Environmental Health Engineering |
عوامل تغيير دهنده خواص ارگانولپتيکی آبها (دکتر حاجی زاده)
1) ترکيبات معدنی:
کلرور سديم وكلرور منيزيم طعم شوری و يا تلخی به آب می دهد.
وجود بيش از حد آهن و منگنز طعم فلزی به آب می دهد.
گازهای محلول مانند متان، H2s در ايجاد طعم و بو موثر است. وجود اکسيژن محلول باعث گوارايی آب می شود.
2) ترکيبات شيميايی آلی:
- کلر و ترکيبات آن در اثر وجود ترکيبات فنلی، تشکيل کلروفنلها را خواهند داد که باعث نامطبوع شدن کيفيت آب خواهد شد. کلر بعضی از ترکيبات اسيدآمينه را به آلدئيد تبديل می کند که توليد بو می کنند مانند متيل پروپانول و متيل بوتانول.
- فنيل استالدئيد هم بر اثر فعاليت متابوليکی قترچها ايجاد می شود.
- نفت و برخی از ترکيبات شيميايی هيدروکربنی.
- مصرف زياد از حد حشره کش ها، آفت کش ها و علف کش ها
- پساب های صنعتی و فاضلاب های شهری و روستايی
- ترکيبات ضد عفونی کننده و پاک کننده ها
3) عوامل بيولوژيکی: جلبکها، پلانکتون ها، اکتينوميست ها.
1) جلبک های مولد طعم و بو:
جلبک های سبز آبی: مانندسيانوفيتا، آنابنا ،آناسيستيس و اوسيلاتوريا ک باعث موارد زير می گردد:
- به آب بوی کپکی و ماندگی داده و طعم آنرا نامطلوب می کند.
- باعث بد رنگ شدن بدنه منابع آب
- باعث ته نشين شدن املاح کلسيم و منيزيم و ايجاد رسوب
- رشد در آبهای سخت و PH بالا.
- بر اساس مطالعات انجام گرفته توسط AWWA حدود 40% طعم و بو در سيستم آبرسانی توسط اين گروه ايجاد می گردد.
2) دياتومه ها ( Bacillariophyta ):
جلبک های تک سلولی اند که دارای ديواره سيليسی و به رنگ قهوه ای طلايی اند.
- آستريونلا ( بوی ماهی و عطری )، تابلاريا ( بوی بد و نامطبوع ).
- در کف منابع آب ايجاد رسوب خاک های دياتومه ای می کند.
- حدود 21% بوهای آب ناشی از اين گروه می باشد.
3) جلبک های سبز ( Cholorophyta ):
- کلرلا، کلادوفورا، زيگنما و آسپيروژير نمونه هايی از اين گروه می باشد.
- دارای کلروفيل همراه با کاراتن و گزانتوفيل
- گونه هايی از اين گروه باعث ايجاد کف در آبگيرها می شوند.
- در آبهای ساکن، متحرک و حتی در آبشارها رشد می کنند.
- 20% طعم و بو در سيستم های آبرسانی مربوط به اين گروه می باشد.
ترکيبات بدبوی ايجاد شده توسط جلبک ها:
- ترکيبات فنلی: که با کلر ترکيب بد بوی کلروفنل را ايجاد می کند.
- ترکيبات سولفوردار و مرکاپتانها.
- آلکن ها: مانند: الکل های آليفاتيک، آلدئيدها، استن ها و استرها.
- از پيکره دياتومه ها، آلدئيدهای N-Hezanal و N-Heptanal استخراج شده که به آب بوی ماهی می دهند.
- ترکيبات Geosmin و MIB که بدترين بو( بوی خاکی و کپکی ) را ايجاد می کنند، توسط جلبک های سبز آبی ايجاد می گردند.
روش هاي نوين جمع آوري فاضلاب (دکتر تقی پور)
روش سنتي يا روش متداول روشي است که بطور ثقلي آب مصرف شده را بطور صحيحي جمع آوري و به تصفيه خانه منتقل مي کند. بر اساس تحقيقاتي که در دهه 1960 و 1970 بر روي وضعيت جمع آوري فاضلاب در جوامع کوچک انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که هزينه هاي سيستم ثقلي و يا متداول 4 برابر هزينه هاي تصفيه و دفع فاضلاب مي باشد. از اين رو جهت اجتناب از اين مسايل، سيستم جديد را پيشنهاد داده اند.
روش هاي جايگزين:
1) روش سپتيک تانک ثقلي Septik Tank Effluent Gravity ( STEG)
در اين روش يک پيش تصفيه بر روي فاضلاب صورت مي گيرد و مشکلي جهت تامين سرعت خودشستشويي وجود ندارد چون مواد جاند معلق درشت در سپتيک تانک مانده و اختلالي در تامين سرعت خودشستشويي ايجاد نمي کنند. در سپتيک تانک لازم نيست که قطر لوله 200 mm و يا بالاتر انتخاب گردد.
اين روش براي جوامع کوچک کاربرد دارند و چون قطرها کوچک هستند، مي توان از لوله هاي پلاستيکي استفاده نمود زيرا خوردگي اين نوع لوله ها کمتر است و مشکل نشتاب وجود ندارد.
فاضلاب بدون هيچ پيش تصفيه اي وارد شبکه جمع آوري شده و به صورت ثقلي به سمت تصفيه خانه حرکت مي کند. حداقل قطر لازم 150 تا 200 mm است. جهت جلوگيري از رسوب جامدات معلق، حداقل قطر 6/ متر بر ثانيه حفظ بايد گردد. جهت تميز کردن آنها وجود منهول الزاميست. بدليل آب بند نبودن کامل شبکه جمع آوري سنتي، يکي از مشکلات اصلي Infiltration يا نشتاب به داخل و Exfiltration يا نشتاب به خارج مي باشد. در اين روش قطر شبکه کم است ( حدود 25 تا 50 mm ) و لوله هاي پلاستيکي مورد استفاده قرار مي گيرند.
لوله هاي خروجي از منازل، در ابتدا وارد سپتيک تانک مي گردند. بدليل اينکه در اين حالت مواد جامد قابل ته نشيني وجود ندارد. سيستم با قطر کم و شيب کمتر قادر به انتقال فاضلاب خواهد بود. اين سيستم به دليل اينکه کاملا آب بند مي باشد، امکان نشتاب به داخل و يا خارج وجود ندارد. اين سيستم براي اولين بار در سال 1961 در استراليا و سپس در سال 1977 در آمريکا مورد استفاده واقع شد. عمق کارگذاري لوله ها در اين سيستم حدود 9/ متر مي باشد.
2) روش سپتيک تانک با پمپ ( Septik Tank Effluent Pump )
اين روش، شامل شبکه تحت فشار مي باشد. در اين روش، سپتيک تانک مجهز به صافي و پمپ با فشار بالاست. فاضلاب خروجي توسط لوله هايي با قطر کم، که تحت فشار مي باشند، پمپاژ مي شود. شبکه جمع آوري فاضلاب اصلي نيز در اين روش تحت فشار مي باشد.
قطر لوله هاي تخليه در اين سيستم 25تا38 mm است. قطر لوله هاي اصلي حداقل 50 mm مي باشد. مانند سيستم STEG مشکل نشتاب در اين سيستم نيز وجود ندارد. در اين سيستم شبکه در عمق بسيار کم گذارده مي شود و لوله ها داراي انعطاف کافي هستند، به همين دليل نياز به شيب دهي نيست.تنها مشکله مربوطه، زماني است که سطح آب زيرزميني بالاست و منطقه سنگلاخي است. اين سيستم اولين بار در سال 1968 و در آمريکا بکار برده شد.
۳) Pressure Sever With Grinder Pump
اين سيستم شبيه روش دوم است ولي بجاي استفاده از پمپ ساده از پمپي استفاده مي شود که قدرت بيشتري دارد. در اين سيستم براي شبکه جمع آوري از سپتيک تانک استفاده نمي شود و بجاي آن از يک پمپ خردکننده براي خرد کردن جامدات استفاده مي شود. بنابراين مي توان از شبکه هايي با قطر کوچک استفاده کرد. مانند روش STEP اين شبکه نيز با قطر کم و عمق کارگذاري کم استفاده مي شود ولي در اين روش به دليل عدم استفاده از پيش تصفيه مقدار جامدات معلق، چربي و روغن بيشتر خواهد بود.
4) روش خلا
اين روش در شکل d نشان داده شده است. در اين سيستم از شبکه اي استفاده مي گردد که تحت فشار منفي و خلا قرار دارد. در اين روش جايگزين نيز مانند حالت هاي قبلي، قطر لوله ها کم، عمق کارگذاري شبکه نيز کم و شتاب نيز وجود ندارد.
روش هاي جايگزين مورد بحث عموما براي جوامع کوچک و غير متمرکز استفاده مي شود. از بين اين روشها تنها سيستم STEG قابل استفاده است.
قوانين آلودگي هوا در اروپا براي خودروهاي سبک و سنگين (دکتر دهقانزاده)
الزامات انتشار براي وسايل نقليه سبک جاده اي درEU از اوايل دهه 1970 ايجاد شده است. در حاليکه براي وسايل نقليه سنگين در اواخر دهه 1980 بوجود آمد.
استاندارد اخير انتشار از اگزوز خودروها براي چهار گروه از ترکيبات مي باشد:NOx ،HC ،C ، CO و ذرات (PM ). از ميان اين ترکيبات CO از نقطه نظر بهداشت و محيط زيست کمتر قابل توجه است.
استانداردها هم براي وسيله نقليه سبک و هم براي وسايل نقليه سنگين با اصطلاح EURO بيان مي شود که اعداد خروجي 3،2،1،...... براي وسايل نقليه سبک و اعداد رومي I، II ،
خودروهاي سبک:
همه خودروهاي زير 3/5 تن جزو گروه خودروهاي سبک تلقي مي شوند. اولين مقررات انتشار از اگزوز خودروها در رهنمود (
بطور کلي هر چقدر خودرو سنگينتر باشد مفادير مجاز انتشار بالاست. مقادير مجاز براي 2000 و 2005 بعد از چندين سال کار مشترک بين اتحاديه صنايع خودروسازي و صنعت نفت مورد موافقت قرار گرفت. اين کار مشترک، برنامه خودرو-نفت ( Auto-oil program ) نام گرفت، که هدف آن رسيدن به کيفيت خوب هوا در اروپا تا سال 2010 و با کمترين هزينه بود.
بالاترين مقدار مجاز سولفور براي سال 2000 در 150 ppm و براي سال 2005 در 50 ppm و براي گازوئيل در 350 ppm برابر سال 2000 و 50ppm براي سال 2005 وضع شد. بر اساس يک تصميم جديد در سال 2003 (EC/17/2003 ) مقدار مجاز براي هر دو نوع سوخت 10 ppm براي سال 2009 وضع شد. سوخت حاوي 10 ppm سولفور اساسا بايد براي سال 2005 براي کشورهاي عضو اتحاديه فراهم باشد.
مقررات جديد در رابطه با پايدار ماندن مقادير انتشار در استانداردهاي EURO 3 و 4 معرفي شدند که توليدکنندگان را مجبور مي سازد که مفادير انتشار از خودروهاي سبک را براي يک دوره پنج ساله يا 8000 کيلومتر ( EURO 3 ) و پنج سال يا 100000 کيلومتر ( EURO 4 ) تضمين کنند. به کشورهاي عضو اين اجازه نيز داده شد که براي خودروهايي که زودتر به استانداردهاي 2005 دست پيدا کنند و نشويق هاي مالياتي در نظر گرفته شود.
خودروهاي سنگين
اولين رهنمود EU در زمينه انتشارات از خودروهاي سنگين همچون خودروهاي سنگينتر از 5/3 تن
در سال 1998 (
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|