شرب با استفاده از يُد صرفاً بعنوان يك روش خاص براي كاربردهاي اضطراري ومقطعي پيشنهاد مي گردد( بعنوان نمونه در يك كلبه روستائي در تعطيلات آخر هفته ويا تفريحات خارج از خانه). از يُد براي گند زدائي مداوم ودرازمدت نبايداستفاده گردد زيرا اين ماده ازلحاظ فيزيولوژيكي بسيارفعال بوده وممكن است مصرف مقاديرزياده ازحدآن ايجاد ضرروزيان نمايد.
آلودگی های استخر شنا و روشهای رفع آن
آلودگی های استخرهای شنا به 3 گروه تقسیم می می شوند:
1- آلودگیهای فیزیکی ،2- آلودگیهای شیمیایی، 3- آلودگیهای میکروبیولوژی
1- آلودگیهای فیزیکی:
مواد نامحلول و کلوییدی که توسط شناگران و از فضای اطراف وارد آب استخر می شود، موجب کدورت آب میگردد و غذای میکروارگانیزم ها را تامین می کند. اولین مشخصه آب استخر پاک و عاری از آلودگی میکربی زلال بودن و شفافیت کامل آن است. به عبارت دیگر، آلودگی آب استخر نسبت مستقیم با کدورت آن دارد.
2- آلودگیهای شـیمیایی
کلر با مواد آلی بدن مانند عرق، ادرار، چربی پوست و مو و همچنین مواد بهداشتی از قبیل دئودورانت، لوسیون، عطر، کرم، پودر و سایر مواد آرایشی بانوان ایجاد مواد کلرآمینه می نماید.
این مواد موجب بوی ناخوشایند کلر در محوطه استخر و ایجاد حساسیت و خارش پوست و قرمز شدن چشم ها می شوند.
علاوه بر این ترکیبات کلر موجب تشکیل تری هالومتان ها میشود که سرطانزایی آنها به اثبات رسیده است.
3- آلودگیهای میکروبیولوژیکی
استخرهای خصوصی و عمومی محل مناسبی برای رشد میکرواورگانیزمهای بیماریزا می باشند که توسط بعضی شناگران به آب منتقل شده و در داخل آب بصورت شناور و یا در بیوفیلم ها رشد و تکثیر می نمایند.
این عوامل بیماریزا را بصورت آمیب و پروتوزوآ، باکتری، ویروس، قارچ و کرم انگل می توان در اکثر استخرهایی که بصورت علمی و بهداشتی تصفیه و گندزدایی نمی شوند مشاهده نمود.
رفع آلودگی های استخر :
رفع آلودگیهای فیزیکی
آلودگی های فیزیکی را میتوان با فاکتورهای زیر رفع نمود:
- طراحی هیدرولیک استخر و تعیین تعداد و محل ورود و خروج آب برای جلوگیری از سکون آب
تعیین دبی صحیح گردشی آب
- انتخاب فیلتر مناسب
- انعقاد مواد کلوییدی بطوریکه توسط فیلتر جمع آوری شود
رفع آلودگیهای شیمیایی
حد مجاز کلر ترکیبی برابر 0.2 ppm و حد مجاز ترکیبات تری هالومتان برابر 0.02 ppm می باشد.
ترکیبات آمینه و تری هالومتانه کلر بایستی با اکسیداسیون قوی تجزیه گردند.
برای این کار سه روش متداول و موثر وجود دارد:
UV بعلاوه اکسیژن فعال – بدون استفاده از کلر.
UV
ازن زنی
رفع آلودگیهای میکروبیولژیکی
آمیب ها، انگلها و قارچ ها و بعضی از ویروسها و میکروبها نسبت به دوز مجاز کلر مقاوم میباشند. تمامی این میکروارگانیزم ها در روشهای نام برده بالا برای رفع آلودگیهای شیمیایی اکسیده شده و از بین میروند.
بمنظور از بین بردن میکروارگانیزم های داخل استخر، از کلر و ترکیبات آن و یا اکسیژن فعال استفاده میشود. از آنجاییکه گندزدایی این مواد فقط در طیف مشخص pH موثر می باشد، pH آب بایستی بصورت کنترل شده بین 7.2 تا 7.4 نگهداری شود.
روی کلیه سطوح بخصوص دیواره های استخر در مدت بسیار کمی بیوفیلم ایجاد می شود که بستر رشد و تکثیر میکروارگانیزم ها بوده آنها را از تاثیر و نفوذ مواد گندزدا مصون می نماید. بر اثر حرکت آب قسمت های رشد یافته بیوفیلم ها جدا شده و در داخل آب شناور می شوند. از این نظر نظافت کامل دوره یی دیواره ها و کف استخر با جاروی استخر الزامی می باشد. جاروهای استخر اتوماتیک و هوشمند کار نظافت استخر را با قابلیت اطمینان بالا انجام می دهند.
منبع:
شرکت پیلاب 88784638 - نماینده انحصاری شرکت دینوتک آلمان
شاخصهای بهداشتی کیفیت آب استخرهای شنا
دانش انتقال بیماریها مؤید آن است که برخی از بیماریها بر اثر استقرار یا راهبری نادرست و کلر زدن نامناسب استخرها شنا از تماس و یا بلعیدن آب آلوده ایجاد میشود که از بین آنها میتوان حصبه، اسهال، هپاتیت عفونی و بیماریهای معدی ـ رودهای، کونژنکتیویت، تراخم، لپتوسپیروز، بیماری قارچی و عفونتهای پوستی، شیستوزو میازیس و ژیادریوزیس، خارش پای شناگر، بیماریهای دستگاه فوقانی تنفسی نظیر عفونت سینوسها، گلودرد عفونتی، عفونت گوش میانی، التهاب مکرر پوششهای مخاطی چشمها، گوشها و گلو را نام برد. کاربرد مازاد بر نیاز آلوم و عدم تنظیم PH و مواجه شدن با سطوح حفاظت نشده بدن، سبب التهاب، تحریک، خارش و عفونت میشود. انقباض پوست در هنگام غوطهور شدن در آب، ورود مستقیم آب آلوده را به داخل بینی و چشم میسر میسازد. ۲۶ مورد شیوع بیماری با ابتلا ۱۳۶۳ نفر، بر اثر استفاده از آبهای مراکز تفریحی و شنا از سال ۱۹۸۸ به مراکز کنترل بیماریها در آمریکا گزارش شده است. عامل بیماریزائی در استخرهای آب گرم، سودوموناس و لژیونلا در دریاچه عامل بیماری shigella sonnei و Norwalk virus و اختلالات معدی رودهای حاد و برخی دیگر از لپتوسپیراوژیاردیا، نام برده شده است. ناراحتهای چشم، گوش، بینی و گلو، اختلالات معدی ـ رودهای و تحریکات پوستی از شایعترین عوارض و مشکلات ناشی از استخرهای غیربهداشتی است. براساس دادههای محدود، شنا در آب دریاچهای که میانگین میزان کلی فرم آن ۲۳۰۰ در ۱۰۰ میلیلیتر آب باشد، از نظر آماری، افزایش وقوع بیماری را موجب میشود. شنا در آب رودخانه که تراکم میانه کلی فرم (density median coliform) آن۲۷۰۰ در میلیلیتر است، موجب افزایش معنیدار آماری بیماریهای رودهای میشود و چنانچه شناگران در سنین ۵ تا ۱۹ سال باشند، موارد وقوع بیماری بیشتر است. افرادی که در دریائی با معیار و ضوابط بهداشتی غیرقابل پذیرش، شنا میکنند، نسبت به افرادی که از دریای نسبتاً غیرآلوده استفاده میکنند، بیشتر دچار اختلالات گوارشی میگردند. مطالعات گسترده نشان داده است که علائم بیماریهای دستگاه تنفسی و گوارشی در بین شناگران بیشتر از غیرشناگران میباشد. چگالی میانگین هندسی محتملترین تعداد کلی فرم معادل ۱۲۱۳ در مورد ساحل آب دریا به زحمت قابل پذیرش و ۲/۴۳ در مورد ساحل نسبتاً غیرآلوده در ۱۰۰ میلیلیتر ذکر شده و تعداد کلی فرم وابسته به آنها به ترتیب ۵۶۵ و ۴/۲۸ گزارش شده است. از طرف دیگر، شنا در آبهای دریا که حاوی تعداد ۱۰ عدد آنتروکوک (فیکال استرپتوکوکسی) در ۱۰۰ میلیلیتر باشد، شناگران را با خطر اختلالات معدهای، رودهای مواجه میکند. عدهای از محققان، وابستگی تنگاتنگی را بین بیماری اسهال و شنا در آب رودخانه که میانگین فیکال کلی فرم آن ۱۷،۵۰۰ عدد در ۱۰۰ میلیلیتر باشد، گزارش نمودهاند. این نتیجه، از بررسی وضعت شش شناگر که در آب رودخانه شیگلاسونهئی شنا کردهاند، حاصل شده است. تحقیقات انجام شده در خصوص شنا در آب شور دریا، حاکی از آن است که آب شور، وقوع بیماری را افزایش نمیدهد. میکروارگانیسمهائی که بهعنوان شاخص احتمالی برای کیفیت آب شنا پیشنهاد شده، عبارت است از کلی فرم، فیکال کلی فرم، فیکال استرپتوکوکسی و سودوموناس آئروژینوزا، کلسترودیوم پرفرنژنس که به گونهای با مدفوع انسانی مرتبط هستند. کلستردیوم پرفرنژنس، شیگلاها و سالمونلاها در مطالعات اختصاصی، برای پی بردن به کیفیت آب از لحاظ بهداشتی جهت شنا در سواحل دریا مورد استفاده قرار گرفته است ولی باید توجه داشت که فیکال استرپتوکوکسی و کلستریدیوم پرفرنژنس بهترین شاخص قلمداد میشود. استاندارد کلی فرم، بیشترین عامل بهداشت عمومی در خصوص قضاوت روی کیفیت بهداشتی آبهای تفریحی محسوب میشود. عدهای از محققان، وقوع موارد لپتوسپیروزیس را در نزد افرادی که در آب آلوده به فاضلاب خانگی، فضولات حیوانی وحشی، گله گاو، گوسفند، موش آبی و... به شنا پرداختهاند، گزارش نموده و بر عدم استفاده از چنین آبهائی برای شنا تأکید کردهاند. مطالعه پژوهشگران نشان داد که هفت کودک مبتلا به لپتوسپیروز، بر اثر شنا در آبهای نهری که وسط یک چراگاه و مرتع عبور میکرده است به این بیماری مبتلا شدهاند و نزدیک ده مورد شیوع لپتوسپیروز، بر اثر شنا در آبهای نهری که وسط یک چراگاه و مرتع عبور میکرده است به این بیماری مبتلا شدهاند و نزدیک ده مورد شیوع لپتوسپیروز در گذشته، بر اثر شنا در آبهای طبیعی در آمریکا گزارش شده است. بیماری نادری که با نام اختصاری (meningoencephalits pimary amebic) معروف و غالباً برای انسان کشنده است، در اثر شنا یا استحمام و یا شیرجه رفتن با سر به داخل آب شیرین و لب شور آلوده، ممکن است ایجاد شود. استخرهای آب گرم و آبهای گرم معدنی و غیر سرپوشیده در بروز این بیماری نقش دارند. عامل بیماری، تک یاخته تاژکدار آزاد زی بهنام هگ میباشد و گونهای است که در خاک، سبزیجات در حال فساد و آب شیرین طبیعی یافت میشود. کیست نائگلریا (Naegleria cysts) به حالت معلق، در آب با حرارت ۵۶ درجه سانتیگراد، قدرت حیاتی خود را حفظ میکند. در PH معادل ۴/۷ تا ۸/۷۸، Acanthamoeba که یک آمیب دیگر آزاد زی میباشد غالباً موجب عفونت تحت حاد مزمن شده و در مقایسه با PAM از شدت کمتری برخوردار است و ممکن است از طریق یک ضایعه پوستی وارد بدن انسان شود، لذا گردش دائمی آب، وجود صافی، وجود و کلر آزاد باقیمانده حداقل ۳ میلیگرم در لیتر چنین استخرهائی توصیه شده است. در غیر این صورت باید برای جلوگیری از ورود فاضلاب، سیلاب و زه آبهای کشاورزی اقدامهای لازم بهعمل آید و هرگونه ترک و شکاف که میتواند محل مناسبی برای جایگزین شدن کیست آمیب و مانع از دسترسی کلر به آن باشد، بایستی ترمیم و از بین برده شوند. لازم به ذکر است که کیست نائگلریا در مدت ۱۰ دقیقه بهوسیله ۴ میلیگرم در لیتر کلر آزاد در PH ۲/۷ تا ۳/۷ در حرارت ۲۵ درجه سانتیگراد، بهوسیله ۲ میلیگرم در لیتر در زمان ۲۰ دقیقه، غیرفعال میشود.
بررسي روشـهاي تصفيه آب خـانگي و كاربرد آنها
دستگاههاي تصفيه آب خانگي براي حذف يا كاهـش مواد زائد آب آشاميدني بكار ميروند...
دستگاههاي تصفيه آب خانگي براي حذف يا كاهـش مواد زائد آب آشاميدني بكار ميروند. اين پارامترها عمدتا عبارتند از :
الف ) سختي آب
ب ) كلر و تركيبات بيماريزاي كلر
ج ) فلزات سنگين
د ) آلودگي هاي ميكربي
در زير به بررسي اين پارامترها و روشهاي تصفيه آن ها مي پردازيم :
1- مواد زائد آب
الف) سختي آب
املاح موجود در آب موجب بالا رفتن سختي آب مي شوند
تماس آب با تركيبات آهكي موجود در زمين باعث ورود عوامل سختي در آب ها شده و معمولا آب هاي زيرزميني از سختي زيادتري نسبت به آب هاي سطحي برخوردارند.
سختي آب، عملا شاخص ميزان فعل و انفعال آب با صابون است و براي شستشو با آب هاي سخت تر به صابون زيادتري نياز است. سختي آب به مجموعه املاح كلسيم و منيزيم موجود در آب بر حسب ميلي گرم در ليتر كربنات كلسيم اطلاق ميشود.
طبقه بندي آب ها از نظر سختي بشرح زير ميباشد :
آب هاي سبك 60-0 ميلي گرم در ليتر
آب هاي با سختي متوسط 120-60 ميلي گرم در ليتر
آب هاي سخت 180-120 ميلي گرم در ليتر
آب هاي خيلي سخت بيشتر از 180 ميلي گرم در ليتر
آب هاي سخت در درجه حرارت بالا در جداره كتري و ديگ هاي بخار رسوبات كربنات كلسيم ايجاد ميكند. مطالعات اخير نشان داده كه مصرف آب هاي سخت تر بعلت وجود منيزيم و كلسيم مرگ هاي ناگهاني ناشي از امراض قلبي و عروقي را به شدت كاهش ميدهد.
در حال حاضر هيچگونه رابطه اي ميان پيدايش سنگ كليه و سختي آب گزارش نشده است. علاوه بر اين وجود كلسيم و منيزيم در آبهاي آشاميدني سخت مانع جذب فلزات سنگين نظير سرب، كادميوم، روي و مس و رسوب آنها در استخوانها مي شود.
در عين حال در نقاطي از روسيه كه از آب هاي نسبتا سخت استفاده مي كنند به مواردي از پيدايش سنگ در مجاري ادرار برخورده اند. اين موضوع تقريبا در آب هاي با سختي 500 ميلي گرم در ليتر كربنات كلسيم به اثبات رسيده است.
از سوي ديگر در نقاطي كه از آب هاي نرم تر استفاده مي شود، به فشار خون، وجود چربي و كلسترول در خون برخورده اند كه هر دوي اين عوامل ميتواند در مرگ هاي ناگهاني بسيار مؤثر باشد. به طور كلي ميتوان گفت كه در نقاطي كه آب سخت مصرف مي شود امراض قلبي كمتر از نقاطي است كه ساكنين آنها آب هاي سبك تر مصرف مي كنند. به علاوه بروز سكته هاي قلبي در نقاط با آب هاي سخت تر به مراتب كم تر از نقاط با آب هاي سبك تر است .
ب) كلـر
براي ميكرب زدايي، در تصفيه خانه هاي شهري كلر به آب افزوده ميشود
كلر و تركيبات آن براي ضدعفوني آب آشاميدني در تصفيه خانه ها به آب اضافه ميگردد. در سالهاي اخير تحقيقات بعمل آمده نشان داده اند كه مواد آلي موجود در آب با كلر تركيب شده و ايجاد تري هالومتان ها، كلرات و ساير تركيبات جانبي مضر و سمي مي نمايند كه باعث بروز انواع بيماريهاي صعب العلاج در انسان ميگردند.
ج) فلزات سنگين
فلزات سنگين از طريق نفوذ پساب صنعتي در آب آشاميدني به انسان منتقل ميشوند
فلزات سنگين با توجه به توسعه شهرنشيني و صنايع كه منجر به افزايش ميزان فاضلاب و پساب توليد گرديده است، عمدتا از طريق دفع نادرست و غيربهداشتي فاضلاب شهري و پساب صنعتي وارد محيط زيست مي گردد. مرگ و ميرهاي آبزيان در اثر تخليه پساب هاي محتوي فلزات سنگين در دنيا و ايران بي سابقه نيست. سبزيجات اطراف تهران نيز كه با فاضلاب آبياري ميشود از اين آلودگي ها بي بهره نميباشد. فلزات سنگين شامل سرب، جيوه، روي، نيكل، كرم، كادميوم و غيره ميباشد. وجود فلزات سنگين در غلظت بيش از استاندارد در آب شرب باعث عوارض مختلف نظير مسموميت، حساسيت شديد، ضايعات كروموزومي، عقب افتادگي ذهني، فراموشي، پاركينسن، سنگ كليه، نرمي استخوان و انواع سرطان منجمله سرطان پروستات ميگردد. يكي از كارشناسان محيط زيست، آلودگي محيط مخصوصا آب با فلزات سنگين را بعنوان بزرگترين گناهي كه بشر در طبيعت انجام ميدهد ارزيابي نموده است..
منبع:
شرکت پیلاب 88784638 - 88784639 : تصفیه و گندزدایی آب - فاضلاب و استخر
برای دیدن بقیه مفاله روی ادامه مطالب کلیک کنید
بكارگيري تكنولوژي اشعه UV در استراتژي هاي گندزدايي آب شهري
بكارگيري پرتو فرابنفش UVدر فرايند پالايش آب و تصفيه فاضلاب روشي شناخته شده براي جايگزيني مواد شيميايي گندزدا از قبيل كلر ميباشد. پرتو فرابنفش عمل ضد عفوني را به طور موثر و بدون توليد تركيبات مشكل زاي جانبي ناشي از گندزداهاي شيميايي از قبيل كلر انجام ميدهد.
چكيده
بكارگيري پرتو فرابنفش UVدر فرايند پالايش آب و تصفيه فاضلاب روشي شناخته شده براي جايگزيني مواد شيميايي گندزدا از قبيل كلر ميباشد. پرتو فرابنفش عمل ضد عفوني را به طور موثر و بدون توليد تركيبات مشكل زاي جانبي ناشي از گندزداهاي شيميايي از قبيل كلر انجام ميدهد.
مناسب ترين زمان