Environmental Health Engineering |
بهداشت محيط بيمارستان ( قسمت 2)
ديوارها و سقفها :
پاك كردن ديوارها و سقفها بايد در حد كافي صورت گيرد تا خاك و لكه بر روي آنها مشاهده نشود. گندزدايي اين قسمتها مورد نياز نمي باشد مگر در صورت مشاهده آلودگي شناخته شده خون ، ادرار يا مايع آلوده كننده كه بايد فرا پاك شود . درزمان پاك كردن ديوارها سطوح آنها بايد حتي المقدور خشك نگه داشته شود . آسيب ديدن ديوارها و از بين رفتن رنگ و روي آنها باعث مشخص شدن گچ زير آن شده وخون ريخته شده به طور كامل پاك نمي شود و به دنبال مرطوب شدن ، به شدت با باكتري آلودگي پيدا مي نمايد . بنابراين اين گونه ديوارها بايدبه سرعت ترميم شوند.
ساير سطوح :
روي كمدها بايد روزانه با يك محلول دترجنت تازه تهيه شده و دستمال يك بار مصرف پاك شود . در صورت لزوم بايستي ساير اثاثيه نيز به همين روش پاك شوند . قفسه ها و تاقچه ها بايد به طور مرتب با دستمال مرطوب گردگيري و اگر گرد و خاك روي آن تجمع مي يابد لازم است مدت زمان نظافت نزديكتر شود.
حمام:
حمام و سينك بايد حداقل روزي يك بار توسط پرسنل خدمات شسته شوند . بيماران نيز بايد تشويق شوند تا بعد از هر بار استحمام ، حمام را پاك و تميز كنند . براي پاك كردن به طور روزانه ، استفاده از يك ماده دترجنت كافي است . بعدازاستحمام بيماران عفوني يا قبل از استحمام بيماراني كه زخم باز دارند بايد حمام را گندزدايي نمود كه براي اين كار ازتركيبات كلر دار كه خاصيت خورندگي نداشته باشد (انواع دزومد يا هالاميد ) مي توان استفاده نمود.
نبايد سوراخهاي ورودي سينك يا لوله هاي خروجي فاضلاب آن گندزدايي شوند در سينكهاي مخصوص شستشوي دست نبايد سوراخ آنها با روپوش بسته شود.
توالتها :
سينك يا نشيمن توالت و دستگيره ها بايد حداقل روزي يك بار پاك شوند ، همچنين اگر به وضوح و به صورت قابل روئيت آلوده شوند بايد پاك گردند . براي پاك كردن روزانه بايد از يك محلول دترجنت استفاده كرد . اگر كاسه توالت به وضوح آلوده شود يا بعد از استفاده توسط بيمار مبتلا به عفونت دستگاه گوارش استفاده مي شود قبل از استفاده بايد كاسه توالت با آب آب كشي و خشك نمود. لازم به ذكر است ريختن ماده گندزدا به داخل سوراخ توالت يا فاضلاب خطر عفونت را كم نمي كند.
ظروف و كارد و چنگال :
شستن اين وسايل در ماشين ظرفشويي مركزي و خشك كردن آنها نسبت به شستن آنها در هر يك از بخشها به طور جداگانه ارجحيت دارد ، در صورت نبود ظرفشويي مركزي كليه ظروف ، كارد وچنگالها طي سه مرحله شسته مي شوند كه اين مرحله عبارتند از : پاك كردن با آب گرم ، شستشو با پاك كننده و آبكشي و پس از آن استفاده از يك گندزدا
( پودر پركلرين يا وايكس ) مناسب خواهد بود.
شرايط پاك كردن ترشحات عفوني خارج شده از بدن بيمار و پاك كردن محل خواب بيماران عفوني درصورت نبود دستمالهاي يك بار مصرف ، مواد و روشهاي جايگزين عبارتند از :
1- مي توان از يك برس نايلوني ( كه سريعا خشك شود ) براي پاك كردن حمام استفاده كرد . از زمين شوي پنبه اي جاذب ( تي ) يا برس هاس مويي و كركي نبايد استفاده كرد.
2- اگر از پارچه چند بار مصرف براي پاك كردن استفاده مي شود بايد پس از انجام كار، شسته ( ترجيحا در ماشين لباس شويي ) و با روشي كه باعث گندزدايي شود و خشك گردد . همچنين براي هر قسمت، پارچه جداگانه مصرف گردد .
3- برس مخصوص پاك كردن توالت بايد به اندازه كافي آبكشي شده و بعد خوب تكان داده شود تا آب آن تخليه گردد و بعد به صورت خشك نگهداري شو.د . از اسفنج نبايد براي پاك كردن سطوح استفاده كرد.
رفع آلودگي از لوازمي كه مصارف باليني ندارند :
لوازم مخصوص تراشيدن مو ، كاسه ها و ظورف پلاستيكي مخصوص شستشو بايد بعد از هر بار مصرف به طور كامل با دترجنت و آب داغ شسته و خشك گردند . ترجيحا اين ظروف بايد به صورت جداگانه و وارونه نگهداري شوند . در واحدهاي پرخطر پس از ترخيص بيمار يا اتمام ايزولاسيون و بهبودي بيمار ، بايد گندزدايي اين لوازم و ظروف توسط حرارت ، مواد گندزداي كلر دار يا فنولدار صورت گرفته و بعد براي بيماران ديگر مورد استفاده قرارگيرند . براي بخشهاي عمومي پاك نمودن و خشك كردن آنها ، احتمالا كافي خواهد بود . مي توان از سبدها ي آويزان شده در زير تخت بيمار نيز جهت نگهداري اين وسايل استفاده نمود.
برس ناخن : به جز موارد خاص از مصرف برس ناخن بايستي اجتناب شود.
تيغ :
براي تراشيدن موها قبل از عمل جراحي از تيغهاي يك بار مصرف استفاده گردد.
رختخواب :
بعد از ترخيص بيماران پاك كردن تختخواب ( چهارچوب تخت ) به طور معمول لازم نمي باشد مگر اينكه آلودگي قابل روئيت وجو داشته باشد . تختخواب بايد در برنامه نظافت بيمارستان قرار گرفته و با يك دترجنت پاك و خشك شود . اگر گندزدايي لازم باشد تركيبات محلول فنول مناسب خواهد بود . در اين موارد از ضد عفوني كننده هاي گران قيمت نبايد استفاده كرد.
تشك و بالشها :
بايد داخل روكش ( رويه ) ضد آب قرار گيرند و اگر احتمال آلودگي آنها با مايعات بدن بيمارمي رود در داخل يك رويه ضد آب ديگر نيز قرار گيرند . براي رفع آلودگي روكش ها استفاده از محلول دترجنت و خشك كردن آنها معمولا كافي است.
گندزدايي با محلول فنول ، نفوذ پذيري روكش اين لوازم را بيشتر مي كند . لذا در صورت امكان از مصرف اين گونه گندزداها بايستي جلوگيري شود.
پرده ها :
پرده ها بايد در صورت وجود آلودگي قابل روئيت شسته شوند و در غير اين صورت هر شش ماه يك بار شسته شوند.
ترمومتر دهاني :
ترمومتر دهاني بايد به صورت خشك نگهداري شود نه در داخل گندزدا
ترمومتر مقعدي :
از غلاف يا پوشش يك با ر مصرف استفاده شود.
لگن :
براي جلوگيري ازانتقال آلودگي هاي موجود در مدفوع هميشه بايد بعد از جمع آوري و دست زدن به لگن يا بعد از استفاده مجدد از آنها دستها شسته شوند . حتي اگر تميز به نظر مي رسند.
سطوح محيطي :
سطوح محيطي ( ديوار . كف و … ) به ندرت با انتقال عفونت به بيماران يا پرسنل همراهند ولي پاك كردن و حذف آلودگيهاي محيط به طور معمول توصيه مي شوند.
شستن دست :
بعداز تماس (با دستكش يا بدون دستكش ) با خون ، مايعات بدن ، ترشحات ، مواد غذايي و لوازم آلودن دستها حتما بايد شسته شوند.
مراحل شستن دست : براي شستن دست نيار به سينك ، آب جاري و گرم ، صابون با مواد ضدعفوني كننده و حوله كاغذي نيازاست و سپس به شرح ذيل عمل مي گردد.
1- آستينهاي روپوش را تا قسمت فوقاني مچ بالا زده ، جواهرات و ساعت مچي را ازدست وانگشتان خارج مي نماييم .
2- ناخن ها بايد كوتاه بوده و نبايد از برق ناخن يا لاك ناخن و يا ناخن مصنوعي استفاده گردد.
3- سطح دستها و انگستان از نظر بريدگي و خراش كنترل شود .
4- جلو سينك ايستاده به نحوي كه روپوش و دستها با سينك تماس پيدا ننمايد.
5- شير آب را باز كرده تا دستها و قسمتها تحتاني ساعد خيس شوند ، دستها و ساعد بايستي پايين تر از بازو قرار گيرند . آب بايد به اندازه كافي گرم باشد و از پاشيدن آب به روپوش بايد اجتناب نمود.
6- صابون را بايد در ميان دستهاي خيس گذاشت و اگر به جاي صابون قالبي از صابون مايع استفاده شود سه سي سي ا ز آن استفاده شود تا كف فراوان ايجاد گردد .
7- دستها با دقت به هم ماليده شود . شستن هر يك از انگشتان ، كف و پشت دستها بايد پنج بار انجام شده و دقت گردد كه كليه قسمتها كاملا شسته و تميز شوند . در صورتي كه زير ناخن ها كثيف است با ناخن هاي دست ديگر تميز شوند. ( در بررسي انجام شده نوك انگشتان ، زير ناخن و اطراف انگشت شست آلوده ترين قسمتها بعد از شستشو گزارش شده است .)
توجه !!!!
درانتهاي مراحل شستشوي دست نبايد شير آب بسته شود و بايستي دقت گردد كه صابون رو دستها نماند . سپس با دستمال كاغذي به آرامي و به طور كامل دستهاخشك شوند . اين عمل بايستي از سمت انگشتان به طرف مچ ساعد انجام شود . اگرهمزمان كه دستمال در دست فرد قرار دارد دستها به يكديگر ماليده شود به حذف باكتري هاي باقي مانده كمك مي شود . سپس دستمال بايد به طريقه صحيح دفع شود . شير آب بايستي با حوله كاغذي خشك و بسته شود . خشك كردن دستها با دستگاه خشك كن باعث چرخش هواي مملو از باكتري مي شود ، لذا بهتر است در شرايط عادي براي خشك كردن دشتها از حوله استفاده شود.
وسايل حفاظتي :
- دستكش : به هنگام دست زدن به خون ، مايعات آلوده بدن ، ترشحات ، مواد دفعي و لوازم آلوده بايستي از دستكش استفاده شود . قبل از تماس با سطوح مخاطي و پوست آسيب ديده بيماران بايد دستكش از دست خارج شده و بلافاصله دستها شسته شوند تا از انتقال ميكروارگانيسم ها با ساير بيماران يا محيط جلوگيري شود.
- ماسك محافظ چشم ومحافظ صورت : براي محافظت از مخاط چشم ، بيني ، دهان در حين انجام بعضي از اعمال و براي فعاليتهاي مراقبت از بيمار كه احتمال پاشيدن خون و مايعات بدن ، ترشحات و مواد دفعي وجود دارد بايستي از ماسك و محافظ ، چشم يا صورت استفاده شود.
- روپوش : براي محافظت پوست و جلوگيري از آلوده شدن لباس در حين انجام بعضي از مراقبتها كه احتمال ترشح و پاشيده شدن خون در مايعات آلوده بدن و يا مواد دفعي وجود دارد بايد روپوش تميز پوشيده شده و در صورت آلوده شدن سريعا نسبت به تعويض و شستشوي آن اقدام گردد.
- لوازم مراقبت از بيمار : لوازمي كه براي مراقبت از بيمار مصرف شده و با خون ، مايعات بدن ، ترشحات و مواد دفعي در تماس بوده و آلوده گرديده است ، بايد به نحوي جمع آوري شوند كه باعث تماس با پوست و مخاط نشده و از آلوده كردن لباس ، محيط و انتقال ميكروارگانيسم ها جلوگيري شود. لوازمي كه قابل استفاده مجدد هستند بايد قبل از مصرف جهت بيمار بعدي به شكل مناسب ، نظافت شده و در صورت نياز گندزدايي شوند و مواد يك بار مصرف نيز به روش مناسب دفع شوند.
- ملحفه والبسه : جمع آوري ، انتقال وانجام فرايندهاي لازم جهت نظافت ملحفه هايي كه مورد استفاده قرار گرفته و با خون ، مايعات بدن و ترشحات و مواد دفعي آلوده شده اند بايد به گونه اي باشد كه از تماس پوست ومخاط باآنها و آلوده شدن لباس جلوگيري شود . ملافه ها در هنگام جمع آوري نبايد روي زمين قرار گرفته و يا تكانده شوند زيرا باايجاد گردو غبار آلودگي را از طريق هوا منتقل مي نمايند .
- دفع سرسوزنها : به هنگام استفاده و جمع آوري سر سوزن ، اسكالپل و ساير وسايل نوك تيز ، نظافت و پاك كردن وسايل مصرف شده و يا در هنگام دفع وسايل نوك تيز بايد مراقب بود كه آسيبي به فرد وارد نشود . هرگز درپوش سوزنهاي مصرف شده نبايد مجددا بر روي آن قرار گيرد و آنها دستكاري نشوند زيرا احتمال لرزش دست يا خطاي ديد و فرورفتن سوزن آلوده در دست وجود دارد و نوك تيز سوزن به سمت اشخاص نباشد . براي دفع سوزنها پس از استفاده بادي از دستگاه مخصوصي كه سوزن را به قطعات ريزتر خرد مي نمايد استفاده شود و به هيچ عنوان با دست سرسوزن از سرنگ جدا نگردد و آن را نبايستي خم كرد . سرنگهاي يك بار مصرف ، سرسوزنها ، تيغها و ساير وسايل نوك تيز راكه مصرف شده و آلوده مي باشند بايستي در ظروف مناسب ، و مقاوم به سوراخ شدگي قرار دارد . ( در حدامكان اينظرف به محلي كه از وسايل فوق استفاده مي شود نزديك باشد . )
دستورالعمل كلي در مورد كاربرد ضدعفوني كننده ها و گندزدا ها
براي رقيق سازي در مصرف گروه ها مختلف مواد شيميايي نكات مهمي وجود دارد كه رعايت آنها به منظور كنترل موثر ميكروارگانيسم ها الزامي است . برخي از اين نكات بر روي برچسب آنها قيد شده و بعضي نيز جنبه عمومي دارند كه در اينجا نكات كلي و مفيد درباره اين تركيبات ذكر مي گردد.
1- ماده مصرفي بايد به دقت پيمانه شود.
2- براي ساختن محلول بايستي از ظروف خشك استفاده شود.
3- براي ساختن محلول بايستي مقدار مناسبي از آب به ماده گندزدا افزوده گردد.
4- پيش از كاربرد ماده گندزدا در صورت امكان لكه ها و كثافات پاك شوند .
5- مازاد ماده گندزذا در پايان كار روزانه دور ريخته شود.
6- توجه شود كه كاربرد محلولهاي ضدعفوني كننده گندزدا ، بدون دقت ومهارت سبب افزايش رشد ميكربها و گسترش عفونتها مي گردد.
7- هرگز از ضدعفوني كننده ها و ماده گندزدا براي استريل كردن استفاده نشود.
8- ابزار و وسايل تميز بايستي درون محلولهاي ميكرب كش نگهداري شوند.
9- ظروف حاوي مواد گندزدا نبايستي دوباره پر شوند بلكه بايد محلول داخل آنها عوض شود .
10- از به كار گيري محلولهاي گندزدا كه همراه فرد به بيمارستان آورده شده بايستي پرهيز شده و از آنچه كه بيمارستان دراختيار قرار ميدهد استفاده گردد.
11- از به كار گيري محلولهاي ساخته شده در روزهاي قبل بايستي پرهيز شده و هر روز محلول تازه اي ساخته شود.
12- هرگز دو محلول ضد ميكربي را با هم نبايستي به كار برد ، مگر آنكه يكي ازآنها الكل باشد .
13- از تركيب و اختلاط پاك كننده ها با مواد گندزدا بايد پرهيز گردد زيرا ممكن است اثر هر دو خنثي گردد.
14- فقط در صورتي كه كاربرد روشهاي حرارتي ممكن نباشد از محلولهاي ميكرب كش انتخابي استفاده گردد.
نحوه عملكرد در مواجهه با مواد آلوده عفوني :
با توجه به نمودار فوق نحوه دفع صحيح مواد آلوده عفوني مشخص مي گردد . در اين نمودار موا د آلوده به دو دسته تقسم مي شوند :
1- موادآلوده قابل استفاده مجدد
2- مواد آلوده يك بار مصرف
گروه اول : بايستي با روش صحيح اتوكلاوگذاري و يا استفاده مناسب از مواد گندزدا و شستشوي مناسب قابليت استفاده مجدد را براي اين گونه وسايل فراهم آورد.
گروه دوم : همان طوركه از نام آنها پيداست مواديكه يكبار مصرف بوده كه جهت دفع نيز بايستي مراحلي از قبيل گندزدايي ، اتوكلاو نمودن و ياسوزاندن تحت شرايط خاص را انجام داد كه شامل ايجاد دما مناسب ، استفاده از فيلترهاي مناسب تحت شرايط خاص را انجام داد كه شامل ايجاد دماي مناسب ، استفاده از فيلترهاي مناسب و محيط مناسب مي باشد و در نهايت نيز باعث دفع صحيح و اصولي و بهداشتي اينگونه موارد خواهد بود .
با توجه به اينكه زباله هاي بيمارستاني ومراكز بهداشتي و درماني داراي آلودگي بالايي هستند رعايت اصول بهداشتي در نحوه جمع آوري و دفع آنها ازاهميت بسزايي برخوردار مي باشد.
در خصوص نحوه جمع آوري زباله ها بهتر است كه زباله هاي عفوني از ديگر زباله ها در محيط هاي بيمارستاني و درماني جداشده و با تفكيك زباله دانها و همچنين پلاستيك هاي جمع آوري زباله و آموزش مناسب كليه افراد را از اين امرمطلع نموده و سپس با جمع آوري مجزا ضمن پايين آوردن هزينه هاي دفع ، از اجراي صحيح دفع زباله هاي عفوني اطمينان پيدا نمود.
توصيه هاي حفاظت فردي در مقابل آلوده كننده ها و ضدعفوني كننده ها
با توجنه به اينكه افرادي كه در محيطهاي بيمارستاني فعاليت مي نمايند در معرض ابتلا به انوع بيماري ها قرار دارند لذا جهت حفظ سلامت فرد و خانواده و نهايتاجامعه لازم است تمهيداتي جهت حفظ سلامت فردي در نظر گرفته شود.
1- استفاده از روپوش و لبا س كار فقط درمحيط كار صورت مي پذيرد و در صورت آلوده شدن بلا فاصله تميزو ضدعفوني گردد كه با شستشوي مناسب و اتو كشيدن مي توان به اين امر دست يافت . بديهي است لباسها نبايستي جهت شستشو به منزل برده شوند .
2- كفش كار نيز صرفا در محيط كاراستفاده شود .
3- در هنگام استفاده از مواد پاك كننده وگند زدا به دستورالعمل مربوطه دقيا توجه شده و از تماس با اينگونه موارد ترجيحا خودداري گردد.
4- در هنگام نظافت حتما از ماسك استفاده شود .
5- استفاده بي رويه ازمواد گندزدا باعث صدمه رساندن به شخص مصرف كننده و محيط زيست خواهد گرديد .
6- در هنگام استفاده از مواد شيميايي بايستي از دستكش استفاده شود
7- بايد جهت نظافت محيط از لوازم جداگانه ( دستمال ، تي ، جارو و … ) استفاده گردد.
8- حتي الامكان پس از پايان كار استحمام انجام گيرد.
9- به هيچ عنوان نبايستي از لوازم شخصي بيماران استفاده شود .
بهداشت محیط بیمارستان (قسمت ۱)
مقدمه :
بيمارستان نهادي است بسيار ضروري كه براي تداوم حيات و حفظ جان انسانها و بازگشت به تندرستي به تدريج در زندگي انسانها پديدار گشته و همراه با تكامل علوم و فنون و مهارتها ، پس از گذشت ساليان دراز به شكل امروزي درآمده است. كه در جوامع مختلف نيز با توجه به وضعيت اقتصادي آن جامعه و انتظارات گيرندگان خدمات ، شاهد تفاوت هاي فراواني در بين بيمارستانها مي باشيم و نكته قابل توجه اينكه در هر بيمارستاني در صورت عدم رعايت موازين بهداشتي ، انواع عفونتهاي نازوكوميال noso comial ( در زبان يوناني noso به معناي » بيماري « وcomeion به معناي »مراقبت « است ) شيوع پيدا مي كنند . بنا به تحقيقات بعمل آمده در آمريكا ، حدود5% بيماران بستري شده در بيمارستانها به عفونت بيمارستاني مبتلا مي شوند كه اين امر بطور متوسط مدت زمان بستري آنها را 7-5 روز افزايش مي دهد كه در نتيجه حدود 750دلار هزينه درمان افزايش مي يابد . اين در حالي است كه جهت كنترل عفونتهاي بيمارستاني فقط به 5% اين هزينه نياز است . ازاين جا به صرفه بودن اقدامات كنترل عفونت بيمارستان مشخص مي شود .
بهداشت محيط بيمارستان شامل كليه اقداماتي است كه از انتقال عوامل بيماريزاي محيط خارج به داخل بيمارستان و بالعكس جلوگيري مي كند . در اين راستا عوامل محيطي همچون آب ، فاضلاب ، زباله ،هوا، غذا و ... بايد به نحوي كنترل شوند تا علاوه بر ايجاد محيطي سالم و بهداشتي ، به بهبود بيماران نيز كمك نمايد.
با توجه به تعريف بهداشت محيط و مسئوليت فردي در برابر سلامت افراد جامعه ، رعايت مسائل بهداشتي در محيط كار بيمارستاني از اهميت ويژه اي برخوردار مي گردد.
از اين رو بهداشت محيط بيمارستانها رابطه مستقيمي با ميزان شيوع عفونتهاي بيمارستاني داشته كه رعايت اين امر به عهده بخش خدمات و نيز پرسنل شاغل مي باشد. با توجه به واگذاري خدمات به بخش خصوصي و پايين بودن سطح آگاهي افراد به كار گمارده شده نسبت به خطرات كاري موجود در راستاي كاهش عفونتهاي بيمارستاني آموزش از جايگاه ويژه اي برخوردار مي گردد.
کتابهای مربوط به بهداشت محیط قابل نصب بر روی موبایل
منبع:http://www.fm398.blogfa.com
ارايه روش بهينه تصفيه فاضلاب صنايع نساجي (دانلود)
برآورد دبي فاضلاب روهاي مدور با استفاده از مدل تركيبي سرريز - دريچه (دانلود)
بررسي اثر فرآيند الكتروشيميايي در حذف فسفر از پساب تصفيه شده خروجي از سيستم لجن فعال (دانلود)
بررسي تصفيه پذيري فاضلاب هاي صنعتي حاوي نيتروژن بالا به روش SBR در مقياس پايلوت
غلظت فلزات سنگين شيرابه زباله شهري و روش كاهش آنها
خطر آلودگی هوا در محیط های بسته
بر خلاف تصورات رایج بیشتر مردم خطرات ناشی از آلاینده ها در مکانهای بسته بیشتر از محیط های باز می باشد مقاله ای که ملاحظه می فرمائید حاصل تحقیقات و مطالعات آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا (ی.پی.ای.)* و هیئت مشاوره ء علمی آن در سالهای اخیر در زمینه ء تآثیر آلودگی هوا بر انسان می باشد و بیانگر این حقیقت است که میزان آلودگی هوا در مکانهای سرپوشیده می تواند 2-5 برابر یا حتی تا 100 برابر بیشتر ازمیزان مشابه در محیط خارج می باشد.
اهمیت این موضوع خطر آلودگی هوا در فضای بسته را به یکی از پنج عامل اصلی تهدید سلامت بشر مبدل ساخته است . عوامل افزایش آلودگی هوا را در چند دههء اخیر می توان با تراکم و نزدیکی بیش از حد ساختمانها، عدم تهویهء مناسب هوا به منظور جلوگیری از اصراف انرژی ، استفاده از مواد مصنوعی و شیمیائی در ساختمان ، مبلمان و وسایل شخصی همینطور استفاده از حشره کش ها، مواد شوینده، تمیز کننده و ضد عفونی کننده دانست. جلوگیری از گسترش مضرات ناشی از آلودگی هوا در منازل ، مدارس ، مهد کودکها و محل بازی کودکان بدون کمک تمامی افراد جامعه و همکاری بخش خصوصی و سازمانهای دولتی ذیربط امکان پذیر نمی باشد.
43% کودکان از سنین دو ماهگی تا یازده سالگی در خانه ای که در آن حد اقل یک فرد سیگاری است زندگی می کنند و ناخواسته آلاینده های زیادی را استنشاق می کنند دود ناشی از سوختن سیگار مخلوطی از 4000 نوع مادهء شیمیایی زیان آوربوده که مونو اکسید کربن، نیکوتین، فرمالدئید ، هیدروژن و سیانید هیدروژن از آن جمله هستند . این مواد از عوامل ایجاد سرطان و بیماری های دستگاه تنفسی انسان می باشند.
علائم برونشیت ، ذات الریه، عفونت دستگاه تنفسی، گوش درد (عفونت گوش) و آسم در کودکانی که در معرض دود قرار دارند بیشتر از دیگر کودکان دیده می شود. تعدد عفونت مستقیمآ به مقدار دود موجود در منزل بستگی دارد. کودکانی که هردو ی والدین آنها سیگاری هستند بیشتر از کودکانی که یکی از والدین آنها سیگاری هستند به عفونت های ریوی مبتلا می شوند.
کمترین علائم عفونت های ریوی در کودکانی مشاهده میشود که والدین آنها سیگاری نیستند. سیگار کشیدن مادران در دورهء حاملگی خطر سندرم مرگ ناگهانی کودک را افزایش می دهد. (ی.پی .ای) تخمین می زند که بین 150.000 تا 300.000 مورد عفونت ریه ، مثل برونشیت و ذات الریه ، که سالیانه در بین کودکان تا 18 ماه رخ می دهد به میزان دود سیگارموجود در محیط آنها بستگی دارد. از میان آنها 7.500 الی 15.000 نفر راهی بیمارستانها می شوند. قرار گرفتن در معرض دود سیگار می تواند شرایط بد 200.000 تا 1.000.000 کودک آسمی را تشدید کند. محققان ی. پی . ای به این نتیجه دست یافته اند که دود سیگار مایع گوش میانی را افزایش می دهد، و یکی از عوامل ایجاد بیماری مضمن گوش میانی که در اکثر موارد به جراحی در بیمارستان ختم می شود دود سیگار است.
آلاینده های داخلی
عوامل آلرژی
عوامل آلرژی بخصوص درموارد بیولوژیکی مثل کرمهای موجود در حبوبات، انگل های خانگی ،سوسکها ، شورهء حیوانات خانگی ، هاگهای گیاهی، کپک ، تخم میکروبها و قارچها، باکتریها و ویروسها عوامل شناخته شده ای هستند که آسم را تشدید می کنند. آلرژی معمولا آسم، ذات الریه و سر ماخوردگی را تشدید می کند .آلرژی می تواند باعث التهاب در چشم ، بینی و گلو شده ، ایجاد تنگی نفس ، گیجی و تب بکند.
ترکیبات ارگانیک بخار شونده (وی . او. سی.)
ترکیبات ارگانیک بخارشونده، مواد شیمیایی هستند که از اشیاء به صورت بخار آزاد می شوند، مثل مواد شوینده، چسب ها ، رنگ ها ، مایعات خشک شویی و مواد نگاه دارندهء چوب .( وی. او.سی .) می تواند از طریق این محصولات در هوا منتشر شده و در داخل محیط بسته باقی بماند بخصوص در آپارتمانها.( ی.پی. ای.) در یکی از تحقیقات خود در مورد 6 گروه متفاوت در مناطق مختلف آمریکا به این نتیجه رسید که میزان( وی.او.سی.) در محیط های بسته (داخل) ده برابر بیرون (محیط های خارجی) می باشد. از علائم قرار داشتن در معرض ( وی . او. سی .) احساس تحریک شدگی و سوزش در چشم ، بینی و ریه ، کهیر، سردرد، تهوع و آسم می باشد. قرار گرفتن در معرض برخی از( وی. او. سی. ها) مانند بنزن وکلراید وینیل می تواند باعث سرطان شود.
فرمالدئید
فرمالدئید از( وی.او.سی .) های رایج می باشد، گازی است بدون رنگ با بوی شدید که در چوبهای فشرده (صفحات از پیش ساخته شده، صفحات فیبری و لایه های چوبی) ، رنگ های نقاشی، روکشهای پارچه ای، وسایل آرایش، مصنوعات ، مصالح ساختمانی و مواد جدا کننده (عایق) وجود دارد. فرمالدئید می تواند از محصولات فوق ویا از سوزاندن چوب، نفت، گاز طبیعی، اتومبیل ها وسیگار نیز در هوا منتشر شود. تحقیقات نشان میدهند که فرمالدئید در حیوانات آزمایشگاهی ایجاد سرطان می نماید و (ی.پی.ای.) معتقد است که می تواند عامل سرطان در انسانها نیز باشد. فرمالدئید بر روی اشخاص اثرات متفاوتی دارد می تواند ایجاد سوزش در چشم ها ، سینوس بینی ، سوزش و التهاب گلو، ریه و عامل شروع آسم باشد. کودکان و بزرگسالان واکنش های آشکاری ( مانند کهیر زندن) را درمقابل قرارگرفتن در معرض این گاز از خود نشان می دهند .
اکسید های نیتروژن
اکثر مردم فکر می کنند که اکسید های نیتروژن به عنوان آلاینده های هوای خارج هستند و از موتور ماشین ها و یا سوخت نیروگاه ها در هوا منتشر می شوند در حالیکه آنها در محیط های داخلی نیز یا فت می شوند. نشط گاز ، پیلوت های روشن کنند ه ء گاز، گاز یا گازوئیل جهت روشن کردن شوفاژ و دیگر وسائل گرما زا ، فعالیت های جوشکاری و همچنین دود سیگار اکسیدهای نیتروژن را در هوای داخل تشکیل می دهند. از آنجایی که این گازها از جمله محرک های قوی برای دستگاه تنفسی هستند می توانند آسم و دیگر بیماری های تنفسی را تشدید نمایند.
مونو اکسید کربن
مونو اکسید کربن یک گاز بی رنگ و بو می باشد که د ر اثر سوخت ناکامل انرژی ( سوخت فسیلی) منتشر می شود. این گاز در هوای داخل در اثر دود سیگار ، بسته بودن محیط و نزدیک بودن به گاراژ یا خیابان متراکم می شود. مونو اکسید کربن از طریق ریه وارد خون شده ، با هموگلوبین ترکیب می شود و اجازه نمی دهد که اکسیژن کافی به سلولها برسد. از علائم مونو اکسید کربن می توان آنفلوانزا، خستگی، سردرد، گیجی ، حالت تهوع ، ناراحتی روحی و تپش بالای قلب را نام برد. مسومیت بالای مو نو اکسید کربن می تواند به مرگ فوری منتهی شود. مسمومیت آن با میزان پائین برای خانمهای حامله می تواند عوارض جبران ناپذیری به جا گذارد.
رادون
رادون گاز شناخته شده ای است که برای انسان سرطان زاست، رادون گازرادیو اکتیو است که بدون بو ، رنگ و مزه می باشد. از زوال طبیعی اورانیوم بوجود می آید و از درون خاک حرکت میکند و وارد محیط های داخلی و ساختمانها می شود. رادون پس از تخریب تبدیل به ذرات رادیو اکتیو شده واز طریق استنشاق وارد ریه می شود. زمانی که این ذرات تخریب می شوند به صورت ذرات کوچکتری در ریه پخش می شوند و می توانند به بافت ریه آسیب رسانده و در طول حیات سرطان ریه ایجاد نمایند. بعد از سیگار کشیدن رادون دومین عامل مرگ از طریق سرطان ریه می باشد. خطر ابتلا به سرطان ریه به سه عامل بستگی دارد : مقدار رادون ، مدت زمانی که شخص در معرض آن قرار دارد و سیگاری بودن یا نبودن. خطر مرگ از سرطان ریه از طریق رادون برای سیگاری ها خیلی بیشتر از کسانی است که سیگار نمی کشند.
سرب
قرار گرفتن در معرض گرد و غبار آلوده به سرب آسانترین راه برای مسمومیت سرب می باشد. سرب شدیدآ مسموم کننده است و قرار گرفتن در معرض آن بسیا ر خطرناک می باشد بخصوص برای بچه های کوچکتر از شش سال. بیشترین خطر وجود سرب در منازل در رنگ ها ، غبار آلوده به سرب و خاک مسموم می باشد. دیگر مشکلات خطر سرب در منازل لوله کشی های قدیمی ، وسائل و اسباب بازی های رنگ شده، مبلمان قدیمی که قبل از سال 1978 ساخته شده باشند که ممکن است با رنگهایی که سرب در آنها موجود است ساخته شده باشند. از دیگرمصنوعاتی که می تواند سرب در هوا منتشر کند می توان سرامیک ، ظروف سفالین و کریستال های سربی رانام برد که می توانند غذا و مایعات موجود در خود را نیز مسمو م کنند. سرب با تداخل با برخی از عملکردهای بنیانی بدن ایجاد مسمومیت می کند. قرار داشتن در معرض کم سرب می تواند روی کودکان اثرات سوء بگذارد. مقدار کم سرب می تواند بر سیستم اعصاب و کلیه آسیب برساند و همچنین باعث پائین آمدن سطح یادگیری ، بی توجهی ، عدم تمرکز و پائین آمدن سطح هوش میگردد. میزان بالای سرب اثرات ویران کننده ای در کودکان دارد که از جمله ء آنها حملات ناگهانی ، بی هوشی و در برخی مواقع مرگ می باشد.
آفت زداها
تحقیقات اخیرنشان میدهد که در 75 % منازل آمریکا حد اقل از یک نوع آفت زدا استفاده می شود . محصولاتی که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند حشره کش ها و مواد ضد عفونی کننده هستند. تحقیقات دیگری نشان داده است که 80 % مردم در داخل منازل از طریق آفت زدا ها دچار مسمومیت شده اند . تعداد بالایی آفت زدا در هوای یک خانه می تواند و جود داشته باشد که منابع آنها در خانه ها یا خاک و گرد و غبارآلوده که د ر هوا حرکت می کنند و از بیرون به داخل می آیند هستند ،یا آفت زداهای موجود در انباری منازل، کف خانه و وسائل موجود در منازل که پس از جذب آفت زدا ها طی نظافت سپس آنها را آزاد می کنند. آفت زداهایی که برای کنترل حشرات، موریانه ها ، جانوران جونده (بید) ، کپکها ، میکروب ها ( مواد ضد عفونی کننده ) بکار برده می شود. این آفت زداها معمولا به صورت اسپری، مایع ، چسب ، پودر ، کریستال و ... فروخته می شوند. در سال 1990 سازمان مرکزی کنترل مسمومیت آمریکا اعلام داشت که 79.000 کودک در اثر آفت زداهای خانگی مسموم شده اند. قرار گرفتن در معرض آفت زداهای سیکلودین عمومآ به دلیل استفادهء نادرست از آنهاست و علائم متفاوتی را نشان می دهد که از جمله ء آنها می توان سردرد، گیجی، درد عضلانی ، ضعف ، حس خارش و حالت تهوع را نام بر د.( ی. پی. ای .) بر این باور است که سیکلودین ممکن است در دراز مدت به کبد و سیستم مرکزی اعصاب آسیب برساند و همچنین خطر سرطان را بالا ببرد
QUALITY AND QUANTITY SURVEY OF HOSPITAL WASTEWATERS IN HORMOZGAN PROVINCE
كاربرد ازن در تصفيه آب آشاميدني
يكي از اساسي ترين اهداف تصفيه آب گند زدائي يا ضد عفوني نمودن آب جهت مناسب نمودن براي شرب مي باشد. تاكنون براي گند زد ائي آب روشهاي مختلفي ارائه گرديده است كه مهمترين آنها كلرزني ، ازن زني و استفاده از دي اكسيد كلر ، برم ، يد ونيز اشعهUV مي باشد.عمومي ترين روش گند زدائي در جهان كلر زني مي باشد كه از دلايل عمده استفاده از آن مي توان موثر بودن در غلظت پائين ، ارزان و در دسترس بودن ونيز داشتن باقيمانده در آب پس از عمل گند زدائي را نام برد. با توجه به تشكيل تركيبات آلي كلرينه و ساير تركيبات تري هالومتان در اثر گند زدايي با كلر كه عوارض نامطلوبي را براي مصرف كنندگان به همراه دارد استفاده از گند زدا هاي جديد روز به روز ابعاد وسيع تري مي يابد.ازن از جمله تركيباتي است كه با توجه به خواص ويژه خود ، نزديك به يك قرن است كه بعنوان گند زدا در آب آشاميدني توسط كشورهاي اروپايي مورد استفاده قرار گرفته است . اولين كار برد ازن در سال 1893 در كشور هلند و براي تصفيه خانه اي كه از آب رودخانه راين تغذيه مي نمود صورت پذيرفت . امروزه بيش از يك هزار تصفيه خانه آب از ازن بعنوان بخشي از تصفيه شيميائي استفاده مي كنند كه اغلب آنها در كشورهاي غربي بويژه فرانسه ، سوئيس و كانادا قرا دارند بزرگترين تاسيسات گند زدائي با ازن در مناطق پاريس و مونترال بكار گرفته شده است .
خواص فيزيكي وشيميائي ازن
ازن يكي از اشكال آلوتروپي اكسيژن بوده و گازي آبي رنگ با بوي تند وناپايدار مي باشد . اين تركيب يك اكسيد كننده قوي بوده و بسيار قوي تر از اسيد هيپوكلرو ( ماده موثر گند زدايي كلر در آب ) مي باشد. حلاليت ازن در آب 12 مرتبه كمتر از حلاليت كلر بوده و محلول آبي آن نيز ناپايدار مي باشد.با توجه به ناپايداري گاز ازن ، بايد در محل مصرف و نيز زمان مصرف توليد شود و نمي توان آنرا مثل كلر ذخيره نمود. با توجه به حوادث زيادي كه در خصوص تركيدن سيستم هاي ذخيره و نگهداري كلر بوقوع پيوسته است اين محدوديت لزوماً جزء معايب استفاده از گاز ازن محسوب نمي شود.
خصوصيات بيوشيميائي ازن
نقش ازن در تصفيه آب و پساب بعنوان يك عامل اكسيد كننده و يك تركيب ميكروب كش حائز اهميت بوده و در محيط آبي خصوصيات مشابهي با كلر دارد . از اينرو اين دو ماده بعنوان رقيب يكديگر و در مواردي مكمل يكديگر مطرح مي باشند. ازن داراي دو خاصيت بسيار مهم در ارتباط با محيط اطراف خود مي باشد
قدرت گند زدائي بالا
خصوصيات ميكروب كشي ازن بيانگر پتانسيل بالاي اكسيد اسيون آن مي باشد. تحقيقات نشان مي دهد كه گند زدائي توسط ازن حاصل اثر مستقيم آن برباكتريها و تجزيه ديواره سلولي باكتريها مي باشد . كه از اين نظر با مكانيسم عمل كلر در فرايند گند زدائي متفاوت است. با توجه به قدرت بالاي گند زدائي ازن در مقايسه با كلر (25 برابر ) و ساير گندزداها ، زمان كمتري جهت تكميل فرايند گند زدائي نياز مي باشد. بررسي ها همچنين بيانگر توانائي بيشتر ازن در از بين بردن ويروسها در مقايسه با كلر مي باشد.
2 - ازن به عنوان يك اكسيد كننده قوي
ازن مصارف زيادي در تصفيه آب آشاميدني از قبيل كنترل طعم و بو كنترل رنگ و حذف آهن و منگنز علاوه بر گند زدائي دارد . قدرت اين اكسيد كننده در شفاف سازي منابع آب با كيفيت پائين مانند آبهاي بازيافتي مهم مي باشد. ازن مواد معدني زائد را بطور كامل اكسيد نموده و موجب ته نشيني و حذف آنها مي گردد. اهميت عمده ازن در قابليت شكستن تركيبات آلي همراه با آهن و منگنز مي باشد.ازن در برطرف نمودن تركيبات آلي مولد رنگ ، قوي و موثر نشان مي دهد بطوريكه بعنوان يك عامل جلا دهنده خوب براي فاضلاب و حذف كننده رنگ در آب شرب كا ربردهاي فراواني يافته است . ازن همچنين قادر است تركيبات فنوليك و ديگر تركيبات مولد طعم را در آب شرب از بين ببرد. تحقيقات نشان داده است كه ازن مي تواند آفت كشهاي مالاتيون و پاراتيون را كه تركيباتي سرطان زا و خطرناك هستند به اسيد فسفريك ( بي خطر) تبديل نمايد.اخيراً در خصوص استفاده از ازن به منظور كنترل و حذف كدورت و مواد آلي در مقررات EPA رهنمود هايي ارائه گرديده است .
محصولات جانبي حاصل از گند زدائي با ازن
در غياب يون برميد در آب ، محصولات جانبي حاصل از ازن زني شامل اسيد هايي با وزن ملكولي كم و غير هالوژن دار ، آلدهيدها، كتون ها و الكل ها مي باشند كه اين تركيبات اغلب توسط ميكرو ارگانيسم هاي موجود در آب قابل تجزيه بيولوژيكي مي باشند و معمولاً براي مصرف كنندگان بي خطر هستند . پيش ازن زني باعث تغيير شكل مواد آلي موجود در آب خام مي گردد ازن ، مواد آلي داراي زنجيره طولاني و با تعداد ملكول زياد را به مواد غير قابل تجزيه بيولوژيكي و نيز برخي تركيبات كوچكتر قابل تجزيه تبديل مي نمايد. اين امر بطور همزمان موجب افزايش اكسيژن محلول آب مي گردد و شرايط براي رشد باكتريها ي هوازي مهيا مي شود. در صورت استفاده از فيلترهاي كربن فعال گرانولي (GAC ) در بخش فيلتر اسيون ، مواد آلي بر روي منافذ و سطح كربن فعال گرانولي جذب مي شوند و لذا فيلتر بعنوان منبع تغذيه و رشد باكتريها ايفاي نقش مي نمايد . در اين صورت آبي كه از چنين فيلتر هايي عبور مي نمايد مواد آلي را در سطح فيلتر باقي گذاشته و از رشد باكتريها درآب پس از فيلتر جلوگيري بعمل مي آورد.
تجربيات تعدادي از كشورها در استفاده از ازن
1- كشورآمريكا
در سال 1940 نخستين واحد ازن زني به منظور از بين بردن طعم و بوي حاصل از مواد فنلي در آمريكا تاسيس گرديد . البته همواره از كلر زني نيز بصورت توامان استفاده مي گرديد تا در سيستم توزيع مقدار باقيمانده پايدار از گندزداها وجود داشته باشد.تحقيقات نشان داده كه استفاده از ازن قبل از كلرزني باعث كاهش توليد تري هالومتانها در حد كمتر از 1 ميكروگرم در ليتر مي باشد. با توجه به بالاتر بودن كيفيت آب منابع در دسترس در آمريكا نسبت به منابع آبي اغلب كشورهاي غربي ، استفاده از ازن در ايالات متحده كمتر مورد توجه قرار گرفته است لكن با افزايش آلودگي آبهاي سطحي و زير زميني در دهه 90 قوانين جديدي در راستاي بهبود كيفيت آب وضع شده كه از جمله آنها رويكرد بيشتر به استفاده از ازن در جهت افزايش كيفيت و قابليت اعتماد به آب شرب مصرفي مي باشد . از اين رو تعداد تصفيه خانه هاي داراي تاسيسات ازن زني دراين كشور بين سالهاي 90تا 94 از 20 به 60 عدد افزايش يافته است.
2- كشوركانادا
اولين تاسيسات ازن زني در كانادا در سال 1956 نصب و راه اندازي شد. در اين كشور از ازن بعنوان گندازدا و نيز حذف كننده طعم و بو و كنترل كدورت استفاده گرديده است هرچند جهت حفظ مقادير باقيمانده گندزدا در شبكه سيستم كلر زني نيز بصورت همزمان بكار گرفته شده است . عمده كاربرد ازن در كانادا در حذف مشكلات طعم و بوهاي فصلي جهت كمك به امر گند زدايي بوده است.
3- كشورفرانسه
در سال 1992 حدود700 تصفيه خانه در فرانسه با استفاده از سيستم ازن زني مشغول بكار بوده اند كه آب تمامي اين تصفيه خانه ها از آبهاي سطحي تامين مي شده است . هدف اصلي براي استفاده از ازن كنترل طعم بو ، تخريب فنل ، حذف مواد آلي و غير فعال سازي ويروسها و از بين بردن باكتريها مي باشد . در تعدادي از تصفيه خانه ها از ازن براي حذف رنگ و آهن و منگنز استفاده مي شود و در اكثر تصفيه خانه ها گزارش شده كه ازن باعث افزايش راندمان حذف كدورت گرديده است.
4- كشورسوئيس
در سوئيس 150تصفيه خانه بزرگ و كوچك از ازن زني براي از بين بردن باكتريها و ويروسها ، حذف طعم و بو ومواد آلي استفاده مي نمايند.
5-كشوراستراليا
در استراليا نيز تعداد 42 تصفيه خانه با سيستم ازن زني فعاليت دارند كه تعدادي بعنوان گند زداي مكمل كلر و تعدادي نيز بعنوان حذف كننده رنگ و مواد آلي بكار گرفته شده اند.
هزينه ها
هزينه هاي مربوط به خريد و نصب تاسيسات ازن زني با توجه به ميزان ازن مورد نياز و دبي تصفيه خانه متفاوت است ولي بطور متوسط هزينه اي بالغ بر 500 تا 600 هزار دلار براي آن پيش بيني مي گردد.انرژي متوسط مورد نياز جهت توليد هر كيلو گرم ازن ، 15تا20 كيلو وات ساعت خواهد بود . اين در حاليست كه براي انجام مناسب گند زدائي با ازن ، دوز تعيين شده mg/lit 5/1-1 مي باشد تخمين زده مي شود كه در صورت تزريق mg/lit 1 ازن ، به ازاي هر يك هزار متر مكعب آب تصفيه شده يك دلار صرف گردد.
مزايای استفاده از پيش ازن زني در مقايسه با كلر :
1- كاهش مقادير رنگ ،طعم و بو به ميزان قابل توجه
2- افزايش راندامان فيلتر اسيون ( حدود 50 در صد )
3-افزايش راندمان گند زدائي
4-كاهش زمان مورد نياز براي تشكيل فلوك و لخته سازي
5-كاهش مواد شيميائي مورد نياز براي فرايند انعقاد
6-كاهش تركيبات تري هالومتان به ميزان قابل توجه ونيز ديگر تركيبات آلي كلر دار
7-كاهش لجن حاصل از بك واش فيلتر
نتيجه گيري
به سختي مي توان تمام كاربردهاي ازن در آب آشاميدني را در اين مبحث كوتاه ارائه نمود . مهمترين موضوعي كه لازم است بخاطر داشته باشيم اينست كه با بكار گيري ازن در تصفيه آب آشاميدني مي توان بسياري از مشكلاتي كه توسط ديگر گند زداها و اكسيد كننده ها قابل رفع نيستند را برطرف نمود كه از جمله مي توان از اكسيد اسيون آلاينده هاي ميكرو ، تثبيت بيولوژيكي آب و ضد عفوني نام برد.درست مثل هر اكسيد كننده ديگر ، با بكار گيري ازن در تصفيه آب نيز فراورده هاي جانبي حاصل مي شود كه برخي از آنها از نقطه نظر بهداشتي قابل توجه هستند. افزايش دانش و تجربيات محققين در 25 سال گذشته در خصوص كاربرد ازن منجر به كاهش مخاطرات و نگرانيها مربوط به استفاده از آن به كمترين حد ممكن گرديده است.
منابع
1- ضد عفوني كننده ها در تصفيه آب و فاضلاب – ترجمه حسين عليدادي – انتشارات تصفيه خانه آب اصفهان – سال 1379 2-واحد هاي عملياتي و فرايند در مهندسي محيط زيست – نوشته تام دي رنلرزوپل اي ريچاردز ترجمه ايوب تركيان وسعيد مردان – انتشارات شركت شهركهاي صنعتي تهران – سال 1381 3- ازن و تصفيه نوشته g.p. Duget انتشارات تصفيه خانه آب اصفهان – سال 1381
تصفيه آب با روش اسمز معکوس - آب شیرین کن
اهميت تصفيه آب
نگرانيهاي اساسي در مورد آب آشاميدني عبارتند از:
• باکتري هاي بيماري زا ( پاتوژن ها ) در آب.
• کمبود و يا وجود زيادي غلظت بعضي از يونها که در سلامتي انسان نقش دارند مانند: يون فلوئور. • ذرات معلق در آب.
• بو و مزه آب.
● دامنه نگراني هاي اساسي در مورد آب هاي صنعتي بستگي به محل مصرف آب دارد. آب به صورت هاي متفاوت در صنايع وابسته مطرح مي شود:
1- به عنوان ماده اوليه براي تهيه محصول نهايي، بدون اينکه تغيير شکل دهد.
2- به عنوان ماده اوليه براي شرکت در واکنش شيميايي تهيه محصول نهايي.
3- به عنوان حلال موادي که در واکنشهاي شيميايي شرکت مي کنند.
4- به عنوان ماده واسطه انتقال حرارت از دماي زير صفر( آب نمک ) تا دماي بخار آب.
5- به عنوان ماده ذخيره کننده انرژي.
6- به عنوان ماده واسطه جهت خارج کردن مواد ناخواسته (زائد).
7- به عنوان سپر محافظتي در برابر گرما و تشعشع آب سنگين( D2O ) مورد استفاده در نيروگاهها.
8- به عنوان ماده اي راحت و ارزان جهت استاندارد ساختن دستگاههاي اندازه گيري دما،دانسيته و ويسکوزيته.
9- به عنوان ماده اصلي جهت مبارزه با آتش به جز در موارد استثنائي مثل مواد نفتي.
10- خصوصا در مهندسي شيمي و پترو شيمي، بسياري از فرايندها همانند نمک زدايي، خشک کردن، تبخير کردن، کريستاليزاسيون، اختلاط، رزين هاي تعويض يوني، رطوبت زدايي، جذب سطحي و غيره در ارتباط مستقيم با آب هستند.
● مطلوب ترين آب براي هر صنعتي آب بدون يون مي باشد، اما هزينه تصفيه آب تا رسيدن به مرحله آب بدون يون بسيار زياد است. براي هر صنعتي مطلوب ترين آب آن است که هزينه تصفيه آب کمتر از مخارج درمان عواقب زيان بخش ناخا لصي ها باشد که براي اکثر صنايع، رسيدن به اين امر با تکيه بر استفاده از سيستم اسمز معکوس RO يا (Reverse Osmosis ) امکان پذير مي باشد.
برخي اثرات زيان بخش ناخالصي هاي آب در صنعت:
1- توليد رسوب در دستگاه هاي حرارتي و ديگ بخار.
2- توليد بخار با کيفيت پايين.
3- خوردگي بويلرها و ديکر سيستم هاي حرارتي و لوله ها.
4- اتلاف مواد شيميايي مانند صابون.
5- باقي گذاردن لکه روي محصولات غذايي و نساجي. ناخالصي هاي آب: تقريبا هر ماده اي در آب محلول است و اين حلاليت به دما، فشار، PH ، پتانسيل شيميايي و به غلظت نسبي ديگر مواد در آب بستگي دارد. در طبيعت اين عوامل چنان به هم مربوط هستندکه کمتر مي توان حلاليت ماده اي را در آب به طور دقيق پيش بيني کرد. در واقع آب يکي از مشهورترين حلال هاست. مخصوصا مواد قطبي( مثل نمک ها ) به مقدار زيادي در آب حل مي شوند. از اين رو آب به طور خالص در طبيعت وجود ندارد. آب هميشه در حال انحلال ، انتقال و يا رسوب گذاري است. بخار آب موجود در هوا، در اثر ميعان به صورت باران در مي آيد که در موقع باريدن مقداري گردو خاک، اکسيژن، دي اکسيد کربن و ديگر گازها را در خود حل مي کند. در روي سطح زمين، آب مقداري از مواد معدني را در خود حل کرده و همراه مواد ديگر به نقاط مختلف منتقل مي کند. آب در هنگام نفوذ در لايه هاي مختلف زمين، قسمتي از مواد معلق و ميکروبها را در در لايه هاي مختلف زمين از دست مي دهد.
● ناخالصي هاي آب را مي توان به چهار دسته تقسيم کرد:
1- مواد معلق
2- گازها
3- نمکهاي محلول
4- ميکروب ها خصوصا اشريشيا کليفرم (کليفرم روده اي) ( E.coli coliform )
تکنولوژي هاي غشايي
فرآيندهاي غشايي از روشهاي نوين جداسازي هستند که بدون استفاده از تغيير فاز،اجزاء مورد نظر را از سيال جدا مي نمايند.عدم تغيير فاز در طول فرايند جداسازي موجب مي شود که جداسازي با صرف انرژي کمتري صورت گيرد. دو خصوصيت اصلي غشاها يعني توانايي قابل توجه در انجام انواع جداسازي ها و حداقل مصرف انرژي، عوامل گسترش روزافزون فرايندهاي غشايي مي باشند. غشاها کاربرد هاي فراواني در زمينه هاي مختلف علمي و صنعتي دارند که از جمله مي توان به شيرين کردن آب دريا، دياليز خون، تصفيه آب نظير آب رودخانه، چشمه و چاه، تصفيه پساب هاي خانگي، تصفيه انواع پساب هاي صنعتي مانند تصفيه پساب صنايع نساجي، کاغذ سازي، چرم سازي، الکل سازي، تغليظ شير در کارخانجات پنير سازي، تغليظ آب ميوه، جداسازس ميکروارگانيسمها،استريل کردن مايعات، جداسازي پروتئين ها از آب پنير، جداسازي گازهاي ترش از گاز طبيعي، جداسازي اکسيژن و نيتروژن از هوا، جداسازي اتيلن از گازهاي خروجي واحد توليد پلي اتيلن، بهينه سازي محيط زيست، صنايع داروسازي و بيوتکنولوژي اشاره نمود. با توجه به اهميت روزافزون آشنايي با فرآيندهاي غشايي به بررسي و شناخت غشاهاي اسمز معکوس مي پردازيم.
فرآيند اسمز معکوس
سيستمهاي فيلتراسيون غشايي با جريان متقابل از قبيل اسمز معکوس، نانوفيلتراسيون و اولترافيلتراسيون انتخابات مناسبي جهت جايگزيني با فيلتراسيونهاي سنتي و تيمارهاي شيميايي مي باشند. با اين وجود جهت دستيابي به بهترين عملکرد اين سيستمها، توجهات دقيقي بايد در مورد شرايط آب ورودي به اين سيستمها مبذول داشت. بنابراين بايد در مورد ويژگي آب ورودي به سيستم از اطلاعات کافي برخوردار باشيم. ويزگيهاي انواع آبها جهت استفاده از دستگاههاي اسمز معکوس براي تصفيه آب ابتدا بايد خصوصيات آبهاي گوناگون و ناخالصي هاي موجود را شناسايي و مطالعه نمود، لذا در ذيل به ذکر ويزگيهاي انواع آب مي پردازيم:
الف- ويژگي آبهاي زيرزميني
• مواد معلق در آنها کم است.
• معمولا مواد آلي بسيار کم دارند.
• ممکن است داراي ذرات شن باشند.
• اين آبها حاوي آهن محلول و گاهي هم منگنز محلول هستند که وقتي آب در معرض اتمسفر قرار مي گيرد در اثر اکسيد شدن توسط هوا، ذرات زرد- قهوه اي درآنها ظاهر مي شود.
• دي اکسيد کربن ممکن است در اين آبها زياد باشد و PH اين آبها معمولا 9/7 – 9/6 مي باشد. • آب چاههاي خيلي عميق معمولا عاري از ميکوبها و ديگر ميکروارگانيسمها مي باشد ولي آب چاههاي کم عمق معمولا آلوده به ميکروارگانيسمها هستند.
• به خاطر انحلال جزئي مواد معدني، معمولا اين آبها داراي املاح زياد مي باشند حدود ppm 500 که بيشترين جزء آن بي کربنات کلسيم است.
• اين آبها معمولا سخت هستند ولي سختي آنها موقتي است( سوافات و نيترات کلسيم و منيزيم.
ب- ويژگي آبهاي سطحي:
1- زلال نيستند.
2- PH اين آبها حدود 8-7 است.
3- مواد عالي موجود در اين آبها در نقات مختلف متفاوت است.ممکن است حاوي دترجنت ها، نفت، روغن و فلزات سنگين باشند.
4- معمولا آلوده به ميکروارگانيسمها هستند.
5- مقدار آمونياک، فنل و نيترات اين آبها ممکن است زياد باشد.
6- اگر آبهاي سطحي از آبهاي کشاورزي ناشي شوند، معمولا داراي نيترات و فسفات قابل توجهي هستند، بويژه در مناطقي که از کودهاي شيميايي استفاده مي شود.
ج- ويژگي آبهاي شور:
1- مقدار املاح اين آبها بسيار زياد و معمولا بيشتر از ppm 1000 مي باشد.
2- غلظت يون کلر و سديم اين آبها بسيار زياد و معمولا بيش از ppm 500 است. پيش تصفیه آب ورودي به سيستم مي تواند عمر غشاء را طولاني تر ساخته،کيفيت آب توليدي را بهبود بخشد و هزينه هاي نگهداري و پاکسازي سيستم را کاهش دهد. اهميت شرايط آب ورودي زماني آشکار مي شود که شما کارکرد غشاء با جريان متقابل را مورد آزمايش قرار دهيد. به زبان ساده، سيستمهاي فيلتراسيون جريان متقابل، جريان درون ريز را به دو جريان برون ريز يعني Permeate و Concentrate تقسيم و جداسازي مي کند. Permeate آن قسمت از جريان است که از غشاء نيمه تراوا عبور مي کند. جريان Concentrate (تلغيظ شده ) دربرگيرنده آن اجزايي است که توسط غشاء پس زده شده است. اساسي ترين مزيت فيلتراسيون جريان متقابل، قابليت آن براي کارکرد پيوسته و مداوم با سيستم پاکسازي خودبه خود است.
اساس كار اسمز معكوس:
اگر يك غشا نيمه تراوا بين دو محلول با غلظتهاي متفاوت قرار گيرد، مقداري از حلال از يك طرف غشا به طرف ديگر منتقل مي شود. جهت طبيعي حركت حلال به گونه اي است كه محلول غليظ تر رقيق مي شود، سپس آب خالص از غشا عبور كرده و وارد آب شور مي شود. اگر به سيستم اجازه رسيدن به تعادل داده شود، در ان صورت سطح اب نمك آن ( محلول غليظ تر ) از سطح آب خالص بالاتر خواهد رفت. اين اختلاف سطح را در دو طرف غشا فشار اسمزي مي گويند. در اسمز معكوس، آب خام ( تصفيه شده ) توسط پمپ به داخل محفظه اي كه داراي غشا نيمه تراوا مي باشد، رانده مي شود و چون ناخالصي ها قادر به عبور از غشا نيستند از اينرو در يك طرف غشا، آب تقريبا خالص و در طرف ديگر ان آب تغليظ شده از ناخالصي ها وجود خواهد داشت اين فرآيند براي تهيه اب اشاميدني از ابهايي كه حاوي املاح معدني زيلد و ناخالصي هاي آلي مي باشند، بسيار مناسب بوده و حتي قادر است از آب دريا با ( ppm 5000 TDS ) و نيز از ابهاي شور، آب آشاميدني تهيه كند. روش اسمز معکوس قادر به جداسازي مواد غير آلي حل شده، مواد آلي حل شده، آلاينده هاي ميکروبيولوژيکي از قبيل اندوتوکسين ها، ويروس ها، باکتري ها و ذرات مي باشد. به دليل اين طيف وسيع جداسازي روش اسمز معکوس يک فرآيند مهم در زمينه تيمارهاي آب است. اين روش به هايپرفيلتراسين ( Hyper filtration ) نيز معروف مي باشد، بدين ترتيب که با استفاده از اين روش ذراتي به کوچکي يونها را نيز مي توان جدا کرد. جهت زدودن نمکها و ساير ناخالصي هاي آب و بهبود رنگ، طعم و مزه مي توان از اين روش بهره گرفت. لازم به ذکر است که بيش از يک قن است که اين تکنولوژي شناخته شده است ولي تا شصت سال اخير يعني تا زماني که غشاء هاي خاص توسعه نيافته بودند، اين تکنولوژي گسترش چنداني پيدا نکرده بود. تکنولوژي اسمز معکوس به وفور در صنايع غذايي، توليد آب ميوه ها، صنايع برق، قدرت، ميکروالکترونيک، داروسازي و غيره مورد استفاده قرار مي گيرد. همچنين اين تکنولوؤي در دفع باکتري ها، پيروژن ها و آلودگي هاي آلي بسيارموثر است. همانگونه که ذکر شد روش اسمز معکوس به عنوان Hyper filtration نيز ناميده مي شود که دقيق ترين و ريز ترين سيستم فيلتراسيون شناخته شده مي باشد. اين تکنولوژي از انتقال ذراتي به کوچکي يونهاي منفرد حل شده در محلول نيز جلوگيري مي کند.سيستم اسمز معکوس قادر به جداسازي باکتريها، نمکها، قندها،پروتئين ها، ذرات، رنگ ها و ساير موادي است که داراي وزن مولکولي بيش از 250-150 دالتون باشند، لازم به ذکر است که جداسازي يون ها با اسمز معکوس به کمک ذرات باردار انجام مي شود. اين مطلب بدين معني است که يونهاي حل شده که داراي بار مي باشند مانند نمک ها، احتمال آن که توسط غشاء پس زده شوند نسبت به آنهايي که داراي بار نمي باشند مانند مواد آلي بسيار بيشتر است. به علت آن که سيستم اسمز معکوس در مقايسه با ساير روشها در درجه حرارت پايين تر و با انرژي مقرون به صرفه اي کار مي کند،کاربرد هاي فراواني مانند نمک زدايي، تيمار پسابها، بازيافت املاح معدني، تغليظ آب پنير و ساير محصولات غذايي و مهمتر از همه در خالص سازي آب دارد. در سالهاي اخير سيستم اسمز معکوس به ميزان فراوان در فرآوري آب مورد نياز جهت دياليز در بيمارستانها و جهت کارخانجات توليدي دارويي و بهداشتي مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر اين، روش اسمز معکوس قادر به توليد آبي خالص جهت استفاده در تزريق( EFI )( Water For Injection ) و براي آماده سازي محلولهاي پراگوارشي و پراروده اي است.
محاسن سيستم RO
• سيستم پيوسته و مداوم ( Continues ) 24 ساعت در شبانه روز
• قابليت دريافت ورودي با) TDS کل مواد جامد محلول) بالا ( Total Dissolved Solid )
• ميزان بازدهي بالا در کل سيستم
• نرخ بالاي بازيافت آبهاي آلوده تا 98% منابع ورودي بر اساس ميزلن املاح و ناخالصي هاي موجود
• مصرف انرژي پايين
• نياز به حداقل شستشو
• جلوگيري از عبور سليکا تا 90%
• سادگي فرآيند تنها فاکتور پيچيده, کنترل آب ورودي به سيستم جهت به حداقل رساندن احتياجات مداوم جهت پاکسازي غشاء ها مي باشد.
• ظرفيتهاي توليد متعدد
• پايين بودن هزينه نگهداري سيستم
• عدم بکار گرفتن مواد زيان بخش براي انسان در اين سيستم
• مصرف پايين انرژي در سيستم
• استفاده از حداقل مواد شيميايي در سيستم اسمز معکوس
• از بين بردن تمامي آلاينده ها از قبيل آلاينده هاي آلي، غير آلي و ميکروبي
• امکان استفاده از منابع نامتناهي و قابل اطمينان يعني آب درياها در اين سيستم
• عدم تحميل هر گونه آثار منفي به محيط زيست
• پايين بودن هزينه نصب و راه اندازي سيستم
• قابليت جداسازي آلاينده هايي که به آب رنگ، مزه و بوي نامطلوبي مي دهند از قبيل طعم هاي قليايي و نمکي که بوسيله کلريدها و سولفات ها ايجاد مي گردند.
• قابليت جداسازي پاتوژن فوق العاده خطرناک به نام Cryptosponolium که باعث ايجاد بيماري مهلک و خطرناک ميشود.
• توليد خالص تري آب که آب توليدي توسط اين سيستم مورد تاييد NASA قرار گرفته و کاملا با استانداردهاي جهاني مطابقت دارد. خاصيت بسيار عالي حلاليت آن، متابوليسم را در بدن بهبود مي بخشد و اين امر باعث مي شود که ايمني بدن در مقابل عفونت ها افزايش يافته و باعث دفع سموم و ويروس ها گردد. لازم به ذکر استکه نوشيدن آب حاصل از سيستم اسمز معکوس به مدت طولاني به بهبود کارکرد سيستم هاي بدن و سلامتي کمک شاياني مي کند.
• قابليت جداسازي سمي تري عناصر و مواد مضر براي سلامتي انسان از قبيل کادميوم، سرب، سيانيد، ارسنيک و فنل توسط اين سيستم
اثر گلخانهای و گرم شدن زمین
نگاه کلی
با افزایش میزان آلایندههای جوی و پدید آمدن اثر گلخانهای ، دانشمندان پیش بینی کردهاند که میانگین دمای هوا در نتیجه افزایش میزان دیاکسید کربن و سایر گازهای گلخانهای به اندازه چند درجه افزایش خواهد یافت و این افزایش دما ، روی آب و هوا ، محیط زیست و اکوسیستمهای مختلف ، کشورهای جهان تأثیر خواهد گذاشت. دانشمندان معتقدند که گرم شدن کره زمین از مدتها پیش در جریان بوده است و بطور عمده علت افزایش دما به اندازه دو سوم یک درجه سانتیگراد از سال 1860 به بعد افزایش گازهای گلخانهای میباشد.
مکانیسم اثر گلخانهای
سطح و جو کره زمین بطور عمده توسط نور خورشید گرم میشود. بیشترین گستره نورخورشید که به زمین میرسد در محدوده نور مرئی قرار دارد. از کل نور ورودی خورشید از تمام طول موجها حدود 50 درصد به سطح زمین میرسد. 20% بوسیله گازها (UV) بوسیله ازن و IR بوسیله (CO2 و H2O ) و قطرههای آب در هوا جذب میشود و 30% دیگر بوسیله برف و یخ و آب و بدون آنکه جذب شود منعکس شده و به فضا بر میگردد.
زمین مانند هر جسم گرم دیگر ، انرژی منتشر میکند. انرژی منتشر شده از زمین نور زیر قرمز است که در گستره 4 تا 50µm قرار دارد. این ناحیه زیر قرمز گرمایی نام دارد. بعضی از گازها در هوا میتوانند زیر قرمز گرمایی با طول موجهای خاصی را جذب کنند. بنابراین تمام زیر قرمز منتشر شده از سطح و جو زمین مستقیما به فضا باز نمیگردد و در فاصله کوتاهی پس از جذب آن بوسیله مولکولهای معلق در هوا مانند CO2 به صورت کاتورهای منتشر و مجددا به سطح زمین هدایت و از نو جذب شده و باعث گرم شدن بیشتر سطح زمین و هوا میشود.
پدیده هدایت مجدد IR گرمایی به سمت زمین اثر گلخانهای نامیده می شود.
نقش اثر گلخانه ای طبیعی در تعادل گرمایی زمین
این واقعیت که سیاره زمین با لایه ضخیمی از یخ پوشیده نشده است به علت نقش طبیعی اثر گلخانهای است. سطح زمین همان اندازه که با انرژی دریافتی از خورشید گرم میشود، با مکانیسم اثر گلخانهای نیز گرم میشود. نقش جو برای زمین همانند پتو میباشد که در فضایی که پوشش میدهد مقداری از گرمای آزاد شده از جسم را حفظ میکند و باعث افزایش دما میشود چنانچه جوی در کار نبود و دمای میانگین سطح زمین حدود 15+بود در حالیکه به خاطر وجود جو و اثر گلخانهای این دمای میانگین 15+ میباشد.
اثر گلخانهای افزوده
پدیدهای که دانشمندان محیط زیست را نگران میکند اثر گلخانهای طبیعی نیست بلکه پدیدهای به نام اثر گلخانهای افزوده میباشد که با افزایش غلظت گازهای کم مقدار در هوا که IR گرمایی را جذب میکنند سبب میشود. مقدار بیشتری از انرژی IR گرمایی منتشره مجددا به سمت زمین هدایت شود و از این راه میانگین دمای سطح زمین از 15 بیشتر باشد. مانند اینکه چند پتو را روی هم بیاندازیم.
گازهای گلخانهای
گازهای اصلی تشکیل دهنده هوا () به علت داشتن گشتاور دو قطبی نمیتوانند نور زیر قرمز را جذب کنند. گازهایی که در گرم شدن گلخانهای زمین دخالت دارند آب ، دیاکسید کربن ، متان و سایر گازها به مقدار کم میباشند. علت شبهای سرد بیابان با وجود روزهای بسیار گرم نبودن بخار آب در جو این مناطق میباشد.
دیاکسید کربن
حدود یک چهارم اثر گلخانهای ناشی از جذب نیمی از IR گرمایی بازتاب شده در گستره طول موج 14 تا 16 میکرومتر توسط مولکولهای دیاکسید کربن میباشد. افزایش غلظت CO2 در جو ، از خارج شدن مقدار بیشتر IR باقیمانده جلوگیری کرده و باعث گرم شدن بیشتر هوا میشود.
بخار آب
بخار آب بیشترین گازگلخانهای در جو زمین است و علت پدید آمدن حدود دو سوم این اثر میباشد. و معمولا IR گرمایی در گستره طول موج 7.5µm - 5.5 را جذب میکند. ارتعاشهای دیگری در آب وجود دارند که نور زیر قرمز با طول موج 12µm را جذب میکند.
متان
متان از نظر اهمیت در میان گازهای گلخانهای پس از دیاکسید کربن و آب قرار دارد. در مقایسه با CO2 به ازای هر مولکول اثر گرم شدن کره زمین با افزایش متان 23 برابر بیشتر از اثر مربوط به CO2 است. اما امروزه افزایش مولکولهای CO2 80 تا 90 برابر افزایش مولکولهای متان میباشد. بنابراین اهمیت متان در گرم شدن کره زمین کمتر است.
روش پیشگیری از مکانیسم گلخانهای افزوده
جایگزین کردن سوختهایی مثل نفت و زغال سنگ در نیروگاهها با گازهای طبیعی برای کاهش CO2
حذف کردن شیمیایی CO2 خروجی از نیروگاهها توسط دوغابی از کلسیم سیلیکات
کلسیم سیلیکات
حذف متان از طریق واکنش با رادیکالهای آزاد هیدروکسیل
دفن بهداشتی زبالهها برای کاهش انتشار متان از واپاشی غیرهوازی زبالهها
گازهایی مثل کلروفلوئوروکربنها ، دیاکسید نیتروژن و سایر آلایندهها هم در ایجاد اثر گلخانهای افزوده تأثیر دارند.
RETENTION OF HUMIC ACID FROM WATER BY NANOFILTRATION MEMBRANE AND INFLUENCE OF SOLUTION CHEMISTRY ON MEMBRANE PERFORMANCE
بررسي روش هاي حذف دترجنت از فاضلاب صنعتي صنايع خودروسازي و استانداردسازي آن
بررسي اثر فرآيند الكتروشيميايي در حذف فسفر از پساب تصفيه شده خروجي از سيستم لجن فعال
مديريت زباله هاي شهري
قسمت 3
دكتر قاسمعلي عمراني
دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي تهران
3 ـ منبع توليد زباله هاي شهري
توجه به منابع توليد همراه با آگاهي از تركيب و نرخ توليد زباله، اساس مديريت مواد زايد جامد را تشكيل ميدهد. از بررسيهاي انجام شده در اين زمينه چنين نتيجه گيري ميشود كه نوع زباله توليد شده در هر شهر و منطقه در ارتباط مستقيم سيستم فعاليت، اماكن توليد و نحوه زندگي مردم است. وجود قطبهاي صنعتي، ساخت و سازها و ديگر عوامل توليد زباله تاثير اساسي مدفوع و تركيبات مختلف مواد زايد جامد و در نتيجه سيستمهاي مديريتي آن دارد (3).
4 ـ جمع آوري و حمل و نقل زباله هاي شهري
جمع آوري و حمل و نقل زباله يكي از مهمترين عمليات مديريت مواد زايد جامد است. طبق محاسبات انجام شده حدود 80 درصد كل مخارج مديريت مواد زايد جامد مربوط به جمع آوري زباله است. كه درصد بالايي از اين مقدار مربوط به حقوق كارگران و نيروي انساني است. به عبارت ديگر اكثريت مخارج سيستم مديريت مواد زايد جامد فقط صرف حقوق و دستمزد ميشود. به همين جهت اصلاح، بهينه سازي و مكانيزه كردن سيستم جمع آوري و حمل زباله، ضمن تسريع در عمليات، هزينه و نيروي انساني كمتري را نياز خواهد داشت. ذيلا چند مورد از سيستمهاي مختلف جمع آوري و حمل و نقل زباله كه هم اكنون در كشور ما رايج بوده و به عبارتي مناسب تشخيص داده شده است، به اختصار، بيان ميشود.
الف ـ جمع آوري زباله از كيسه هاي پلاستيكي و يا بشكه هاي مستعمل كه به عنوان ظروف نگهداري زباله مورد استفاده قرار گرفته و مبادرت به تخليه آنها در كاميونهاي زباله كش ميگردد. اين روش كه در حال حاضر در اغلب شهرهاي كشور انجام ميگيرد. در صورتيكه در خطوط جمع آوري مناسب قرار گيرد يكي از روشهاي متناسب و مفيد به حساب ميآيد.
ب ـ حمل زباله از منازل بوسيله گاريهاي دستي و انتقال مستقيم آنها به كاميونهاي سرپوشيده. در اين روش زباله هاي خانگي طبق برنامه هاي پيش بيني شده توسط كارگران تنظيف شهري از منازل جمع آوري و بوسيله چرخهاي زباله با حجم كافي به ايستگاه هاي مشخص شده در سيستم منتقل گرديده و مستقيماً در كاميونهاي زباله كش، بارگيري ميشوند.
ج ـ جمع آوري زباله از منازل و مراكز توليد و انتقال آن به جايگاه هاي موقت شهري. استفاده از اين روش عموماً در شهرهاي قديمي به علت وجود كوچه هاي تنگ و باريك، عدم دسترسي به ماشين آلات ويژه حمل و نقل و يا كمبود پرسنل تنظيف، معمول است. در اين روش زباله هاي خانگي بوسيله مامورين شهرداري با استفاده از چرخهاي زباله كه عموماً غيربهداشتي است به جايگاه هاي موقت حمل گرديده و بر روي هم تلنبار ميشوند تا بوسيله كاميونهاي زباله كش و يا هر وسيله ديگر به ترمينالهاي زباله و يا محل دفع حمل شوند.
د ـ كاربرد وانتها در حمل و نقل زباله : استفاده از وانتهاي حمل زباله كه طي چند سال اخير در بسياري از شهرهاي كشور معمول گرديده روشي است كه زباله مستقيماً از كوچه و خيابانهاي باريك برداشته شده و به ايستگاه هاي انتقال، حمل ميگردد. توصيه صريح در استفاده از وانتها منحصر به نواحي و محله هايي از شهر است كه امكان تردد براي كاميونهاي بزرگتر نباشد.
ه ـ سيستمهاي جمع آوري زباله با كانتينرهاي ثابت : (S.C.S (Stationary Container System : در اين روش كانتينرهاي مستقر در اماكن توليد زباله بوسيله مردم و يا مامورين شهرداري بارگيري ميشوند. سپس كاميونهاي ويژه حمل زباله، طبق برنامه از پيش تعيين شده به محل استقرار كانتينر حركت نموده و پس از تخليه زباله در مخزن خود، كانتينر را در محل اصلي مستقر مينمايند. زباله هاي تخليه شده از كانتينرها به ايستگاه انتقال، ترمينالهاي زباله و يا محلهاي دفع منتقل ميشوند (2).
4 ـ 1 ـ ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله
ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله كه عموماً در شهرهاي بزرگ احداث ميشوند فضاهاي مسطح و حصاركشي شده اي هستند كه در اصل براي بارگيري زباله از ماشين آلات كوچك به كاميونهاي بزرگ زباله كش مورد استفاده قرار ميگيرند.
اين تاسيسات زماني بكار گرفته ميشوند كه محل دفع نهايي از محل جمع آوري زباله فاصله زيادي داشته باشد. در چنين شرايطي حمل مستقيم زباله با ماشين آلات كوچك و كم حجم از اماكن توليد به محل اصلي دفع غير اقتصادي بوده و هزينه هاي گزافي را در بر خواهد داشت، كنترل كامل ايستگاه هاي انتقال زباله از نظر آلودگي، انتقال سريع زباله از محل به كمك روشهاي پيشرفته و نيز ترتيب فضاي سبز و گل كاري الزامي خواهد بود.
5 ـ كميت زباله هاي شهري
آگاهي از كميت زباله هاي شهري براي طراحي سيستم مديريت مواد زايد جامد شهري از اهميت ويژه اي برخوردار است و بدون اطلاع از آن نميتوان پرسنل، ظرفيت و تعداد ماشين آلات مورد نياز را محاسبه نمود. تاكنون برآوردهاي مختلفي براي ميزان توليد زباله هاي شهري ارائه شده است. مثلا براي ايران نرخ توليد سرانه زباله حدود 800 گرم برآورد شده كه مسلّما در شهرهاي مختلف متفاوت است.
بايد توجه داشت كه نرخ زباله به عوامل متعددي از قبيل موقعيت جغرافيايي محل، شرايط آب و هوايي، فصول سال، وجود يا عدم وجود سيستم بازيافت، آداب و رسوم، فرهنگ مردم، وضعيت اقتصادي، سطح آموزش و سطح بهداشت جامعه بستگي دارد كه بايد براي هر شهر به صورت جداگانه و اختصاصي محاسبه شود. نكته مهم اينكه از اعداد و ارقام به دست آمده در نقاط ديگر مستقيماً در طراحي سيستم مديريت مواد زايد شهر مورد نظر ميتوان استفاده نمود.
6 ـ روشهاي دفع زباله
روشهاي معمول كه تاكنون براي دفع زباله بكار گرفته شده است شامل بازيافت، سوزاندن، دفن بهداشتي و تهيه كمپوست با استفاده از سيستمهاي سنتي، نيمه صنعتي و مدلهاي پيشرفته هوازي و غيرهوازي است. با توجه به موقعيّت جغرافيايي و آب و هوايي شهرهاي كشور و وجود زمينهاي باير فراوان در اطراف شهرها و همچنين ويژگيهاي خاص زباله هاي شهري در ايران كه بيش از 70% آنها را مواد آلي تشكيل ميدهد، روشهاي سوزاندن، كمپوست و دفن بهداشتي به صورتي كه در ابتدا با اجراي سيستمهاي بازيافت از مبدأ توليد همراه باشد از اهميت خاصّي برخوردار است كه ذيلاً به صورت خلاصه مورد بحث قرار ميگيرد.
6ـ 1 ـ سوزاندن (Incineration)
در ايران با توجه به كيفيت زباله هاي شهري كه بهره وري بازيافت و كودسازي در آنها زياد است و نيز با عنايت به وجود زمينهاي باير و فراواني كه در اطراف شهرها تناسب خاصي براي دفن بهداشتي زباله دارند، سرمايه گذاري در جهت احداث كارخانه هاي زباله سوز، توصيه نميشود. اما از آنجا كه آلودگي بيولوژيكي و عفوني زباله هاي بيمارستاني معمولا بيش از انواع ديگر زباله است، كارشناسان، بهترين روش براي دفع زباله هاي مراكز درماني را سوزاندن در كوره هاي زباله سوز، توصيه كرده اند. ضمنا محاسن و معايب سوزاندن زباله با دستگاه هاي زباله سوز به شرح زير خلاصه ميشود:
محاسن
· اين روش موثرترين روش دفع زباله است كه در مقايسه با ساير روشهاي دفع به زمين كمتري نياز دارد. خاكستر باقيمانده به علت عاري بودن از مواد آلي و باكتريها از نظر بهداشتي مخاطره آميز نبوده و قابل دفن است.
· آب و هوا و تغييرات جوي تقريباً تاثير مهمي در اين روش ندارد.
· سوزاندن زباله در دستگاه هاي زباله سوز منافع جنبي نظير استفاده از حرارت ايجاد شده براي گرم كردن بويلرها و در نتيجه توليد انرژي بهره دارد.
معايب
· اين روش در مقايسه با ساير روشها به سرمايه گذاري و هزينه اوليه بيشتري نياز دارد.
· اين روش ايجاد بو، دود و آلودگي هوا مينمايد كه عموماً مورد اعتراض مردم است.
· به پرسنل كارآزموده و افراد مجرب براي بهره برداري و نگهداري از دستگاه هاي زباله سوز نياز است.
· هزينه نگهداري و تعميرات در اين روش بيش از ساير روشهاي دفع زباله است.
· اين روش براي دفع مواد زايد خطرناك نظير مواد راديواكتيو و مواد قابل انفجار روش مناسبي نيست (5).
6ـ 2 ـ كمپوست يا كود گياهي
تهيه بيوكمپوست از فضولات شهري در مقايسه با ساير روشهاي دفع زباله، بخصوص سوزاندن، ارزان تر و اقتصادي تر است، بطوريكه در حوالي شهرها با سرمايه گذاري كمي ميتوان كود مناسبي جهت توسعه فضاي سبز شهري و يا به منظور فروش تهيه نمود. يادآور ميشود كه به علت گنجايش نسبتا زياد تاسيسات تهيه كمپوست و نيز محدوديت حجم توليد و الزام به رعايت زمان تبديل مواد آلي زباله به كمپوست، نميتوان كليه زباله هاي شهري را به كود كمپوست تبديل كرد، بلكه استفاده از روشهاي ديگر دفع زباله نظير دفن بهداشتي نيز يك مسئله اجتناب ناپذير است. از آنجا كه بيش از 70% از زباله هاي شهري در ايران را مواد آلي تشكيل ميدهند توليد بيوكمپوست ميتواند بخوبي در صدر برنامه هاي بازيافت و دفع بهداشتي زباله در كشور ما قرار گيرد.
تعريف كلمه كمپوست ـ عبارت است از تجزيه كنترل شده مواد آلي در حرارت و رطوبت مناسب بوسيله باكتريها، قارچها، كپكها و ساير ميكروارگانيسمهاي هوازي و يا غير هوازي. كمپوست داراي درصد زيادي هوموس است. هوموس اصلاح كننده خاك بوده و باعث بهبود شرايط زندگي و عملكرد موجودات خاك ميشود. نكته مهم اينكه هوموس حاوي مقدار زيادي مواد ازته ميباشد كه بتدريج در خاك آزاد شده و در اختيار گياه قرار ميگيرد (4).
عوامل موثر در تهيه كود از زباله
· رطوبت توده كمپوست بايستي بين 50 تا 60 درصد باشد.
· تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد (هوادهي) .
· درجه حرارت مورد نياز براي تجزيه مواد حدود 60 درجه سانتي گراد است.
· همگن بودن مواد به منظور كنترل عمل تجزيه .
· تنظيم نسبت (اين نسبت بايد حدود 30 باشد) .
· ابعاد و قطعات موادي كه بايد تجزيه گردند هرچه كوچكتر باشد، مجموع سطح آنها بيشتر شده و در نتيجه سطح تماس آنها با ميكروارگانيسم افزايش مييابد.
اصول كار در تهيه كود از زباله، هوادهي متناوب موادي است كه از آنها كمپوست تهيه ميشود. هوادهي علاوه بر تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد، باعث افزايش درجه حرارت، كنترل مگس و بوهاي ناهنجار و در نهايت تسريع در عمل تجزيه مواد ميشود. در تهيه كود از زباله، دفع مواد غير قابل كمپوست، جداسازي مواد غيرقابل كمپوست، ميزان نياز به كمپوست، و نحوه كاربرد آن، توليد بو و كنترل آن، جنبه هاي بهداشتي و قيمت تمام شده كمپوست همگي فاكتورهايي هستند كه بايد به دقت مورد توجه قرار گيرند.
6ـ 3 ـ دفن بهداشتي زباله
دفن بهداشتي زباله عبارت است از انتقال مواد زايد جامد به محل ويژه دفن آنها در دل خاك بنحوي كه خطري متوجه محيط زيست نشود. دفن بهداشتي، يك روش موثر و ثابت شده براي دفع دائم مواد زايد است. در هر منطقه اي كه زمين كافي و مناسب وجود داشته باشد، روش دفن بهداشتي ميتواند بخوبي مورد استفاده قرار گيرد. اين روش متداول ترين روش دفع زباله در جهان است.
عمليات دفن بهداشتي زباله شامل چهار مرحله زير است:
· ريختن زباله در يك وضع كنترل شده
· پراكندن و فشردگي زباله در يك لايه نازك براي حجم مواد (به ضخامت حدود 2 متر)
· پوشاندن مواد با يك لايه خاك به ضخامت حدود 20 سانتي متر
· پوشش لايه نهايي زباله به ضخامت حدود 60 سانتي متر با خاك
دفن بهداشتي زباله يك روش كاملاً قابل قبول و مطمئن براي دفع زباله هاي شهري است و به عنوان يك جايگزين در مقابل تلنبار كردن زباله مطرح است. پوشاندن مواد در دفن بهداشتي زباله به طور موثر از تماس حشرات، جوندگان، حيوانات ديگر و پرندگان با زباله ها جلوگيري به عمل ميآورد. لايه پوششي خاك همچنين از تبادل هوا و مواد زايد جلوگيري كرده و مقدار آب سطحي را كه ممكن است به داخل محل دفن نفوذ كند به حداقل ميرساند. ضخامت لايه خاكي كه براي پوشش روزانه مواد به كار ميرود بايستي حداقل 15 سانتي متر و پوشش نهايي خاك در روي شيارهاي زباله 60 سانتي متر باشد تا از نظر ايجاد و يا نشت گازهاي توليدي در اعماق و يا سطح زمين كنترل لازم به عمل آيد.
6ـ3ـ 1 ـ انتخاب محل دفن زباله
انتخاب زمين مورد نياز مناسب براي دفن زباله هاي شهري، مهمترين عمل در دفن بهداشتي محسوب ميشود كه بايد با دقت كافي و همكاري ادارات و موسساتي چون حفاظت محيط زيست، بهداشت محيط، سازمان آب منطقه اي، سرجنگلداري، كشاورزي و منابع طبيعي و نيز با تشريك مساعي شهرداريها انجام شود. محل دفن بهداشتي زباله بايد حداقل به مدت 25 سال محاسبه شده و در جهت توسعه شهر نباشد. اين امر هم از نظر ايجاد ترافيك ناشي از رفت و آمد كاميونهاي زباله كش و هم از نظر مسائلي كه در اجراي عمليات در محل دفن مورد توجه است، حائز اهميت است. انتخاب نوع زمين براي طراحي دفن بهداشتي زباله و عمليات بهره برداري و نيز ابزار مورد نياز تاثير بسيار مستقيمي در اين مورد دارد. بطور خلاصه فاكتورهاي مهمي كه در انتخاب محل دفن زباله بايد مورد توجه قرار گيرند، عبارتند از توجه به بهداشت و سلامت عمومي، سطح زمين مورد نياز، توپوگرافي منطقه، مطالعات هيدرولوژي و زمين شناسي جايگاه، قابليت دسترسي به خاك پوششي مناسب، قابليت دسترسي به محل دفن، فاصله شهر تا محل دفن، رعايت جهت بادهاي غالب، زهكشي محل دفن، هزينه ها و استفاده هاي آتي از زمين و توجه خاص هر طرح جامع توسعه شهري.
6ـ3ـ 2 ـ روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله
روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله بر حسب موقعيت جغرافيايي، سطح آبهاي زير زميني و ميزان خاك قابل دسترس جهت پوشش زباله بسيار متفاوت است. قابل ذكر است كه توضيح كامل يكايك اين روشها از حوصله اين گفتار، خارج بوده و تنها با شرح كلي روشهاي مسطح، سراشيبي، ترانشه اي اكتفا ميگردد. توضيح كامل اين روشها و يا سيستمهاي ديگر دفن بهداشتي زباله در كتب و مراجع مربوطه موجود است (6).
الف ـ روش دفن بهداشتي به صورت مسطح (Area Method)
از اين روش در موقعي استفاده ميشود كه زمين براي گودبرداري، مناسب نباشد در اين روش زباله ها بعد از تخليه به صورت نوارهاي باريكي به ضخامت 75ـ40 سانتي متر در روي زمين تسطيح گرديده و لايه هاي زباله فشرده ميشوند تا ضخامت آنها به 300ـ180 سانتي متر برسد. از اين مرحله به بعد روي لايه هاي آماده شده قشري از خاك به ضخامت 30ـ15 گسترده و فشرده ميشوند.
ب ـ روش سراشيبي (Ramp Method)
اغلب در موارديكه مقدار كمي خاك براي پوشش زباله در دسترس باشد از روش سراشيبي استفاده مينمايند. اصولا مساعدترين منطقه براي عمليات دفن بهداشتي زباله در اين روش، مناطق كوهستاني با شيب كم است، كه خوشبختانه به وفور در كشور ما يافت ميشود. در اين عمليات جايگزيني و فشردن مواد طبقه روش قبلي صورت گرفته و خاك لازم براي پوشاندن زباله از قسمتهاي ديگر محل تامين ميگردد.
ج ـ روش ترانشه اي يا گوداي (Trench Method)
اين روش در مناطقي كه خاك به عمق كافي در دسترس بوده و سطح آبهاي زير زميني به كفايت پايين است مورد استفاده قرار ميگيرد. بدين ترتيب ترانشه هايي بطول 30-12 ، عمق 4ـ1 و عرض 15ـ5/4 متر حفر ميشود. از اين پس زباله در ترانشه هايي كه از قبل آماده شده است تخليه گرديده و به صورت لايه هاي نازكي كه معمولا بين 200ـ150 سانتي متر است فشرده ميگردد.
ارتفاع اين لايه ها بايستي حداكثر 5/2-2 متر رسيده و و در صورت لزوم با قشري از خاك به ضخامت 30ـ10 سانتي متر پوشيده شوند.
شبكه توزيع آب شهر زوريخ بدون تزريق كلر
چکیده:
بمنظور پاسخگويي به نياز جامعه در راستاي تامين آب آشاميدني عاري از تركيبات مضر جانبي و با طعم غير شيميايي، شركت آب و فاضلاب شهر زوريخ- سويس، در سال 1993 مبادرت به بهره برداري سيستم آبرساني در مقياس كامل براي توزيع آب آشاميدني عاري از هر نوع مواد شيميايي نمود. بدين ترتيب مواد شيميايي كه در محل خروج آب از تصفيه خانه ها بمنظور جلوگيري از آلودگي مجدد آب در لوله هاي شبكه آبرساني، به آب تصفيه شده اضافه ميگردد، كاملا حذف شد. پياده سازي اين سيستم عاري از مواد شيميايي ضدعفوني كننده سالها بطول انجاميد. در طول اين مدت مقدار مواد شيميايي بصورت گام به گام تقليل يافت. اين فرايند نشان داد كه چه در مدت آزمايش و چه در زماني كه بهره برداري از سيستم توزيع عاري از مواد ضدعفوني كننده رسما آغاز شد هيچ مشكلي در شبكه توزيع بوجود نيامد. مقدار متوسط شمارش ميكروبي در محل خروجي تصفيه خانه ها بميزان كمي يعني از صفر تا 3 واحد در ميليمتر به صفر تا 6 واحد در ميليگرم و در نقاط نمونه برداري داخل شبكه از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليمتر افزايش يافت. افزايش هاي موضعي شمارش ميكروبي بميزان 100 تا 300 واحد در ميليمتر كه در بعضي موارد قبل از پياده سازي پروژه نيز مشاهده مي شد، بلافاصله پس از شستشو با آب با سرعتي معادل 5/0 متر در ثانيه، برطرف ميگرديد.
موقفيت اين پروژه نشان داد كه آب آشاميدني كه حتي از آبهاي سطحي تامين ميشود، لزوما به اضافه نمودن مواد ضدعفوني كننده احتياج ندارد.
1- مقدمه
رساندن آب آشاميدني فاقد ميكروبهاي بيماري زا به مصرف كننده وظيفه اصلي كليه سازمانهاي آب است. بهمين دليل است كه عمدتا بمنظور حفاظت آب، قبل از ورود آب به شبكه توزيع مقدار كمي ماده ضدعفوني- اغلب كلر، اسيد هيپوكلريك يا دي اكسيد كلر- به آب آشاميدني اضافه ميشود. اين ”حفاظت شبكه” از رشد دوباره باكتريها در لوله هاي توزيع آب جلوگيري نموده و بهداشت آب آشاميدني در محل مصرف را تضمين مي كند.
در سالهاي اخير سازمانهاي آب با مخالفت افكار عمومي با استفاده از مقادير بالاي مواد ضدعفوني كننده در آب مواجه شده اند. بدين منظور مقدار غلظت مواد جانبي گندزدايي (DBP) كه از تركيب ماده ضدعفوني با ناخالصي هاي آب توليد ميشود، با تعيين حداكثر مجاز (MCL) محدود شده است. از جمله اين مواد مضر ميتوان تري هالومتان (THM) كه در روش كلرزني از تركيب كلر با مواد آلي طبيعي ايجاد ميشود و همچنين كلريت و كلرات كه از دي اكسيد كلر توليد ميشوند را نام برد.
اگر چه WHO كيفيت باكتريولوژيكي آب را در اولويت نخستين قرار مي دهد- و بهمين دليل مقدار مجاز توصيه شده كلروفرم را بصورت مستمر از mg/l 30 در سال 1984 تا به mg/l 200 در سال 1993 ]1 [بالا برده است- بر اساس اين واقعيت كه مقدار مصرف مواد بيماريزاي جانبي گندزدايي كه بصورت هاي مختلف وارد بدن ميشود، با توسعه زندگي ماشيني به حد خطرناكي افزايش يافته و موجب بروز امراض مختلف ميگردد، در ممالك اروپايي امروزه با وضع قوانين جديد، حد مجاز اين مواد در آب لوله كشي بصورت مستمر كاهش داده ميشود.
در اين راستا و بمنظور حفظ سلامت انسان و محيط زيست، كاهش حفاظت شبكه با هدف متوقف كردن كامل آن ضروري بنظر مي رسد. از آنجائيكه اين هدف بايد همزمان با حفظ كيفيت بهداشتي آب اعمال شود، بايستي كيفيت شيميايي آب، فرايند تصفيه و همچنين شبكه توزيع و سيستم كنترل كيفي بازنگري شوند. در ذيل بعنوان نمونه اصلاحات و اقداماتي كه در شبكه آبرساني شهر زوريخ در اين زمينه انجام گرفته است، تشريح ميشود.
2- دلايل رشد دوباره ميكروارگانيزم ها در شبكه هاي توزيع
براي اينكه آب آشاميدني را بتوان بدون افزودن مواد ضدعفوني كننده ذخيره و يا در شبكه توزيع كرد، بايد استانداردهاي كيفيت ميكروبيولوژيكي قانوني را به خوبي رعايت نمود. با وجود اين، اين عمل بخودي خود ضمانت نمي كند كه آب در محل مصرف نيز هنوز كاملا پاكيزه باشد.
دلايل مختلفي براي رشد دوباره باكتري ها در شبكه توزيع وجود دارد :
باكتري ها ممكن است در محل هايي كه شبكه صدمه ديده و يا نشتي دارد مخصوصا وقتي فشار منفي پيش مي آيد، در آن نفوذ كنند. علاوه بر اين، لوله هاي كم جريان و با آب راكد، براي رشد دوباره باكتري ها مستعد هستند.
يك دليل عمده ديگر براي رشد مجدد ميكروبيولوژيكي، وجود مقدار زياد مواد خوراكي قابل جذب براي باكتري هاي باقيمانده در آب است. كربن آلي قابل جذب (AOC) بطور كلي يك قسمت كوچك از كربن آلي حل شده (DOC) در آب را تشكيل ميدهد. به گفته فان در كوي و همكاران ]2[، AOC بايد در حد پايين تر از مقدار mg 10 استات كربن معادل در يك ليتر آب تصفيه شده نگه داشته شود.
جنس نامناسب لوله ها، مخصوصا پلاستيك يا پوششهاي آلي، ميتوانند با عناصر قابل تجزيه خود، آب را آلوده كرده و باعث رشد دوباره باكتري ها شوند ]3[. اين موضوع بايستي كه هنگام انتخاب مواد براي لوله هاي جديد و يا ترميم قسمتي از شبكه مورد توجه و بررسي قرار بگيرد.
3- شرايط لازم براي كار شبكه توزيع فاقد مواد ضدعفوني كننده
1 . 3- سيستم خطوط لوله
قبل از متوقف كردن حفاظت شبكه، لازم است كه شبكه توزيع دقيقا كنترل گرديده و در صورت ضرورت قسمت هاي آسيب ديده تعمير شوند. شاخص معتبر براي تخمين وضع سيستم شبكه توزيع، نرخ نشتي آب است كه بوسيله مقدار آب بحساب نيامده و تعداد شكستگي هاي خط لوله تعيين ميشود. بعلاوه فشار آب به ميزان چند بار (bar) بالاتر از فشار آب معمولي، كمك ميكند كه از ورود آلودگي باكتريايي از خارج جلوگيري شود. شبكه آبرساني زوريخ با فشار 4 تا 11 بار و با حدود 8% آب بحساب نيامده شرايط لازم براي كار شبكه بدون مواد ضدعفوني كننده را كاملا برآورده ميكند.
مسئله ديگر اين است كه در قسمتهايي از شبكه كه جريان آب در لوله ها ضعيف است، بايد آبهاي راكد و كم حركت جابجا شوند. اين عمل بطور منظم بوسيله شستشوي اين مقاطع با آب پرفشار انجام مي گيرد. بدين منظور خاص لوله هاي آب آتش نشاني زوريخ دوبار در سال باز و شستشو ميشوند. همچنين بايد اضافه نمود كه پس از تجديد يا تعمير لوله ها، گندزدايي با آب ژاول يا ماده ضدعفوني ديگر كاملا ضروري است.
اگر به تنوع فوق العاده لوله هاي پلاستيكي و پوششهايي كه امروزه ارائه ميشوند، توجه شود، مشاهده ميشود كه انتخاب لوله مناسب كه مواد قابل تجزيه از خود آزاد نميكند، تا حدي دشوار است. براي انتخاب صحيح لوله ها ميتوان ازتجربياتي كه در طول سالها بدست آمده است و همچنين از قوانين و استانداردهايي كه در دسترس هستند مانند دستورالعمل هاي KTW و DVGW-Merkblatt W270 آلمان ]4[ استفاده نمود.
2 . 3- پالايش آب
آبهاي زيرزميني و چشمه ها معمولا حاوي مقدار كمي مواد آلي قابل جذب (AOC) هستند و از اين نظر موجب رشد باكتريايي نمي شوند. از آنجائيكه اين نوع آبها معمولا از لحاظ ميكروبيولوژيكي نيز وضعيت مطلوبي دارند، در توزيع آبهاي زيرزميني معمولا به حفاظت شبكه نياز نيست. حتي اگر بطور استثنا آلودگي ميكروبيولوژيكي پيش بيايد، بطور مثال پس از باران هاي شديد، نيازي به استفاده ازاكسيد كننده هاي شيميايي نمي باشد. در اين مورد به خوبي ميتوان بوسيله پرتو فرا بنفش (UV) گندزدايي نمود.
آبهاي سطحي به هرحال هميشه نياز به پالايش، شامل گندزدايي بي خطر و كاهش كربن آلي قابل جذب (AOC) وجود دارد. موضوع قابل توجه اين كه بعد ازكلرزني و يا ازن زني مقدار AOC كه در اثر عمل اكسيداسيون توسط كلر و يا ازن بطور مثال از تجزيه اسيدهاي هوميك توليد ميشود، زياد شده و در نتيجه احتمال رشد مجدد باكتريها را نيز بالا ميبرد. شركت آبرساني زوريخ از اين موضوع وقتي آگاه شد كه در سال 1968 مرحله كلريناسيون در انتهاي فرايند تصفيه حذف و ازن زني جايگزين آن شد ]5[ .هدف اين تجربه جلوگيري از ايجاد كلروفنولها پس از آلودگي احتمالي درياچه زوريخ بوسيله فنول بود. نتيجه اين آزمايش افزايش سريع شمارش ميكروبي در شبكه توزيع بود كه منجر به قطع پيش از موعد آزمايش پس از هفت هفته شد. از اين آزمايش نتيجه گرفته شد كه پس از ازن زني يا كلريناسيون مواد اكسيد شده قابل تجزيه توسط ميكروارگانيزم ها بايستي بوسيله يك فيلتر فعال بيولوژيكي تصفيه شوند. براي اين منظور فيلترهاي كربن فعال و صافي هاي شني آهسته مناسب هستند.
در دو تصفيه خانه شهر زوريخ، از سيستم مركب ازن زني - كربن فعال - فيلتر شني آهسته استفاده ميشود(شكل1). بدين ترتيب مقدار AOC پس از تصفيه كاملا زير مقدار مجاز باقي مي ماند. در نتيجه، آب آشاميدني با AOC كمتر از mg/l 10 ]6[ و DOC به مقدار mg/l 0/1 ~ 8/0 و شمارش ميكروبي زير cfu/l 10 بدست مي آيد. از آنجائيكه كيفيت آب زيرزميني كه به همين شكبه تزريق ميشود حتي از اين نيز بهتر است، شركت آب شهر زوريخ توانست كه حفاظت شبكه بوسيله تزريق كلر را براي يك دوره آزمايش متوقف سازد.
3- فرايند متوقف سازي حفاظت شبكه
در فرايند بهينه سازي، يعني حذف كامل مواد ضدعفوني كننده از شبكه آبرساني، بهتر است كه مقدار تزريق كلر بصورت گام بگام و در طول يك دوره معين كاهش داده شود. در اين مدت بايستي وضعيت باكتريايي آب بطور مستمر كنترل گردد. بخصوص توجه خاص بايستي به نواحي با جريان ضعيف آب و همچنين لوله هاي پلاستيكي و يا لوله هاي با پوشش داخلي از پلاستيك معطوف شود.
سازمان آب شهر زوريخ اين خط مشي را از سال 1968 دنبال نمود (شكل2). در اولين قدم، مقدار mg/l 55/0 كلر كه از سال 1953 تزريق مي شد، در سال 1971 به مقدار بسيار كمترmg/l 13/0 دي اكسيد كلر تغيير يافت. عامل اين تغيير، سانحه فنول در درياچه زوريخ در سال 1967 ]7[ و همچنين كشف تري هالومتانها (THM) به عنوان محصول جانبي روش كلر زني بود.
در سالهاي 1975 و 1978، دو تصفيه خانه Lengg و Moos با فرايند تصفيه هشت مرحله اي تجهيز شدند و در نتيجه امكان كاهش بيشتر مقدار دي اكسيد كلر فراهم گرديد. با كاهش نهايي دي اكسيد كلر به ميزان mg/l 03/0 تا 05/0 ، مقدار باقيمانده دي اكسيد كلر در محل خروجي تصفيه خانه ها به مقدار mg/l 02/0 رسيد و هنوز داراي تاثير ضدعفوني بود. اين مطلب با پوتنسيال ردكس كه هرگز به زير مقدار mV 700 نرفت، قابل اثبات بود. در اين مرحله، در شبكه پس از مخازن ذخيره، كلر باقيمانده يافت نمي شد. از اين تاريخ، برداشتن گامهاي نهايي براي حذف كامل حفاظت شبكه اي فقط نياز به زمان داشت. از آغاز سال 1993 تا كنون سيستم توزيع آب بدون هيچگونه حفاظت شبكه اجرا ميگردد.
با وجود اين، براي واكنش سريع در مقابل آلودگي احتمالي در خروجي تصفيه خانه ها، در مخازن و يا شبكه، تجهيزات كلرزني باري عملكرد فوري و تزريق دي اكسيد كلر همواره آماده نگهداري ميشود. همچنين براي ضدعفوني هاي موضعي، يك دستگاه سيار براي شستشوي لوله ها با آب ژاول در دسترس ميباشد.
4- تجربيات حاصله
در طول سه ماه اول پس از قطع كامل تزريق مواد ضدعفوني به شبكه، هيچ مشكلي در شبكه پيش نيامد. در اين دوره، مقدار ميانگين شمارش ميكروبي (12 تا 28 نمونه برداري در هفته ) در آب تصفيه شده در محل خروج تصفيه خانه از صفر تا 3 واحد به صفر تا 6 واحد در ميليگرم افزايش نشان داد. در شبكه توزيع يك افزايش جزيي ميانگين شماره ميكروبي(66 نمونه برداري در هفته) از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليگرم مشاهده گرديد. اين نتايج، تجربيات آمستردام را تاييد مي نمود ]8[. افزايش موضعي شمارش ميكروبي تا حد cfu/ml 300-100 كه قبل از حذف كلر نيز مشاهد ميگرديد، با بالا بردن سرعت جريان آب به حد m/sec 5/0 در لوله هاي موردنظر، برطرف گردد.
در اين زمان يكي از تصفيه خانه ها بعلت نقص فني براي مدت يك هفته تعطيل گرديد. پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه و وصل به شبكه، شمارش ميكروبي در آب تصفيه شده تا cfu/ml 1000 بالا رفت. بدين دليل تزريق موقت مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر در اين تصفيه خانه غير قابل اجتناب بود. پس از اين اقدام، شمارش ميكروبي در شبكه بلافاصله به زير cfu/ml 10 سقوط كرد. همچنين شمارش ميكروبي پس از فيلتر شني آهسته اين تصفيه خانه در مدت دو ماه به كمتر از cfu/ml 20 رسيد و در نتيجه پس از اين مدت ادامه عمليات بدون كلرزني مجددا امكان پذير شد. دليل اصلي افزايش شمارش ميكروبي پس از توقف يك هفته اي، رشد تشديد شده باكتريها در آب راكد داخل فيلترهاي شني آهسته فاقد مواد ضدعفوني، و جاري شدن باكتريها به داخل شبكه پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه بود.
پس از اين دوره، به دليل عملياتي تصفيه خانه، تا ماه مارس 1994 همچنان به مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر به آب اضافه گرديد. از اين تاريخ كه مجددا تزريق كلر كاملا قطع گرديد تا به امروز، ميانگين شمارش ميكروبي آب آشاميدني در حدود شمارش شده در سه ماه اول سال 1993 باقي مانده است.
اين تجربه نشان داد كه تغيير سيستم از فرايند داراي حفاظت شبكه به سيستم فاقد كلرزني ايمني به رعايت ملاحظات بهداشتي نياز دارد. پرسنل بايد بياموزند كه در رابطه با استفاده از دستگاهها و تاسيسات مرتبط با آب احتياط لازم را بعمل آورند تا باعث آلودگي آب نشوند. البته اين مساله با آموزش صحيح قابل حل مي باشد.
5- جمع بندي
هدف بهينه سازي سيستم آبرساني يعني توزيع آب آشاميدني بدون افزودن مواد شيميايي براي حفظ شبكه، ميتواند براي آبهاي سطحي نيز پياده شود. بدين منظور، يك فرايند تصفيه مؤثر كه كربن آلي قابل جذب (AOC) را زير mg/l 10 و شمارش ميكروبي را زير cfu/ml 10 نگاه دارد، غير قابل اجتناب است. علاوه بر اين شبكه توزيع بايد سالم بوده و بخوبي نگهداري شود. براي پياده سازي سيستم توزيع آب فاقد مواد ضدعفوني، تقليل گام بگام مقدار مواد ضدعفوني كننده همزمان با يك كنترل دقيق پارامترهاي بهداشتي شبكه كاملا ضروري است.
منبع: http://www.articles.ir
آیا میدانید که ......!!!
ازن كه جزء اصلي دود مه است, گازي است كه از تركيب اكسيد نيتروژن و هيدروكربنها در حضور نور آفتاب به وجود ميآيد. در اتمسفر, ازن به طور طبيعي به صورت لايهاي كه ما را از اشعه ماوراء بنفش محافظت ميكند وجود دارد. ولي زماني كه در سطح زمين توليد شود كشنده است.
خودروها, نيروگاهها, كارخانههاي شيميايي, پالايشگاههاي نفت و... از اصليترين منابع ازن هستند كه همه ساله ميليونها تن هيدروكربنهاي مختلف و اكسيدهاي نيتروژن را وارد هوا ميكنند.
صدمات ريوي ناشي از هواي آلوده به ازن, خطري است كه بسياري از مردم را تهديد مي :ند, اين آلودگي به ساير موجودات زنده از جمله گياهان و محصولات كشاورزي نيز صدمات جبرانناپذيري وارد ميكند.
كلروفلئوروكربنها (CFCs) , هالونها (halons) و ساير مواد شيميايي مصنوعي، در 10 تا 50 كيلومتري بالاي سرما شناورند. آنها تجزيه شده مولكولهايي آزاد ميكنند كه ازن را از بين ميبرند. CFC ها مواردي هستند كه صدها مصرف گوناگون دارند چون در مقابل شعله مقاوم بوده و به راحتي تجزيه نميشوند. به خاطر اين پايداري آنها تا 150 سال باقي خواهند ماند.گازهاي CFCبه آرامي تا ارتفاعات 40 كيلومتري صعود كرده و تحت نيروي تشعشعات ماوراي بنفش خورشيد شكسته شده و عنصر شيميايي كلر را آزاد ميكنند. بعد از آزادي هر اتم كلر قبل از برگشت به زمين, حدود 100000 مولكول ازن را از بين ميبرد بخشي از لايه ازن در سطح جهان تا بحال توسط گازهاي CFC تخريب شده است.
با تخريب لايه ازن رسيدن اشعه ماوراء بنفش به سطح زمين, بروز سرطان پوست, بيماري آب مرواريد و تضعيف سيستم دفاعي بدن, افزايش مييابد. با نفوذ بيشتر اشعه ماوراء بنفش از لايههاي اتمسفر, اثرات آن بر سلامتي بدتر شده بهرهدهي محصولات كشاورزي و جمعيت ماهيها كاهش خواهد يافت
کشوری که مردمش ازنظر مسايل زيست محيطی آگاه باشند بيش از ديگرکشورها از بخت توسعه برخوردار است.
زمين منبع محدودی است وبه مقدار آن افزوده نمی شود . تمام زمينهای موجود در کره ما قابل کشت نيستند . هرجه جمعيت بيشتر شود فشار بيشتری برای توليد غذا برزمين وارد می شود.
مردم با تنظيم تعداد فرزندان خود به نسبت منابع وامکانات موجود امکان برخورداری نسل آينده را ازآموزش وبهداشت مناسب فراهم کرده طبعا فقر نيز کاهش می يابد.
يک نشتی کوچک در عرض يک سال چند هزار ليتر آب را هدر می دهد.
هر فرد بطور متوسط در طول روز يک کيلوگرم زباله خانگی توليد می کند و بهرين راههای کاهش اين مقدار محدود کردن مصرف و استفاده مجدد از وسايل قبل از دور انداختن آنها ( مثلا استفاده از ساکهای نايلونی خريد به جای کيسه زباله ) و بازيافت زباله می باشد .
در بازيافت هرتن شيشه از متصاعد شدن 1057 کيلوگرم دی اکسيد کربن به داخل هوا جلوگيری می شود.
با جمع آوري و بازيافت آلومينيم مي توان آلودگيهاي زيست محيطي را به مقدار زياد كاهش دادو در مصرف انرژي صرفه جويي كرد؟
توليد آلومينيم از آلومينيم بازيافت شده 90% انرژي كمتري از توليد آن از سنگ معدن نياز دارد.
بازيابي آلومينيم آلودگي هاي مربوطه را 95% كاهش مي دهد.
ظروف و ضايعات آلومينيم مانند فويل آلومينيومي ، قوطي هاي نوشابه و كنسرو ، بشقاب ، چهارچوب پنجره ها و تراشه هاي آلومينيوم در كارگاهها قابل بازيافت هستند.
با بازيافت فلزاتي مانند آلومينيوم مي توان به مقدار زيادي استخراج از معادن را كاهش داد و با پيشگيري از ايجاد حفره در سطح كره زمين زيبايي آن را حفظ نمود.
منبع: وبلاگ جمعیت کویر سبز کاشان
مديريت زباله هاي شهري
قسمت 2
دكتر قاسمعلي عمراني
دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي تهران
2 ـ طبقه بندي مواد زايد جامد
عبارت مواد زايد جامد (solid wastes) به مجموعه مواد ناشي از فعاليتهاي انسان و حيوان كه معمولا جامد بوده و به صورت ناخواسته و يا غير قابل استفاده دور ريخته ميشوند اطلاق ميگردد. اين تعريف به صورت كلي در برگيرنده همه منابع، انواع طبقه بنديها، تركيب و خصوصيات مواد زايد بوده و به سه دسته كلي زباله هاي شهري، زباله هاي صنعتي و زباله هاي خطرناك تقسيم ميگردند :
2 ـ 1 ـ زباله هاي شهري
در نشريات و كتب از تعاريف و طبقه بنديهاي مختلفي براي توضيح اجزاء مواد زايد جامد شهري استفاده شده است. تعاريف ارائه شده در زير ميتواند به عنوان يك راهنما براي شناسايي اجزاء مواد زايد شهري مورد استفاده قرار گيرد (2)
زايدات غذايي
به قسمت فسادپذير زباله كه معمولا از زايدات گياهي، تهيه و طبخ و يا انبار كردن مواد غذايي به دست ميآيد، اطلاق ميشود. كمّيت پس مانده هاي غذايي در طول سال متغير بوده و در ماه هاي تابستان، كه مصرف ميوه و سبزي بيشتر است، به حداكثر ميرسد. پس مانده هاي غذايي مهمترين قسمت زباله است، چرا كه از يك سو به دليل تخمير و فساد سريع، بوهاي نامطبوع توليد كرده و محل مناسبي براي رشد و تكثير مگس و ساير حشرات و جوندگان است و از سوي ديگر به دليل قابليت تهيه كود از آن (كمپوست) حائز اهميت است. قابل ذكر است كه ميزان پس مانده هاي فسادپذير در زباله هاي شهري ايران بين 35 تا 76 درصد گزارش شده است.
آشغال
به قسمت فساد ناپذير زباله به جز خاكستر گفته ميشود. آشغال در زباله معمولا شامل كاغذ، پلاستيك، قطعات فلزي، شيشه، چوب و موادي از اين قبيل ميشود. آشغال را ميتوان به دو بخش قابل اشتعال و غيرقابل اشتعال تقسيم كرد.
خاكستر
باقيمانده حاصل از سوزاندن زغال، چوب و ديگر مواد سوختني كه براي مقاصد صنعتي، پخت و پز و يا گرم كردن منازل بكار ميرود گفته ميشود.
زايدات ناشي از تخريب و ساختمان سازي
به زايدات حاصل از تخريب ساختمان، تعمير اماكن مسكوني، تجاري، صنعتي، و يا ساير فعاليتهاي ساختمان سازي اطلاق ميشود.
زايدات ويژه
اين قسمت از زباله ها شامل مواد حاصل از جاروب كردن خيابانها و معابر، برگ درختان، اجساد حيوانات مرده و موادي كه از وسايل نقليه به جاي مانده است ميشود.
2 ـ 2 ـ زباله هاي صنعتي
زباله هاي صنعتي، مواد زايد ناشي از فعاليتهاي صنعتي هستند ومعمولا شامل فلزات، مواد پلاستيكي، مواد شيميايي و بالاخره زباله هاي ويژه و زباله هاي خطرناك هستند. كه عمل جمع آوري، حمل و نقل و دفع آنها ضوابط خاص و مقررات ويژه اي را به خود اختصاص داده است.
2 ـ 3 ـ زباله هاي خطرناك
مواد زايد خطرناك، مواد زايد جامد يا مايعي هستند كه به علت كمّيت، غلظت و يا كيفيت فيزيكي، شيميايي و يا بيولوژيكي ميتوانند باعث افزايش ميزان مرگ و مير و يا بيماريهاي بسيار جدي شوند. براساس تعريف آژانس حفاظت محيط زيست Environmental Protection Agency : EPA)) زباله هاي خطرناك به مواد زايد جامدي اطلاق ميشود كه بالقوه خطرناك بوده و يا اينكه پس از طي مدت زماني موجبات خطر را براي محيط زيست، فراهم ميكنند. زباله هاي خطرناك معمولا يكي از مشخصات قابليت انفجار، احتراق، خوردگي، واكنش پذيري و سمي را دارا بوده و اغلب تحت عنوان مواد زايد راديواكتيو، پس مانده هاي شيميايي، زايدات قابل اشتعال، زايدات بيولوژيكي و مواد منفجره دسته بندي ميشوند :
از منابع عمده زايدات بيولوژيكي، بيمارستانها، آزمايشگاه ها و مراكز تحقيقات پزشكي هستند. زباله هاي بيمارستاني به دليل آنكه حاوي زايدات پاتولوژيكي، مواد زايد راديواكتيو، زايدات دارويي، مواد زايد عفوني، مواد زايد شيميايي و بعضا ظروف مستعمل تحت فشار هستند، از منابع عمده، زباله هاي خطرناك در شهرها محسوب ميشوند. تكنولوژي جمع آوري، دفع و يا احياي اين مواد در مقايسه با زباله هاي شهري و خانگي تفاوت بسيار دارد و بايد جداگانه مورد توجه قرار گيرد.
2 ـ 4 ـ زباله ها بيمارستاني
زباله هاي بيمارستاني شامل موادي هستند كه با توجه به نوع كار و وظيفه در هر بخش بيمارستاني، متفاوت ميباشند. مثلا زباله بخش عفوني يا اطاق عمل، با مواد زايد آزمايشگاه يا بخش راديولوژي، تفاوت محسوسي دارد و طبق يك بررسي، زباله بخشهاي مختلف بيمارستانها به هفت گروه تقسيم ميشوند (4):
الف ـ زباله هاي معمولي بيمارستان
عموماً شامل زباله هاي مربوط به بسته بندي مواد و ديگر زباله هاي پرسنل شاغل در بيمارستان و خوابگاه هاي آنهاست.
ب ـ زباله هاي پاتولوژيكي
شامل بافتها، ارگانها، قسمتهاي مختلف بدن، پنبه هاي آغشته به خون و چرك و مواد دفعي بدن همچون نمونه هاي مدفوع و ادرار و غيره جزو اين گروه از مواد زايد، محسوب ميشوند.
ج ـ مواد زايد راديواكتيو
شامل جامدات، مايعات و گازها بوده و در برخي از بخشها و آزمايشگاه هاي بيمارستانها وجود دارند كه جمع آوري و دفع آنها داراي خصوصيات ويژه اي است.
د ـ مواد زايد شيميايي
شامل جامدات، مايعات و گازهاي زايد ميباشد كه به وفور در بيمارستانها وجود دارد، در بخشهاي تشخيص و آزمايشگاه ها ماحصل نظافت و ضدعفوني بيمارستان، وسايل و ابزار تنظيف و ضدعفوني به انضمام داروها و وسايل دور ريختني اطاق عمل بخش ديگري از اين فضولات را تشكيل ميدهند. مواد زايد شيميايي ممكن است خطرناك باشند. فضولات شيميايي خطرناك در سه بخش زير، طبقه بندي ميشوند:
· فضولات سمي : اين فضولات با PH كمتر از 2 (به شكل اسيدي) و بالاتر از 12 (به حالت قليايي) در زباله هاي بيمارستاني وجود دارند. بخشي از داروهاي اضافي و يا فاسد شده، جزو اينگونه فضولات به حساب ميآيند
· مواد قابل احتراق : شامل تركيبات جامد، مايع و گازي شكل
· مواد واكنش دهنده و موثر : در ساير فضولات كه تا حدودي در زباله هاي بيمارستاني، قابل تشخيص هستند.
از فضولات شيميايي بيخطر ميتوان قندها، اسيدهاي آمينه و برخي از نمكهاي آلي و معدني را نام برد. اسيدهاي آمينه و نمكهاي شيميايي نظير نمكهاي سديم، منيزيم، كلسيم، اسيد لاكتيك، انواع اكسيدها، كربناتها، سولفاتها و فسفاتها قسمتي از مواد زايد شيميايي هستند.
ه ـ مواد زايد عفوني
اين مواد، شامل جِرمهاي پاتوژن در غلظتهاي مختلف هستند كه ميتوانند به سادگي منجربه بيماري شوند. منشاء آنها ممكن است پسمانده هاي آزمايشگاهي، جراحي و اتوپسي بيماران عفوني باشد. وسايل آغشته به جرمهاي عفوني در بيمارستان، شامل دستكش، وسايل جراحي، روپوش، لباسهاي بلند جراحي، ملحفه و غيره است. اين زباله ها تقريباً 10% كل زباله هاي بيمارستاني را تشكيل ميدهند. از وسايل جراحي سرنگها، اره هاي جراحي، شيشه هاي شكسته، كاردهاي كوچك جراحي و غيره را ميتوان در يك دسته بندي خاص منظور كرد.
و ـ مواد زايد دارويي
شامل داروهاي پس مانده، محصولات جانبي درمان و داروهاي فاسد شده يا مواد شيميايي هستند كه تا حدود زيادي در زباله هاي بيمارستاني وجود دارد.
ز ـ ظروف مستعمل تحت فشار
ظروفي مثل قوطيهاي افشانه (آئروسُل)، گازهاي كپسوله شده و غيره كه اگر براي از بين بردن آنها از دستگاه هاي زباله سوز، استفاده گردد موجب بروز خطر ميشود زيرا در پاره اي از موارد داراي قابليت انفجار هستند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|